گاهی به باختن فکر کن

قربانی

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 11 شهریور 1396-02:50 ب.ظ

از متن زیر خوشم امد. فکر کنم مال شریعتی است. اینطوری تاحالا به عید قربان نگاه نکرده بودم.

تا حالا به قربانی کردن چیزی اینطوری نگاه نکرده بودم





ادامه مطلب


نظرات() 

تنهایی

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 10 شهریور 1396-09:13 ب.ظ

یعنی تو خونه تنها باشی و ساعت ده شب باشه و دوست باشی با یکی حرف بزنی.

بعد ببینی حال کیو داری و یا کی مناسبه، اسما رو مرور کنی. ببینی هیشکی نیست.


بری اینو تو وبلاگ بنویسی.





نظرات() 

بخواه

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 9 شهریور 1396-08:46 ق.ظ

داشتیم با بچه ها در مورد خداشناسی و جبر و اختیار و اینها حرف می زدیم. صحبت دعا و خواستن شد. یه مثال براشون زدم که فی البداهه بود و برای خودم هم جالب بود. بهشون گفتم ببینید من الان کلی ریاضی یا کامپیوتر بلدم. اگه ازم بپرسید بهتون می گم واگه نپرسید نمی گم. در هر صورت چیزی از من کم نمیشه. شما سوالات ریاضی ات را اگر بپرسی من جواب می دم‌. نپرسیدی هیچی به دست نمی آری. درحالیکه من همیشه هستم‌ گفتم باید از خدا بخواهید و بپرسید.


بعد گفتم خوب چرا من خودم کم دعا می کنم. بیشتر دعا کنم و بیشتر بخوام. شماهم بیشتر دعا کنید و بیشتر بخواهید





نظرات() 

اغوش

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 9 شهریور 1396-08:30 ق.ظ

به نظرم آغوش یه خاصیت پاک کنندگی هم داره. همه دلخوری ها رومی شوره می بره





نظرات() 

یومیه

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 7 شهریور 1396-10:32 ب.ظ

من شبها دیر می رسم. هزار تا کار دارم.

کم کم داره انجام میشه.

این شبها مثل امشب خونه جدید تنها می خوابم.






نظرات() 

محاسبه زیاد

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 4 شهریور 1396-11:50 ب.ظ

یه مثال جالب در این حوزه دیدم.

پادشاهی سه دختر داشت. پادشاه دیگری که سه پسر داشت با پسرانش آمد خواستگاری دختران این پادشاه.

پادشاه اول شرط کرد که هریک از پسران یک بار وارد اتاق شود سه دختر را ببیند و انتخابش را بنویسد و در صندوق بنداز و ازدر دیگر خارج شود و منتظر بماند. در نهایت هر دختری که فقط یک خواستگار داشته باشد با خواستگارش ازدواج می کند و دختری که بیش از یک خواستگار داشته باشد چون ممکن است موجب اختلاف بین پسران پادشاه شود ازدواج نمی کند.

پسر اول رفت داخل و دختر کوچک پادشاه را که از همه زیبا تر بود را پسندید ولی چوت عاقل و با کیاست بود ترسید که همه برادران آنرا انتخاب کنند. لذا دختری که از نظر زیبایی دوم بود را برگزید.

پسر دوم پادشاه هم عاقل بود و همین محاسبه را کرد و دختر زیبا را بی خیال شد.

پسر سوم که بی کله و خنگ بود اسم دختر خوشگل را نوشت و به اون هم رسید.


پی نوشت ۱ : بی کله بودن گاهی خوبه.

پی نوشت ۲ : بیچاره دختر سوم

پی نوشت ۳ : سیرت مهمه نه صورت.

پی نوشت ۴: سیب سرخ می رسه به دست چلاق


پی نوشت های بعدی با خودتون





نظرات() 

مانع اصلاحات

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 1 شهریور 1396-09:03 ق.ظ

امروز فکر کردم که برم به مدیرعامل بگم که یه سری نیروی متخصص استخدام کنه و بزاردشون سرکار در واحدهای مختلف تا امور اصلاح شه و پیشرفت کنیم.

دیدم اگه بخواد اینکار رو بکنه منو هم باید برداره و یه متخصص بزاره جام. پشیمون شدم.

لذا فهمیدم یکی از موانع اصلاحات در کشور چیه





نظرات() 

مشهد ۹۶

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 28 مرداد 1396-01:01 ب.ظ

ما مشهدی. همه را دعا کردم. خبری نیست






نظرات() 

بی اعتمادی

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 25 مرداد 1396-10:08 ق.ظ

رئیسم آمد بهم گفت که کپی آخرین فیش حقوقی و حکم کارگزینی ات را بهم بده. می خوام برات درخواست افزایش حقوق کنم.

راستش بهش اعتمادی ندارم و حس خوبی ندارم. ولی مجبور بهش دادم. حس می کمم می خواد علیه من ازش استفاده کنه.

چطوری و کجاش رو دقیق نمی دونم.

ولی باید خوش بین بود





نظرات() 

سفر مشهد

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 25 مرداد 1396-07:29 ق.ظ

امروز انشالله راه می افتیم به سمت مشهد.

و توی هفته بعد برمی گردیم. حاجتی می خواهید بگویید. یادم باشه می گم.

ضمنا همه تون رو دعا هم می کنم. اونجا که هستم هم انشالله سایه ام روی وبلاگ هست.





نظرات() 

دعای مادر

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 24 مرداد 1396-11:35 ق.ظ

به دلایلی که حدودا می تونید حدس بزنید ( و نه دقیقا ) مادر من می گفت نرو مستاجری. با پدرزنت نرو تو یه خونه.

بیا منهم کمکت کنم همه پولها تون رو هم بزارید رو هم یه خونه بخرید.

به دلایلی نمی شد ( مفصله )

در هرصورت کار خونه ما هم جور نمی شد . با مستاجرها می رفتیم پای قرارداد ولی کنسل میشد.

به دلم افتاد که چون مامانم مخالف نمیشه.

باهاش حرف زدم و حدودا قانعش کردم که رضایت بده. و چون داد دیشب اکی شد. البته انشاله





نظرات() 

ازدواج همکار

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 23 مرداد 1396-01:50 ب.ظ

این همکارم که گاهی ازش گفتم

می گه که اصلا حوصله اینکه یکی بیاد بهش بگه زندگیت رو باهم شریک باشیم

یا غر بزنه یا تق نق کنه. یا دستور بده را ندارم

می گه با هر دختری بعد هفت ماه دوست بودن هم حال ادامه ندارم. حوصله دیدنش رو هم ندارم.

کلا پسرها انگار حوصله تعهد و ازدواج رو دیگه ندارند. البته پسر خوب همو هنوز داریم ولی حس می کنم ایران در حرکت فرهنگی به سمت غرب یه جا رو اشتباه پیچیده. فکر نکنم اونها هم اینطوری باشند. شایدم هستند و ما خبر نداریم





نظرات() 

حساب مشترک

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 21 مرداد 1396-08:16 ق.ظ

دوست داشتم یه حساب مشترک با خانمم داشتم که پولها م رو می ریختم توش و اون هرچقدر می خواست و صلاح می دید خرج می کرد و من و تویی نداشتیم . ولی نمیشه. دلیلش هم هم دلی و اعتماد است. البته اینها رو براش توضیح دادم.


به نظر من برای اینکه یک چنین اتفاقی بیفتد باید بین زن و شوهر همدلی و اعتماد باشد.

اعتماد یعنی اینکه به هم مطمئن باشند که دروغ نمی گویند و هرآنچه واقعا می گویند خرج کرده اند. مثلا اگه می گه پنجاه دادم دادم بابت این روسری , واقعا پنجاه تومن داده باشه.


هم دلی یعنی اینکه جفتشون موافق خرید اون روسری بوده باشند. یعنی نحوه خرجکرد و اولویت بندی ها و علایق مشترک داشته باشند .


یه خورده خلاصه توضیح دادم ولی امیدوارم واضح بوده باشه





نظرات() 

ارایش

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 21 مرداد 1396-08:06 ق.ظ

دیروز بله و برون برادر زنم بود.

یکی از چیزهایی که به نظرم خوب نیست اینه که توی این مراسم ها , همه به خودشون می رسند و خودشون رو خوشگل مشکل می کنند .


مراسمی ما که قاطی نیست ولی فکر کنم توی مراسمی قاطی خیلی وقتها , از عروس خوشگل تر هم زیاد تو مراسم ریخته و داماد ممکنه حرص پشیمون بشه تو دلش.

به نظرم توی این مراسم ها نباید همه تلاش کنند تا ثابت کنند از عروس خوشگل تر هستند.

اصلا آرایش جز برای عروس باید ممنوع بشه تا عروس به چشم بیاد.





نظرات() 

وسیع یا عمیق

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 18 مرداد 1396-08:14 ب.ظ

من توی رشته کامپیوتر وسیع هستم.

ولی عمیق نیستم

و این به روحیه تنوع طلبی من به نظرم برمی گرده.

فکر کنم آخرش کار کامپیوتر رو هم ول کنم برم تو یه شغل جدید دیگه.

مثلا بد نبود پزشک زنان و زایمان می شدم با گرایش درمان نازایی.

ولی از شوخی گذشته وسیع بودن خوبه یا عمیق بودن؟

جوابهایی که می دونم رو ندید( نکه خیلی جواب می دید )





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox