گاهی به باختن فکر کن

فیلتر شبکه های اجتماعی

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 آبان 1398-06:20 ب.ظ

شبکه های اجتماعی فیلتر بشه، وبلاگ من هم رونق پیدا می کنه. ای جونم





نظرات() 

امنیت ملی

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 آبان 1398-06:14 ب.ظ

داشتم فکر می کنم امنیت ملی آمریکا چقدر مستحکم است که با اینکه حمل سلاح ازاد است ، در اعتراضات قتل عام عجیب رخ نمی دهد.‌اینترنت قطع نمی شود و معترضین‌تحمل می شوند.

اینجا اگه اسلحه ازاد بود ، در همین اعتراضات اخیر فقط با تانک و هواپیما می شد جمعش کنی. اونم اگه بشه





نظرات() 

و اما مجلس

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 آبان 1398-04:11 ب.ظ

قبل از شروع امروز نمایندگان مجلس گفته بودند که می خواهند یک طرح دوفوریتی ببرند مجلس برای توقف افزایش بنزین.

هم لیست امید به نمایندگی صادقی اینو گفت و هم ذوالنور نماینده قم.

تا اینکه امروز رهبر گفت که موافق طرح است و یهو مجلس بی خیال بررسی طرح شد و همه عقب کشیدند. و مردهاشون تصمیم به استعفا گرفتند.


اینجا بود که من فهمیدم مجلس واقعا هیچ کاره است و دلیلی هم برای شرکت در انتخابات بعدی مجلس نیست





نظرات() 

بنزین ۳ هزارتومنی

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 25 آبان 1398-08:42 ق.ظ

پنج شنبه ظهر یکی از بچه ها بهم پیام داد که امشبدبنزین میشه سه هزار تومن. گفتم شایعه است باور نکن.

اصلا به مخیله ام هم نمی گنجید که قیمت بنزین یهو بشه ۳۰۰۰ تومن ولی شد.

تاثیرش تو تورم و بقیه چیزها واقعا بده.‌ مثل همیشه رشد قیمتها با رشد حقوقها نمی خونه. مشکل دیگه اینه که به دولت و سیستم هم اعتمادی وجود نداره.

مسولین بطور صریح اعلام کردند که برای فلسطین و عراق و سوریه و یمن هزینه می کنند. بعد برای ما نمی تونند هزینه کنند.

تازه قاچاقچی های بنزین هم از خودشون هستند. بای وصل هستند.


چی بگم. ببینیم اعتراضات مردمی که قراره ساعت ۱۰ ماشین خاموش کنند چی میشه. فقط معلوم نیست کی قراره روشن کنند






نظرات() 

اشباع

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 23 آبان 1398-01:17 ب.ظ

خانم من چایی درست نمی کنه. یعنی کم درست می کنه و معمولا درست کمی کنه. یا حالش باید خیلی خوب باشه و یا مهمون داشته باشیم.

لذا من بخصوص در گذشته شبها برای خوردن چایی یک سر می رفتم خونه مادرزنم.‌چون خونه اونها همیشه بساط چایی براهه.


بعد داشتم فکر می کردم کلا همینه. زن و شوهر اگه تو خونه از یه بابتی اقناع و ارضا نشن، بیرون خونه و در جای دیگه مشکلش رو حل می کنه.







نظرات() 

مختلط

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 22 آبان 1398-02:17 ب.ظ

دیشب عروسی بکی از فامیل های پدری ام بود. فامیل پدری من از نظر مذهبی زیاد به حجاب پایبند نیستند. لذا عروسی مختلط و در یک باغ تالار اطراف تهران بود.

خانمم اول گفت نمی ام. و قرار بود من با مامانم برم. خودم البته نمی دونستم برم یا نرم.

مامانم چون مختلط بود نیامد و کادو را داد ما دادیم.

خانمم و دخترم و پسرک در یک چرخش ۱۸۰ درجه یهو گفتند می آییم. پسر بزرگم گفت مختلط است ، نمی ام.

آدرس را به زور پیدا کردیم. در تالار بسته بود. نگهبان پرسید و وقتی تایید شدیم در باز شد و رفتیم تو.

تالار شیک و قشنگی بود.

پذیرایی هم خوب بود. خانمم و دخترم با چادر امدند. مجموعا خوب بود.

درسته خیلی ها بی حجاب بودند ولی دین من تغییری نکرد و اونقدر عجیب و غریب نبود و اسلام آسیب ندید






نظرات() 

نتیجه صحبت

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 21 آبان 1398-04:07 ب.ظ

یادتونه با خانمم دخترم در مورد شرایط مالی ام صحبت کردم و قرار شد برای عقد خواهرش لباس نخره؟


زهی خیال باطل جفتشون لباس خریدند. آرایش رفتند. ‌اتلیه هم رفتند. و همه ا ن حرفها و تصورات و تخلفات باد هوا شد.


به این نتیجه رسیدم که زنم واقعا ولخرج است و نمی زاره من پول جمع کنم.





نظرات() 

بانک مرکزی

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 21 آبان 1398-04:04 ب.ظ

چند روز پیش تو بانک مرکزی یه جلسه بود که منم رفتم. در خصوص رمز یکبار مصرف

فکر کنم اولین جلسه من در بانک مرکزی بود.

هیبت خوبی داره و چند سالی هست که ساختمانش چشمم رو گرفته و دوست دارم برم اونجا کار کنم.

فعلا برای جلسه رفتم اونجا تا بعد.


راستی یه سر هم به یکی از دوستانم تو بانک مرکزی و یه قهوه باهم خوردیم





نظرات() 

انتقاد پذیری

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 آبان 1398-08:05 ق.ظ

من فکر می کردم آدم انتقاد پذیری هستم. الان هم نمی دونم هستم یا نیستم ولی اینو می دونم که به غر خیلی حساسم.

و غر برایم تنفر زا است.

گاهی که با خانمم حرف می زنیم تا اونجایی که از خاطرات و اتفاقاتی که افتاده می گه، خوبه و دلم می سوزه و می گم چقدر بی عرضه بودم. ولی وقتی می زنه تو غر ، کلا فضا عوض میشه کمک ناراحت می شم


می خواستم بیشتر بنویسم ولی نوشتنش سخته





نظرات() 

بعضی ها

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 آبان 1398-08:03 ق.ظ

تاثیر آدمها تو زندگی آدم فرق داره. بعضی ها می آن و با خودشون اثرات مفید ماندگار می گذارند.

به آدم خیلی چیزها رو یاد می دند. حتی ویژگی هایی از بدنت رو شکوفا می کنند که قبلا ازشون مطلع نبودی.


آدم باید تو زندگی قسمتش آدمهای خوب بشه.‌اینجوری پیشرفت می کنه





نظرات() 

جهنم

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 آبان 1398-07:58 ق.ظ

کابوس من دیدن خواب از ناکامی های گذشته است. و چقدر تلخ است.‌خواب دانشگاه رو می بینم که به کلاسها نمی رسم.

و همه اش ناکامی است. و واقعا جهنم می شود خواب برایم. در بیداری هم وقتی حسرت گذشته رو می خورم واقعا عذاب می کشم. البته من خیلی تمرین کردم و حدودا سعی می کنم حسرت و افسوس نخورم ،‌ ولی گاهی اجتناب ناپذیر می شه.


بزرگترین آرزوی من برگشتن به گذشته است که محقق نمیشه





نظرات() 

حامی

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 14 آبان 1398-09:41 ق.ظ

همه ما تو زندگی به حامی احتیاج داریم.

بدون حامی واقعا زندگی سخته. حامی هم انواع مختلفی داره.

حامی فکری

حامی مالی

حا می عاطفی

حامی توجه

حامی جنسی

حامی زور بدنی و غیره


البته گاهی هم پایه احتیاج داریم. پایه برای کارهای مختلف. ولی حامی یه چیز دیگه است.


گاهی آدم نیاز داره فقط با یکی حرف بزنه یا فقط یکی بغلش کنه


خانواده حامی بزرگی است. شبکه های اجتماعی می تونه حامی باشه و ...





نظرات() 

تنهایی

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 13 آبان 1398-08:18 ق.ظ

یکی یه بار بهم گفت تو می تونی یه هفته تنها بخوایی؟اگه یه هفته تنها بخوابی دیوانه می شی.


بعدا به حرفش فکر کردم و دیدم واقعا من از تنهایی آدمهای تنها چی می دونم؟


هیچی نمی دونم. و گاهی فقط شعار می دم





نظرات() 

مشکلات

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 12 آبان 1398-11:51 ق.ظ

ماشین من چند وقت پیش تصادف کرد.

یه مینی بوس زد بهش و فرار کرد. شماره اش رو برداشتیم و پیگیریم ولی روند قضایی مسخره ای وجود دارد که فعلا تعریف نمی کنم.


طبق برآورد کارشناس حدود ۱۲ میلیون خسارت خورده است. بدون احتساب افت قیمت.


مراسم خواهر زنم نزدیکه ولی از راننده متخلف خبری نیست.

لذا رفتم یه صافکاری اطراف خونه. گفت چهار میلیون خرجش است.

بردم یه صافکاری که آشنا بود حدودا با همین قیمت قرار شد ده روزه تحویلم بده و پولش رو قسطی بدم.

بعد زنگ زد که اولا پنج میلیون و نیم دوما بیست روز طول می کشه. سوما قسطی نمیشه. گفتم پس می ام می برمی دیگه. چه فایده؟


بعدشم با خانمم دعوام شد . البته اون دعوا کرد که الا و بلا باید درستش کنی.


راستش خودمم چون پول تعمیر رو نداشتم خیلی اعصابم خورد بود. یه کم آروم شدم





نظرات() 

زن دوم

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 11 آبان 1398-10:19 ق.ظ

کنار همه خوبیها زن دوم یا دوست دختر و یا معشوقه چند تا عیب داره.

یکیش اینه که شبها که می خوای بخوابی، بهش فک می کنی. و از اینکه الان رو تختش تنها خوابیده ناراحت میشی. و می گی کاش الان کنارش بودم. و چقدر حیف که تنهاست





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox