گاهی به باختن فکر کن

پارکینگت مال من

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 17 آذر 1397-04:10 ب.ظ

در راستای نظر مریم خانم که گفته بود از ایده هات نمی نویسی، ایده پارکینگ شیرینگ رو منتشر می کنم.

محل کار من توی یک جای شلوغ تهرانه. و جای پارک برای پرسنل نیست. و به سختی پیدا میشه. البته این مشکل همه تهرانه.دور و بر ما کلی آپارتمان هست که اینها مسکونی هستند و قطعا ساکنینشون پارکینگ دارند. ولی صبحها با ماشین می روند سرکار و پارکینگ خالی می شود. و همون موقع که خالی می شود، یه عده در بدر پارکینگ هستند توی منطقه.

لذا اگه یه اپلیکیشن باشه که اینها رو بهم وصل کنه، ولی هم کار مردم راه می افته و هم میشه ازش نون در آورد.

اگه با این ایده پولدار شدید یه چیزی هم به من بدید. ممنونم





نظرات() 

تفاوت

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 17 آذر 1397-01:19 ب.ظ

خیلی ها معتقد هستند، زن با زن فرق نمی کنه.

رابطه با رابطه هم فرق نمی کنه.

من بنا به تجربه می گم خیلی فرق می کنه.

جزئیات رو هم شرمنده





نظرات() 

چشم شور

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 17 آذر 1397-01:02 ب.ظ

من قدیمها به این نتیجه رسیده بودم که از خوبی های زندگی ام تو وبلاگ نگم.

چون هروقت می گفتم سریع دعوامون می شد لذا دیگه نمی گفتم.

شاید شما به چشم اعتقاد نداشته باشید ولی عملا پیس می آمد.

دیروز هم که اون پست یومیه رو نوشتم ، غرورش گوشی از دستم افتاد و با اینکه تو کیف بود و در کیف بسته بود و این اتفاق قبلا هم افتاده بود ولی ال سی دی به فنا رفت

و یک میلیون و خورده ای امروز پیاده شدم برای تعمیرش. لطفا دیگه چشم نزنید.


پس تو وبلاگهاتون فقط بنالید و از خوبی های زندگی تون نگید.




سوال هوش : گفتم که من کمی سرم گرمه. کسی حدس زده کجا سرم گرمه؟ می خوام باهوشها رو شناسایی کنم






نظرات() 

یومیه

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 16 آذر 1397-03:40 ب.ظ

گفتم یه خورده از زندگیم بگم

بچه ها دارند بزرگ می شوند. و هر روز هزینه های زندگی داره می ره بالا. ولی به لطف خدا درآمد منهم کمی رفته بالا و البته ساعت کاری ام هم بالاست. لذا فعلا از پس هزینه هاشون بر می ام اونها هم به زندگی مشغول هستند.

خانمم هم نسبتا خوب خرج می کند. بعضی روزها حالش خوب است. بعضی روزها بد. مجموعا زندگی می کند. درسش را تمام کرده است و حالا حوصله اش سر رفته و می گه بیکارم. در حالیکه همه اش غر می زند که چقدر بچه ها خونه را بهم می ریزند و او باید کار انجام دهد.


دخترم خیلی به کارهای هنری علاقه دارد و استعداد هم دارد. لذا کارهای دستی انجام می دهد و کلاس گیتار می رود.

زبان رفت ولی موفق نبود. شکمو است و خوب خرج شکم‌می کند.

پسرم در همه کارهایی که می کند موفق است ولی چون تنبل است فقط درس می خواند وبازی رایانه ای می کند و تپل و درشت است. و کلی هم پرهزینه است

پسرک هم شیطون و بازیگوش است .‌کم خرج و مهربون است و همه اش معلمها از دستش شاکی هستند.

ریزه میزه هم هست. از دخترم درسش بهتره ولی از پسرم برنده.


کلا هر کدوم یه طوری هستند. وما هم این تفاوت رو پذیرفتیم





نظرات() 

رنج بیخود

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 16 آذر 1397-03:25 ب.ظ

پذیرفتن دیگران خیلی خوبه. ما را از بردن رنج بیخود رها می کنه‌. یه اشتباه بزرگ اینه که دیگران رو اون طوری که ما هستیم تصور کنیم و بپذیریم.

مثلا فرض کنیم ما خیلی وسواسی باشیم و اگه یه آب بارون بهمون باشه باید بریم حموم و اگه نتونیم بریم رنج می کشیم

بعد یه نفر رو می بینیم که آب بهش پاشیده و نرفته حموم. فکر می کنیم داره رنج می کشه و بخاطرش رنج می کشیم در حالیکه اون رنجی حس نمی کنه.


مثلا دیگه اینکه ماهی ها از بودن تو آب اذیت نمی شن. ولی ما میشیم. و این بخاطر طبیعت بدن هامون است.


مردها و زنها درسته ظاهرا شبیه هستند ولی خیلی فرق می کنند.

اگه بخوام این تفاوت رو واضح نشونتون بدم، وجود فاحشه خانه و زن روسپی است. مردها خیلی راحت می توانند از خانه خارج شوند و بروند به یک خانه فساد و یک پولی بدهند و یک رابطه برقرار کنند و برگردند به خانه.

شاید با رفت و برگشت نیم ساعت هم نشه. مردها هیچ چیزی از خودشون را در آن خانه جا نمی گذارند. عشق و علاقه شان به زنشان کم نشده است و فرقی نکرده.

دقیقا عین مردی که رفته بیرون و یه ساندویچ زده و امده خونه.

اما چون زنها نمی توانند اینو درک کنند و شاید چون اینو نمی دانند وقتی می فهمند ، همسرشان یه چنین کاری کرده، خیلی اذیت می شن.

یه رنج بیهوده

Nevermind عزیز. ممنون از نظرت. اسمت چون خاص است یادم هست که بودی. ولی دیگه چیزی یادم نیست





نظرات() 

هاله ذهنی

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 16 آذر 1397-09:44 ق.ظ

یه نفر بود خیلی وقت پیش که اعتقاد داشت هرکی رو دوست داشته باشیم، اونم ما رو دوست داره. این یه هاله ذهنی و توهم است.

ولی اینو قبول دارم که وقتی یکی رو دوست داریم ، و اون یه پست و یا متن می زاره و یا یه کاری می کنه، سعی می کنیم تلاش کنیم تا اونو به خودمون بچسبانیم و فکر کنیم مخاطب خاص ماییم و نود و پنج درصد مواقع داریم اشتباه می کنیم


مخاطب یکی دیگه است





نظرات() 

نظرسنجی

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 16 آذر 1397-09:17 ق.ظ

علاوه بر اینکه خوبی و بدی منو می تونید بگید و خوشحال میشم بشنوم.


بیشتر خوشحال میشم قدیمی ها بگن سیر تغییر من چطور بوده نسبت به گذشته.


نسبت به قبل بهتر شدم یا بدتر؟

و چه چیزهایی ثابت مونده؟





نظرات() 

دوست داشتن یا دوست داشته شدن

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 15 آذر 1397-05:25 ب.ظ

به نظرتان کدومش مهم تره؟

به نظر من هرکدومش به تنهایی کافی نیست و موجب رنج دیدن میشه.

رابطه ای خوبه و به سرانجام می رسه که مقدار متعادلی از جفتش باشه.



ولی آدم بی نتیجه بودن کارهایی رو که برای دل خودش می کنه ، را راحت تر می تونه هضم کنه.

و دوست داشته شدن حس خوبی است که گاهی از دوست داشتن شیرینتر و امن تره.



نظر شما چیه؟






نظرات() 

زن دوم

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 14 آذر 1397-06:26 ب.ظ

زن دوم داشتن و یا گرفتن در مرحله اول عرضه می خواد.

عرضه گرفتن؟

نه. گرفتنش کاری نداره. عرضه رسیدگی( مراقبت ، نگهداری ، رسیدگی و .‌‌ . .)


و مسئله دوم مدیریت است. مدیریت رابطه اول و دوم و ... .

بقیه اش بماند






نظرات() 

نامه به فردا

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 14 آذر 1397-12:48 ب.ظ

یه سرویسی بود و هست که شما به آینده ایمیل می زنی و در اینده ایمیلت بهت می رسه.

من پارسال زده بودم

امسال گرفتم

جالب بود

تو اینستا گذاشتم

اگه دارید بدید ببینید





نظرات() 

صبحها

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 14 آذر 1397-09:12 ق.ظ

یه همکار دارم که می گه این سعید وقتی می اد ادارهباید بهش دقت کرد. اگه اعصاب نداره اون روز، دور و برش نپلکید.


این بعضی روزها خوبه. بعضی روزها نه. دقیقا کسی نمی دونه چه روزی خوبم و چه روزی بد.


پس باید حواستون و حواسمان به صبح بقیه باشه.



پی نوشت : یکی نظر مخفی داده و گفته خدا کجای زندگی منه؟ و ...‌ .

خدا حدودا همه جای زندگی من هست. من حواسم همیشه به خدا هست.

باهاش حرف می زنم و ازش برای کارهام تایید می گیرم. اشتباه که می کنم ازش عذرخواهی می کنم.


البته شاید همه شیاطین هم اینطوری بودند و این توجیه خوبی نباشه. پس لطفا بهم بگو من از نظر تو چه کار اشتباهی می کنم؟





نظرات() 

نقطه ضعف

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 11 آذر 1397-11:11 ب.ظ

بچه که بودیم و کلا تو زندگی فهمیدم که اگه ببینند قلقلک هستی، سریع قلقلکت می دن.

بفهمند فلان نقطه ضعف رو داری ، سریع دست می زارند روش و ازش سو استفاده می کنند.

دست گذاشتن رو نقطه ضعف آدم موجب می شه بتوانند، آدم رو کنترل کنند و کاری رو که می خوان بکنند و یا بخندند.


واکنش من به این مسئله از بین بردن نقطه ضعفهاست .

لذا من قلقکی نیستم و کلا هم سعی می کنم هیچ نقطه ضعفی نشون دهم.‌حتی اگه دست بزاری رو نکات حساسم و یا خط قرمزهام، به روت نمی ارم که این نقطه ضعف من است.


و اجازه می دم کارتو بکنی و منهم بعدا عکس العمل نشون می دم. نمی دونم این کارم درست بوده و یا غلط ولی در مقابل رفتن و امدن افراد و یا کارهای دیگه شون واکنش نشون نمی دم.


رابطه جنسی هم همین است. سعی می کنم هیچ وقت این رو به عنوان نقطه ضعف خود بروز ندم.


هرکی خواست می ده. هرکی خواست نمی ده. ولی هرکی نداد، ضررشو خودش می کنه. و هر کی داد منفعتشو خودش می بره. و این چیزی نیست که من خوشم بیاد باهاش معامله کنم‌ . اصلا رابطه از روی ترحم و نقطه ضعف رو دوست ندارم.

به بقیه خانمها هم من و هم بقیه روانشناسان توصیه می کنند که ملوس خود وسیله باج خواهی و نقطه ضعف و ناز کشیدن قرار ندهند.


من آنچه شرط بلاغ بود گفتم

تو خواه پند گیر و خواه ملال






نظرات() 

موی دیو

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 11 آذر 1397-08:49 ق.ظ

در نوجوانی در داستانها می خواندم که وقتی با دیو یا غولی دوست بشوی ، دیو در موقع جدا شدن از شما چند تا تار مو به شما می دهد ، تا هروقت خواستید آتش بزنید و در لحظه کنار شما ظاهر شود.

چیز عجیبی بود و باور نکردنی. مگر می شود با کسی که نیست و اصلا معلوم نیست کجای جهان است ارتباط گرفت؟ تا چشممان به موبایل روشن گفت و گفتیم شاید این بوده. ولی امروزه برای من در خانه یک موی دیو دیگر هم وجود دارد. پسری دارم که هروقت می روم خانه ، در دیدرس نیست و در اتاقش است. و با اصلا معلوم نیست در کدام اتاق و کجاست. برای پیدا کردن و دیدنش اصلا لازم نیست صدایش کنم. چون یا نمی شنود و یا حواسش نیست جواب دهد. بهترین کار آتش زدن یک مو است. و آن مو خاموش کردن مودم اینترنت است. بعد از چند لحظه گوشی بدست و دلخور کنار مودم ظاهر می شود





نظرات() 

طلاق

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 10 آذر 1397-11:18 ب.ظ

یکی از مشکلات طلاق تنهایی بعد از طلاق است.

باید بتونی از پسش بر بیایی





نظرات() 

حال

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 9 آذر 1397-11:53 ب.ظ

حالم شبیه مردی است که دوست دخترش قراره ولش کنه





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox