گاهی به باختن فکر کن

زن دوم

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 14 آذر 1397-06:26 ب.ظ

زن دوم داشتن و یا گرفتن در مرحله اول عرضه می خواد.

عرضه گرفتن؟

نه. گرفتنش کاری نداره. عرضه رسیدگی( مراقبت ، نگهداری ، رسیدگی و .‌‌ . .)


و مسئله دوم مدیریت است. مدیریت رابطه اول و دوم و ... .

بقیه اش بماند






نظرات() 


خانم الف
شنبه 17 آذر 1397 01:45 ب.ظ
اونجا بابه.
پسر پس هجرت فکر می کنی برای چه موقس؟
بزن برو
خانم الف
شنبه 17 آذر 1397 08:42 ق.ظ
اول: توی میهن بلاگ با موبایل نمی شه نظر داد . کد رو قبول نمی کنه. می دونی باید چکار کرد؟
دوم: یک بار رفته بودم یزد. یکی از اقوام که اونجا فامیل هم داشت ما رو دعوت کرد به باغ انار یکی از فامیلهاشون.
فامیلشون تو یه محلی زندگی می کردن به نام محله سه زنی ها ! (البته اسم محل چیز دیگه ای بود ومعروف به این اسم شده بود)
ما تو باغ انار که رفتیم این آقا رو با سه تا زنش هم زمان ملاقات کردیم. و برای من جالب بود که چقدر با هم خوشحال بودن.
آقا سه شب اول با خانم بزرگ و دو شب دوم با خانم وسط و دو شب هم خانم آخر.
خانم آخر از همه جوون تر بود . ولی برای من جالب بود که هیچ کدوم از خانم ها خیلی هم زیبا و خوش هیکل نبودن. ولی با هم شوخی می کردن و کلا مدیریت آقا حالا با هر سطح تفکری به نظرم قابل تقدیر بود.
سه تا زن خوشحال! اینطور نیست؟
پاسخ بی کلک : میشه با موبایل نظر داد. فقط کد رو باید با حروف انگلیسی بزنی. یعنی کی برد رو انگلیسی کن.‌
چقدر خوبه باب شه
ماریلا
جمعه 16 آذر 1397 02:00 ب.ظ
راستش تحمل دوست دختر یواشکی هم راحت نیست
ولی من آدمی نیستم که بخوام زندگی با هوو رو تحمل کنم
قیافه اون زنیکه همیشه جلو چشممه
هروقت جایی میرم تو مترو تو خیابون
همش فکر میکنم عه این چقدر شبیه اون بود
خیلی سال گذشته شاید اصلا اونم ازدواج کرده دختر بدیم نبودا
باهاش دوست بودم کلی تلاس کردم زندگیش از هم نپاشه ولی میگفت من دیگه تحمل خیانت و دروغ رو ندارم!!!
خنده داره نه؟
شاید باورت نشه ولی با اینکه حدس میزنم شوهرم الان هم دوست دختر داشته باشه و بهم خیانت کنه ولی هر چند شب درمیون خواب اونو میبینم!
نمیددنم به قول روانشناسا شاید این منم که اونو رها نکردم شوهرم براش تموم شده شاید نمیدونم
خلاصه که اگر هم کاری کردی لااقل نزتر زنت بفهمه
البته که اگر عاشقت باشه میفهمه
و اولین چیزی که در زن فرو میریزه اعتماد به نفسشه
دیگه هیچوقت درست نمیشه
دیگه هیچوقت مادر خوبی نمیشه
اصلا دیگه خوب نمیشه
اصلا کاش آدم همونجا بمیره
همونجا که میفهمه تصوراتش در مورد کسی که میخواسته یه عمر بهش تکیه کنه غلط بوده
پاسخ بی کلک : ممنون که همه رو گفتی
ماریلا
جمعه 16 آذر 1397 01:51 ب.ظ
شوهرم یبار بهم خیانت کرده
گفت یکی از همکاراشو صیغه کرده
تازه طلاق گرفته بود زنیکه(ببخشید ولی واقعا نمیتونم جوrر بهتری صحبت کنم درباره اش)
از نظر همسرم مدت بسیار کوتاهی بود و به قول خودش نه عشق و عاشقی در کار بود و نه رابطه داشتن با هم
ولی عمر من همونجا تموم شد
آدم دیگه ای شدم الان به سختی خود قبلیمو یادم میاد
یجورایی سنگ شدم
خیلی سعی کردم کسی از ظاهرم پی به درونم نبره و خیلی ظاهرو حفظ کردم
دیگه نمیدونم کسی شک کرد نکرد کسی فهمید نفهمید
اون موقع فکر میکردم یه مرد ممکنه یبار اشتباه کنه و اگه برگرده دیگه برگشته
بعد از اون دیگه هیچوقت عاشق شوهرم نبودم
ولی حفظ زندگیم برام خیلی مهم بود
حتی به خودشم گفتم کاری میکنم اطرافیان بهت حسادت کنن بگن چقدر زنش دوستش داره ولی بدون که دیگه هیچوقت نمیتونم دوستت داشته باشم
گفتم حداقل نمیزاشتی من بفهمم نه اینکه یکاره بیای بگی عزیزم این زن نیاز داره میخوام نیازاشو برآورده کنم برای همین صیغش کردم!!!
همون موقع هم زیاد سفر میرفت ولی هیچوقت شک نمیکردم به خودش شک نداشتم واقعا عاشقش بودم
همیشه میترسیدم زنی گولش بزنه فکر میکردم شوهرم خیلی پاکه!!!
ولی بعد که بهتر شناختمش تازه فهمیدم من در مورد زندگی زناشویی اشتباه میکردم
این من بودم که ساده بودم
شوهرم خیلی زرنگ و باهوشه
الانم حدس میزنم تو کشورایی که میره یفر کازی دوست دختر داره ولی این که روابطش تا چ حد باشه مطمئن نیستم
فکر میکنم بیشتر دوست داره لاس بزنه تا...
ولی اگه بخواد مثل شوهر اینک بگه میخوام زن بگیرم و این حرفا اگه ۱۰ تا بچه هم داشته باشم نمیمونم
اابته که الان هم راحت نیست زندگی
ولی حوصله اون یکی رو ندارم
عطایش رو به لقایش میبخشم میرم پی زندگی خودم
وقتی که دلم شکست بهش گفتم طلاقم بده مهریه هم میدونم همشو نمیتونی بدی فقط اونقدر که مجبور نباشم بخاطر نیاز مالی برم سر کاری که در شانم نیست و مجبور بشم با یه مرد زن دار دوست بشم
همین حرفم باعث شد کمی به خودش بیاد و به اصطلاح غیرتی بشه و کلا کات!
میدونم که دوستم داره عاشقانه هم دوستم داره
کلی پول خرج میکنه تا من خوشحال باشم
سفرهای خارجی و لباسها و کادوهای گرون(چیزی که تو خونواده اش رسم نیست)
منم بدم نمیاد دوستم داره از بودن باهاش لذت هم میبرم بهش هم میگم ولی واقعا ته دلم هیچوقت خوشحال نیستم
پاسخ بی کلک : جالب بود.‌چقدر اذیت شدی
ماریلا
جمعه 16 آذر 1397 10:53 ق.ظ
نه
کلا گفتم
شوهر اینک زن دوم گرفته
پاسخ بی کلک : راستی بفهمی شوهرت زن دوم داره چکار می کنی؟
ماریلا
جمعه 16 آذر 1397 08:40 ق.ظ
شما وبلاگ اینک رو میخونید؟؟
پاسخ بی کلک : نه.‌نمی خونم. باید بخونم؟
واگویه
جمعه 16 آذر 1397 02:01 ق.ظ
چراغ خاموش میخوندم پست هاتون
پاسخ بی کلک : ممنونم
الهه
پنجشنبه 15 آذر 1397 06:43 ب.ظ
حالا اگه من دوماه هم نیام هیچی نمی گی.
پاسخ بی کلک : ای جانم. اخه این خیلی فعال بود.
ولی حواسم به تو هم هست.
جای خالی گلناز و یاس و فروزان و مریم هم مشخصه
الهه
پنجشنبه 15 آذر 1397 01:06 ب.ظ
و البته لباقت
پاسخ بی کلک : صد در صد
واگویه
پنجشنبه 15 آذر 1397 01:01 ق.ظ
دمتون گررررم
پاسخ بی کلک : به به. بعد از غیبت کبری دوباره امدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox