گاهی به باختن فکر کن

زمان رفتن

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 20 اسفند 1397-03:39 ب.ظ

وقتی نمی تونی حال کسی رو که دوست داری خوب کنی

وقتی دیگه باهات حرف نمی زنه

وقتی باهات درد دل نمی کنه

وقتی بودنت داره اذیتش می کنه.

به نظرم زمان بیرون رفتن از زندگیشه





نظرات() 


واگویه
دوشنبه 20 اسفند 1397 11:22 ب.ظ
یادم رفت بگم که
علت های دیگه هم هست
مث دوستان اون اقا
صحبت های مداوم در مورد انتقال تجربیات ارتباط با خانم دیگه
دیدن فیلم ها و عکس ها و ...
نیروی جنسی بالای مرد
و ....
پاسخ بی کلک : ممنونم
واگویه
دوشنبه 20 اسفند 1397 11:13 ب.ظ
متوجه ام که وقتی پای زن دیگه ای به زندگی باز میشه چه پیامدهایی برای زن به همراه داره
اما در مورد فیلم نفس گرم هم کاملا میشه گفت چرا شوهر اون خانم به دنبال زن دیگه ای رفت
اما چرا زن ها به اولین چیزی که فکر میکنن اینکه کمبودی نسبت به زن دوم دارند؟
اینکه مردها دلشون میخواد یه زن دیگه داشته باشند چیزی هست که خدا در وجود مردها قرار داده(نوع نوشتار من برای بیان این موضوع که خدا در این موضوع که مرد بتونه زن دوم یا ... بگیره حکمت هایی قرار داده البته خدا نگفته همه مردها...شرایط قرار داده..اما متاسفانه آقایون با دستاویز قرار دادن زن گرفتن پیامبر ؛ ازدواج مجدد برای پوشوندن تنوع طلبی و .. شون قرار دادند)
پای زن دیگه ای به زندگی کشیده میشه صرفا به تنوع طلبی مرد ربطی نداره
گاهی وسواسی بودن زن
وجود بچه و معطوف شدن تمام توجه زن به بچه و غفلت از پاسخگویی به نیاز مرد
عدم رسیدگی زن به خودش
بی حوصلگی و .... میتونه یه مرد به سمت زن دوم بکشونه
زن دوم اون روزنه رو پیدا کرده
هیچ وقت برای همسر نقش بازجو رو پیدا نکن که بیشتر از هم دور میشید
اگه اشتباهی مرتکب شده ببخش و مدام با یادآوریش خودت نسبت به ایشون منزجر نکن
به روش نیار
نذار فکر کنه که داری کنترلش میکنه و زیر نظرش داری

خدا بهت صبر بده
برای یه زن واقعا سخته
ماریلا خانم عزیز
لطفا از مشاور خانواده کمک بگیر
اعتماد به نفست بالا ببر
باور کن شما چیزی کم نداری اما اگه ذهنت به سمت مقایسه گری بری شما دچار تزلزل میشی و خود کم بینی و ...
ماریلا
دوشنبه 20 اسفند 1397 10:22 ب.ظ
واگویه جان
چ به پای زن اول نوشته بشه چ نشه واقعیت اینه که زن وقتی با این موضوع مواجه میشه اولین چیزی که از دست میده اعتماد به نفسشه
آدم فقط میشینه با خودش فکر میکنه مگه چی کم گذاشتم
چی نداشتم که اون داشت
آدم وقتی خودشو تو آیینه میبینه احساس میکنه زشت شده
حتی اگر نظر دیگران این نباشه
یادمه یه سریالی بود به اسم نفس گرم
خانم مرجانه گلچین وقتی هووش رو دید هرجا هر زنی میدید فکر میکرد اونه
این موضوع برای خودمن اتفاق افتتد
همش فکر میکردم اون زن رو میبینم
حتی الان بعد از ۵ سال کابوسش منو رها نمیکنه
ولی موضوع از نظر مردها اینجوری نیست
اونها چون شنیدن حق دارن چند تا زن داشته باشن خیلی کمتر به عشق و عاشقی و احساسات فکر میکنند
حداقل همسر من از اون دسته مردهاست که بیماری تنوع طلبی گرفته
ماریلا
دوشنبه 20 اسفند 1397 10:13 ب.ظ
خوشحالم که در مورد زندگی خودتون نگفتین آقای بی کلک
پاسخ بی کلک : ممنونم
واگویه
دوشنبه 20 اسفند 1397 09:49 ب.ظ
ماریلا خانم
اینکه عنوان کرده واقعا خوبه!
علت کشیده شدن مردها به سمت زن دوم و ... همه ش به پای زن نوشته نمیشه(همسر مقصر نیست)
علت های دیگه میتونه داشته باشه
گاهی یه فاصله کوچیک بین زن و شوهر؛ یه کمبود و یا روزنه در زندگی تاهل مرد یا زن ؛ وجود بچه و .... باعث میشه فرد دیگه ای با حرفهاش تو این فاصله بشینه
اینو جدی میگم
الان چه زن و چه مرد بخصوص زن ها دنبال سوژه هایی هستند تا اونا رو به سمت خودشون بکشند
مردها اگه واقعا فکر کنن میبینن زن دوم چیز تازه ای نداره! جز تجربه جنسی جدید و صمیمت ها و ...
زن دوم اگه موفق هست چون کمبودهای مرد شناسایی کرده و از اون طریق مرد ارضا میکنه
در کل من با چک کردن مردها مخالفم
چون مردی که سرش بخواد بجنبه می جنبه و با سختگیری و فلان نمیشه یه مرد پا بند به زندگی کرد
اگه میتونید برید سراغ مشاور خانواده و راهکارهایی ازش درخواست کنید

خدا تحمل این شرایط در شما زیاد کنه
سخته
ماریلا
دوشنبه 20 اسفند 1397 09:08 ب.ظ
واگویه عزیزم
قبلا زیر یکی از پستهای جناب بی کلک گفتم که یکبار همسرم خودش اومد عنوان کرد که میخواد یکی از همکارانش رو صیغه کنه
این که رفتار من باعث شد اون زن از زندگیمون بره یا خودشون به این نتیجه رسیدن نمیدونم
اینکه همسرم واقعا چرا دست به اون کار زد نمیدونم
واگویه جان اگر اشتباه نکنم شما دختر خونه هستی که اهل دوستی با جنس مخالف حالا از هر نوعش مجازی و حقیقی و متاهل و مجرد و دوست اجتماعی و فلان و بیسار نیستی
من هم قبل ازدواجم مثل شما خیلی راحت میگفتم که باید چکار کرد در اینجور مواقع
ولی واقعیت زندگی مشترک خیلی گسترده از این حرفاست
من هم قبل از اون اتفاق هیچوقت به همسرم شک نداشتم اهل چک کردن موبایل نبودم اعتقاد داشتم همسرم باید آزادیهایی داشته باشه
زیاد سوال پیچش نکنم‌و وو
ولی خب اتفاق افتاد
چیزی که هست من اون موقع فکر میکردم یه اشتباه بوده که اگر من مراقبت بیشتری بکنم دیگه اتفاق نمیفته
اما در زندگی آدم چیزهایی پیش میاد که اصلا به فکرش خطور نمیکنه
میترسم زیاد پرگویی کنم آقای بی کلک بلاکم کنه
پاسخ بی کلک : من نه کسی رو بلاک می کنم و نه می تونم بلاک کنم
Aytak
دوشنبه 20 اسفند 1397 08:35 ب.ظ
اینجوری باید نصف آدمای زندگیتو بندازی دور که بیخیال بابا اینا از نشانه های مدرنیته اس! من خودم زیاد با کسی دردل نمیکنم! خیلی هم پرحرف نیستم. ولی دردل بقیه رو خیلی خوب گوش میکنم! خیلی راز دل های دوستامو میدونم! ولی خب مثل خودم کم پیدا میشه اگه پیدا میکردم خوب بود
پاسخ بی کلک : البته منظورم روابط عمیق بود و رفتن یعنی یه قدم عقب رفتن است
فاطمه
دوشنبه 20 اسفند 1397 07:39 ب.ظ
سلام
اینجوری که دل هرز میشه! کمکم میبینی دیگه راحت دلبسته کسی نمیشی.
عشق «متاع» ه؛ باید پاش موند.
اصلا عاشقی به موندنه
«میان عاشق و معشوق فرق بسیار است/ چو یار ناز نماید شما نیاز کنید»
معشوقگی هم گاهی به عتاب و جفا
«عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش/ که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند»

این وسط عشقه که مهمه « هر آنکسی که در این حلقه نیست زنده به عشق / بر او نمرده به فتوای من نماز کنید»


پاسخ بی کلک : ممنونم
واگویه
دوشنبه 20 اسفند 1397 07:01 ب.ظ
ماریلا خانم
از کجا یقین به خیانت همسرتون دارید؟
سعی کنید مدام نپرسید چرا دیر کردی، کجا بودی، کی بود، با کی داری چت میکنی و فلان
گوشیش چک نکن و یا دست تو جیبش نزن
باور کن این نوع کنترل کردن ها نتیجه برعکس میده و راه های بهتری برای پنهان کاری پیدا میکنه
سعی کن ببین چرا ارتباط داره(اگر واقعا یقین دارید به اینکه با خانمی ارتباط داره)
با حدس و گمان و چن تا پیامک حکم نده
باور کن اغلب مردها بخاطر اون حس توجه و تازگی و چشیدن صمیمت اوایل دوران متاهلی به سمت زن دیگه ای میرند
رفتن راه مناسبی نیست
رفتن مساوی با فراره و کم اوردن و به قولی ضعف
خودت بذار جای همسرت و خودت از نگاه همسرت ببین
البته اقایون هم باید هوای زن داشته باشند
پاسخ بی کلک : ممنونم
ماریلا
دوشنبه 20 اسفند 1397 05:57 ب.ظ
ای بابا
خودم خیلی درست حسابی بودم اومدم اینجا برتر حالم گرفته شد که
چند روزه فقط دلم میخواد گریه کنم
البته فکر کنم این اسمش سندروم شب عیده
شما هم بهش مبتلا شدی
آقای بی کلک من و شما به عنوان پدر و مادر نمیتونیم راحت برای زندگی خودمون تصمیم بگیریم
البته اگر من منطور شما رو از این پست درست فهمیده باشم
منم گاهی به رفتن فکر میکنم
ولی کجا نمیدونم
همش با خودم میگم اگر یبار دیگه خیانت کنه دست بچه هارو بگیرم برم
راستش گاهی اینقدر از دستش عصبانیم که آرزو میکنم دست از پا خطا کنه
ولی اون بلده چجوری حال منو خوب کنه هر چند اولش خودش حال آدمو میگیره
پاسخ بی کلک : من در مورد زندگی شخصی ام نگفتم. همینطوری گفتم
گلناز
دوشنبه 20 اسفند 1397 05:04 ب.ظ
اخه بی کلک تویم بدرد درد دل کردن نمیخوری دم دستی ترین جواب رو به طرف میدی انگار اصلا خودت رو درگیر مشکل طرف نمی کنی و برات مهم نیست .و این تو رفتارتم کاملا مشخصه. ادمی که مثل من تورو بشناسه باهات درد دل نمی کنه منم این یک دونه از دستم در رفت شرمنده.
پاسخ بی کلک : راستش خیلی آدم مناسبی برای درد دل کردن هرکسی نیستم.
باید وارد حریم شخصی بشی
واگویه
دوشنبه 20 اسفند 1397 04:46 ب.ظ
به نطرم بهتره علت جویا بشی اگه اون طرف واقعا برات مهمه
زود جا خالی کردن هنر نیست
پاسخ بی کلک : ممنونم
گلناز
دوشنبه 20 اسفند 1397 04:41 ب.ظ
بی کلک جان نمیدونم چرا من کلا دیگه دوست ندارم با هیچ کس درد دل کنم. عجیبه ولی همش حس می کنم برا هیچ کس مهم نیستم. اگه درد دل کنم برم از پیشش فقط میگه آخی بیچاره. به نظرت چرا اینطوری شدم؟ من چون یک خانمم ذاتا باید حرف بزنم. احساس می کنم این حرف نزدم همش مریضی میشه میچسبه به استخونم. زنی که دیگه نتونه درد دل کنه زیاد عمر نمی کنه.
پاسخ بی کلک : افسردگی گرفتی احتمالا
البته من متخصص نیستم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox