تبلیغات
نوشته های یک مرد اردیبهشتی - موش گیری در بامداد
 
گاهی به باختن فکر کن

موش گیری در بامداد

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 22 مرداد 1397-07:51 ق.ظ

دوباره تو خاسیر موش دیده شد. قرار بود برم چسب بخرم که یادم رفت. ساعت چهار صبح بیدارم کردند که پسرک تو اتاقش موش دیده. باور نکردم.

ولی رفتم و یه پتویی رو تکون دادم و خودم دیدمش.


یک موش کوچولو بود. یکی دوساعت اسیر و عبیرش بودم.

از اینور خونه می رفت اونور منم با دمپایی دنبالش. اهل خانه هم جیغ زنان در حال تماشا. البته بیشتر مواقع گم میشد. تا اینکه در نهایت به عقلم رسید زیر در بالکن چسب بریزم. چون می رفت اونجا و از دسترس خارج می شد و اینگونه بود که کشته شد


ت





نظرات() 


مریمم
سه شنبه 23 مرداد 1397 11:23 ق.ظ
هههههههه بعیدم نیست همه دست به دست هم دادن مارو تحت فشار بزارن از ایران بریم
پاسخ بی کلک : شاید
واگویه
دوشنبه 22 مرداد 1397 03:13 ب.ظ
چه صحنه دلخراشی
وبلاگم حذف کردم
با اسم واگویه بدون آدرس کامنت میذارم
سلام
پاسخ بی کلک : آخه چرا؟
گلناز
دوشنبه 22 مرداد 1397 01:37 ب.ظ
بی کلک خونتون به سیستم فاضلاب شهری وصله؟
پاسخ بی کلک : نه. وصل نیست
مریمم
دوشنبه 22 مرداد 1397 11:50 ق.ظ
وای امسال چرا اینجوری شده خونه بابای منم کلی سوسک میاد چندروز پیشم موش دیدن که حیوونی کشته شد سالهای پیش اصلا به این شدت نبود
پاسخ بی کلک : فکر کنم اثر تحریمها است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox