تبلیغات
نوشته های یک مرد اردیبهشتی - سورپریز
 
گاهی به باختن فکر کن

سورپریز

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 26 شهریور 1397-10:57 ق.ظ

امروز صبح خانمم ساعت هشت زنگ زد و احوالپرسی کرد. خیلی تعجب کردم. گفت صبحانه خوردی؟ الکی گفتم فقط یه چایی. ( ولی یه مقدار بیسکویت هم خورده بودم )

بعد دوباره احوالپرسی و خداحافظی.

با اینکه عجیب بود ولی با خوش بینی ردش کردم.

یک ربع ساعت بعد شایدم کمتر زنگ زد و گفت سریع یه ۵۷تومن پول بریزم به حساب یه کسی. تا یه لباسی رو سریع بخره.

حین صحبت من صدای دخترم رو هم می شنیدم. گفتم هانی پیشته؟ گفت نه.

تا اینکه یه ربع بعد از نگهبانی زنگ زدند که بسته داری. گفتم من؟

گفت اره. رفتم گرفتم. دیدم یک جعبه حاوی صبحانه است. و چه صبحانه کاملی.

و بعد فهمیدم دخترم فرستاده.

واقعا سورپریز شدم





نظرات() 


واگویه
دوشنبه 26 شهریور 1397 04:37 ب.ظ
بازم خوبه و خوشحالم براتون بابت یه صبح توپ
پاسخ بی کلک : ممنونم
واگویه
دوشنبه 26 شهریور 1397 03:50 ب.ظ
آفرین به گل دخترت
حالا این سورپریز دختری بود تنها یا نقشه مادر و دختری برای شاد کردن و دادن انرژی توپ به شما؟
پاسخ بی کلک : فقط دخترم انگار
شهرزاد
دوشنبه 26 شهریور 1397 02:32 ب.ظ
نوش جان
از کجا سفارش داده بودن ما هم یاد بگیریم فقط یه کم گرون بوده لاکچری محسوب میشه
پاسخ بی کلک : عروس لبنان
طیبه
دوشنبه 26 شهریور 1397 01:16 ب.ظ

بدبین نیستم ولی
خودش اصلا پول نداشت که 57 تومن رو هم ازت گرفت ؟
تا جایی که من فهمیدم اون همیشه بیشتر از حد معمول ازت پول می گیره و یه بار هم گفتی انگار ماهانه بهش حقوق هم میدی
57 تومن فکر نمی کنم براش عدد قابل توجهی باشه(ستاد حسودان و مامورین کوفت کردن سورپرایز)
پاسخ بی کلک : اتفاقا مشخصات کارت خودشون رو دادند. حتی من خواستم با کارت خودم کارت به کارت کنم، قبول نکردند
مینا
دوشنبه 26 شهریور 1397 01:06 ب.ظ
خوش بحالتون ...
واقعا حس خوبیه همینقدر که یکی به فکرت باشه ...
منم سورپرایز دوس دارم..
منتظر یه اتفاق خوبم
پاسخ بی کلک : انشالله که برات پیش بیاد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox