گاهی به باختن فکر کن

پول بهتر است عشق

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 25 شهریور 1398-08:48 ب.ظ

پول برای حفظ عشق لازمه





نظرات() 

خاص

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 25 شهریور 1398-01:36 ب.ظ

شما یه خانم خوش هیکل و دوست داشتنی و مهربون ۲۵ ساله رو تصور کن که پایه ات است. خونه هن از خودش داره و تنها هم هست.


دیگه آدم از خدا چی می تونه بخواد؟


خدا قسمتم کن.





نظرات() 

سالگرد عقد

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 23 شهریور 1398-12:30 ب.ظ

امسال تو مشهد خانمم یه کتانی خاص و گرون رو دید و گفت اینو برام بعنوان کادوی سالگرد عقد بخر.‌البته اولش گفت نصفش رو تو بده نصفش من. بعد هم شد کادو سالگرد عقد.

اونم البته برام‌یه کفش خرید.

شب هم قرار بود بریم بیرون که همه دیگه رفتین خونه مادر زن و همه هم اونجا بودیم واز بیرون شام ساندویچ گرفتیم





نظرات() 

حلال خدا

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 23 شهریور 1398-10:09 ق.ظ

امروز داشتم قرآن می خوندم رسیدم به آیه یک سوره تحریم.

خدا به پیامبرش می گه چرا حلال خدا رو بخاطر رضایت همسرانت بر خود حرام کردی؟

کاری که به شان نزول نداریم ولی خواستم خدایا ما رو ببخش که حلالت را مجبوریم به خودمون حرام کنیم





نظرات() 

ازدواج خوب

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 23 شهریور 1398-08:23 ق.ظ

به نظرم ازدواج خوب وقتی رخ می ده که اولا خودت را بشناسی. بدونی چطور آدمی هستی و تو زندگی مشترک و ارتباطات مشترک دنبال‌چه چیزها و آدمهایی هستی. چه چیزهایی برات مهمه. از چی لذت می بریم. چه چیزهایی برات قابل تحمله و چه چیزهایی نیست. خودت و خط قرمزهات رو بدونی.

دوما طرف مقابل رو بشناسی. سریع بتونی بفهمی طرف مقابلت کیه و چی می خواد و بدردت می خوره یا نه و تو هم بدردش می خوری یا نه.


سوما شجاعت صادق بودن تو رابطه و نه گفتن و کات کردن و یا موندن و حفظ رابطه و هزینه کردن براش رو داشته باشی.


ولی برای ما چطوره؟

بی سواد و بی اطلاعات و احساس بدست وارد رابطه میشیم و با آزمایش و خطا و یکی تو دست خودت یکی تو سر طرف می ریم جلو.


توانش باشه می مونیم بی توان باشیم بدبخت می شیم.



البته ازدواج به روش اول تو ایران فکر کنم فقط توسط مطلقه ها ممکنه. چه مرد چه زن. یعنی ادم‌ بعد از دوسه تا ازدواج فکر کنم تازه می فهمه کیه و چی می خواد.





نظرات() 

چند نوشته

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 21 شهریور 1398-11:10 ق.ظ

‏ظاهرا وضع حجاب زنهای ایرانی در کشورهای همسایه از خودشون بدتره. یعنی جاذبه اصلی دید زدن در کشور ترکیه زنهای ایرانی هستند. لذا ما ملتی هستیم که پول می دیم می ریم در کشورهای همسایه لخت می گردیم و می رقصیم و دید می زنیم و برمی گردیم.

همینقدر مسخره

*******

‏کمی اونور تر زیر پنجره اتاقم تو اداره یه خورده برنج ریختم تا کبوترها بخورند. بعد دیدم یه کلاغه داره می خوره. منو دید ترسید رفت. اول ناراحت شدم. چون هدف کلاغها نبودند. ولی به فکر فرو رفتم. مگه کلاغها دل ندارند؟ برای یه آدم مهربون چرا باید فرق کنه؟ هدف مگه خیر رسوندن نبود؟

*********

‏می گم اگه بخاطر فحش آقایون خانمها رو ورزشگاه راه نمی دن، خوب آقایون رو راه ندن. فقط خانمها برن.

هم آقایون ادب می شن

هم خانمها به مراد دل می رسند

هم آقایون حال خانمها رو اون موقع که راشون ندادند می فهمند

تجربه ای است دیگه.

فقط لطفا آقایون با تغییر چهره نرن تو.‌البته منکه می رم


****&*&&

‏یکی از رویدادهای تلخ زندگی ام دیدن عکسهای دختران هم دوره دانشگاه ام است که در حال زندگی هستند.‌دخترانیکه روشون کراش داشتم ولی بهشون نگفتم و الان تصور می کنم اگه با اونها ازدواج کرده بودم شکل زندگیم چطوری بود؟ بیش از پنجاه درصد جامعه مقصر. هیشکی بهم نگفت بهشون بگو. فقط حسرتش موند


××××××××*****

‏‎‎کلا برای دسته ها همه چی آزاد است. خیابون رو ببند. زیست شبانه داشته باش. برق امام استفاده کن. حسینه ایجاد کن. سر و صدا کن. وسط خیابون پارک کن. و بقیه چیزها


حتی بیحجاب باش.بازم از گشت ارشاد خبری نیست










نظرات() 

نذر

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 20 شهریور 1398-10:32 ق.ظ

نذر هم چیز جالبیه.

تصمیم گرفتم نذر کنم. بعد خواستم برای خدا نذر کنم‌و از خدا حاجتم رو بگیرم. به مشکل نوع نذر. ‌زمان ادای نذر و مکان نذر و اینها می خورم. غذا هم دوست نداشتم بدم. مثلا گفتم اگه فلان حاجت تا عاشورای سال بعد روا بشه، بعد موندم چی بگم؟

برای ائمه نذر راحته. ‌فلان قدر پول می دم به فلان هیئت.

حالا من برای خدا نذر کردم.‌امیدوارم محقق بشه





نظرات() 

مراسم

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 19 شهریور 1398-03:37 ب.ظ

برای یه عده مراسم عزاداری امام حسین شبیه یه کنسرت یا فستیوال است. می رن تماشا. به مداحی وسینه زنی نگاه می کنند و لذت می برند و برمی گردند. یک آهنگی هم یاد می گیرند که زیر لب بخوانند.

برای یک عده شبیه حمام است. می روند شرکت می کنند تا گناهشان پاک شوند. ولی اخلاقشان فرقی نمی کنه.

برای یک عده ولی دانشگاه و مدرسه است که رشد می کنند و تغییر می کنند و بهتر می شوند.

برای شما چطور است؟





نظرات() 

پیشنهاد

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 19 شهریور 1398-12:02 ق.ظ

‏پیشنهاد می کنم همون طور که هماهنگ شده اند و هرشب از دهه محرم را به نام کسی نامگذاری کرده اند، هماهنگ رفتار کنند و همه هیئت ها هرشب یک نوع غذا بدهند.مثلا شب سوم محرم شب قورمه سبزی باشه. عزاداران هم سردرگم‌نمیشود و می فهمند امشب شام همه جا یه چیز است. از اسراف هم جلوگیری میشه





نظرات() 

تاثیر فردی عزاداری

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 18 شهریور 1398-11:58 ب.ظ

به نظر من باید دهه محرم و شرکت در مراسمهای امام حسین تاثیر محسوسی بر شیعه بگذارد که حداقل تا یک ماه انسان بهتری باشد. این تاثیر باید طوری باشد که عموم جامعه بگویند کی محرم می اد یه خورده مردم با انصاف بشوند. مهربون تر بشوند. چشم پاک بشوند. راست گو بشوند،‌مهربان بشوند و ... .

هیات های عزاداری باید دانشگاه اخلاق باشد و محلی برای ارتقا اخلاق اسلامی.

البته که قطعا الان هم کم‌و بیش اینگونه است.

شهادت امام حسین و یارانش را بر همه شیعیان تبریک و تسلیت عرض می کنم.





نظرات() 

جذابیت

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 17 شهریور 1398-03:50 ب.ظ

حرفهای خانم ش ب جالب بود. ازین نظر که شاید واقعا در حق آقایون داره ظلم‌میشه که از ازدواج فراری هستند. واقعیت اینه که در دنیای فعلی آقایون میل چندانی به ازدواج ندارند. چون ازدواج چیز دلچسبی نیست. لذا حدودا همه متاهل ها می نالند. زنها هم درسته می نالند ولی باز ازدواج رو عموما به بی شوهری ترجیح می دن ولی شوهری می خوان که همه چی تموم باشه که خوب چون نبست با جلو در خونه مردم است، عملا سرشون بی کلاه است. لذا نود درصد شبکه های اجتماعی پر از چس ناله زنها است از بی یاری.


از طرفی زنها از رابطه های موقت فراری هستند و دوست دارند تو روابط عمیق باشند ولی مردها ترجیح می دن اول رابطه موقت باشه.‌اگه جذاب بود ادامه می دن.


ولی زنها فکر می کنند اگه وارد رابطه موقت بشند، سریع جذابیتشون تموم میشه






نظرات() 

خرج

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 12 شهریور 1398-11:54 ب.ظ

دقت کردید خرج بچه دختراز بچه پسر بیشتر است؟

از انواع لباس و مانتو و کفش و روسری و چادر

انواع لوازم آرایش

پول آرایشگاه

پول نوار بهداشتی و ....

پول طلا و جواهر و زیور آلات

و اگه سر کار نره این هزینه ها بعلاوه جهیزیه هم اضافه می شه.


پسر اگه زود به در آمد بیفته، خرج عروسی اش رو هم خودش می ده





نظرات() 

فراموشی

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 12 شهریور 1398-07:54 ق.ظ

درست و یا نادرست بدن و مغز من برای کنار آمدن با حجم عظیم ناملایمات زندگی از روش فراموشی استفاده کرده.

من در۲۴و یا ۲۵ سالگی زمانیکه دانشگاه رو ول کرده بودم. یک زن و بچه داشتم از نظر مالی صفر شدم. و شروع کردم از صفر ساختن. با زنی که دوستش نداشتم و هزار تا مشکل دیگه.

اگه می خواستم حجم عظیم حرف و غر و مشکلات را به ذهنم بسپرم، احتمالا خل می شدم. لذا همه چیز رو زدم به بی خیالی و شدم یه آدم خونسرد که خیلی کم غر می زنه. خیلی سریع واکنش نشون نمی ده و وقتی شما ازش گلایه می کنی و غر می زنی و گاها می خوای خودتو جر بدی و یا داری فحشش می دی ، با لبخند بهت می گه عزیزم غصه نخور درست میشه، راه حل اینه و یا اونه.

بعد هم که آروم میشی اصلا به روت نمی اره.

ولی اینجوری نبوده که من نفهمم و یا تو دلم بهت برچسب نزنم و یا ارزشت ثابت بمونه .‌من فقط به روی خودم نمی ارم.

حالا داستان من با خانمم اینطوریه که هروقت دلش می خواد هرچی دلش بخواد می گه و من رو مقصر همه چیز می دونه و خودش رو بی گناه. و انگار هیچ نقشی تو زندگی اش نداره. بعد هم که آروم شد، انگار نه انگار.

ولی این دعوا ها تاثیر بد رو ذهن آدم می زاره و ارزش زن تو چشم آدم کم‌میشه.

تو زندگی فقط از یه نفر توقع داشته باشید و متوقع باشید و اون یه نفر خودتون هستید. بقیه سو سو هستند. کاری کردند دهنشون گرم. نکردند فداسرتون.





نظرات() 

چشم‌و هم چشمی

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 11 شهریور 1398-09:20 ب.ظ

دو روز پیش خانمم در ادامه هنرمندی ها و دلبری هاش زد جفت چرخهای ماشین را نابود کرد و یک خط بزرگ هم روی ماشین بصورت سرتاسری کشید.

من هم از اداره افتادم تا مشکل پیش امده را برطرف کنم. بالاخره دیروز ماشین درست شد و ایشان شب از بنده بصورت لفظی تشکر کردند.

امشب رسیدم خانه.

نه سلام و نه علیک. ‌مسلسل وار شروع کرده که ای چرا اینطوری و چرا اونطوری . چرا ارثت را نمی گیری؟


می گم چی شده؟

این داداشت با اون داداشت دارند می رن ترکیه. ما همه اش داریم درجا می زنیم.

اگه این اسمش چشم‌و هم چشمی نیست چیه؟





نظرات() 

بچه خوب

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 9 شهریور 1398-01:11 ب.ظ

چند روز پیش به خانمم گفتم بچه های خوبی داریم. گفت نه. نداریم. گفتم چطور؟

گفت آخه همه ازشون ناراضی هستند.

گفتم اولا این نسبیه. ثانیا اصلا دلیل نمیشه. باید به سری شاخص داشته باشیم. مثل مدیریت زمان. ادب.‌اعتماد به نفس. مدیریت پول. سلامتی ، زیبایی و غیره.

بعد اینطوری میشه فهمید بچه هامون خوبند یا نه. بعد سر این شاخص ها و امتیاز هریک هنوز به نتیجه نرسیدیم. نظر شما چیه؟


و الان تعیین این شاخصها ذهنم رو مشغول کرده






نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو