تبلیغات
نوشته های یک مرد اردیبهشتی - پدر بی احساس
 
گاهی به باختن فکر کن

پدر بی احساس

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 26 مرداد 1397-09:58 ق.ظ

من دخترم رو خیلی دوست دارم.

ولی اون همه اش می خواد جلو من قر بده و عشوه بیاد و برقصه و آرایش کنه

و توقع داره من هی قربون صدقه اش بدم.


منم حالشو ندارم. یعنی اصلا اینقدر بصری نیستم. من فکری هستم.

یعنی ترجیح می دم بیاد حرف بزنه باهام.


به نظر شما چکار کنم؟





نظرات() 


زینب خانوم
سه شنبه 30 مرداد 1397 12:48 ق.ظ
البته جسارتا من فک کنم شما بیشتر لمسی باشی
پاسخ بی کلک : جسارتا من وری هستم. یعنی دوست دارم ور برم و باهام ور برن
Tara
شنبه 27 مرداد 1397 11:03 ق.ظ
من یه چیزی بگم اعتماد به نفسی که یک پدر میتونه به دخترش بده، واقعا میتونه براش تاثیر فوق العاده داشته باشه، من با خودم که فکر میکنم از بچگی همیشه اینکه پدرم در مورد. هر. کارم چه نظری داره برام خیلیی خیلیی مهم بوده ،خیلی بیشتر از نظر مادرم! و تقریبا همه موفقیت هایی که داشتم رو مدیون حسی هستم که پدرم بهم داده .
و جامعه ما طوریه که بیشتر به یه پسر میدون میده تا به یه دختر و یه دختر مسیر سخت تری برای موفقیت پیش رو داره حالا برای اینکه بتونه موانعو برداره باید. اعتماد. به نفس خیلی زیادی داشته باشه و این خیلی بستگی به حسی داره که پدرش بهش القا کرده.
من پدرم چند تا کار میکرد که خیلی خووب بود و باعث میشد باهاش خیلی دوست باشم، مثلا بهم میگفت اگه این درو نقاشی کنی یا مثلا این پنجره رو بهت جایزه میدم و منم ساعتها مشغول میشدم وبعدشم که تموم میشد اینقدر ازم تعریف میکرد که حس میکردم رو ابرا هستم یا مثلا میگفت این کتاب داستانو بخون بیا برام خلاصه شو بگو و منم این کارو میکردم و بازم تعریف میکرد و منو علاقه مند به کتاب خوندن میکرد ، یا مثلا بعضی شبا که من وبرادرم بغلش میخوابیدم به جای قصه گفتن برامون ازمون یه چیستان میپرسید و بعد خودش خوابش میبرد ،ولی ما اینقدر به جوابش فکر میکردیم که نمیفهمیدیم کی خوابمون برده. اینا تجربه هایی بودن که هنوزم برام شیرین هستن!
پاسخ بی کلک : ممنونم. خیلی پیشنهاد های خوبی بود
طیبه
شنبه 27 مرداد 1397 10:56 ق.ظ
سلام باباجون
الان کاری نداری برات انجام بدم؟
فکر کنم به اندازه کافی پیر شدی
پاسخ بی کلک : نخیر‌. هنوز جوونم
طیبه
شنبه 27 مرداد 1397 10:53 ق.ظ



مریمم
شنبه 27 مرداد 1397 10:40 ق.ظ
قدر این روزا رو بدون چندسال دیگه باید بهش اصرار کنی که بیاد کنارت بشینه چه برسه به این برات قر بده و عشوه بیاد
پاسخ بی کلک : می دونم
گلناز
جمعه 26 مرداد 1397 06:09 ب.ظ
وااای دخترا چه عالمی دارند الان یک چیزایی کم کم تو ذهنشون میسازند که هر چی بزرگتر میشن باید دونه دونه خرابشون کنند.دختر وقتی کوچیکه فکر میکنه زیباست و زیبایی مهمه وقتی بزرگ میشه میبینه نه زیباست نه زیبایی مهمه.لیلا فروهر یک ترانه خونده وصف حال یک دختره. که دخترا همش تو تور و پولکند. من که هم از دخترا بدم میاد یعنی کلا از بچه بدم میاد همم دلم براشون میسوزه.
پاسخ بی کلک : اتفاقا زیبایی خیلی هم مهمه.
من از دخترا خوشم می آد. بخصوص بغلی هاشون
طیبه
جمعه 26 مرداد 1397 11:34 ق.ظ
خب من باید دخترت می شدم.من باید حرف بزنم وگرنه می میرم
پاسخ بی کلک : یه خورده که پیر تر شدم بیا دخترم بو. بهم رسیدگی کن. هزینه هام با تو باشه. منم به حرفات گوش می دم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox