گاهی به باختن فکر کن

ظرفشویی

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 26 تیر 1398-08:01 ق.ظ

ماشین ظرفشویی مون چند روزه خراب شده.

یعنی دو سه روز پیش صبح که خواستم بیام اداره، دیدم فرش آشپزخانه خیسه. دیدم شلنگ ماشین ظرفشویی سوراخ شده. فلکه رو بستم و امدم اداره.

به خانمم هم واتس آپ پیام دادم که نگران نباش. شلنگ ماشین ظرفشویی بود. بستمش.

این روزها که تنها شدم، کارم بیشتر شده.‌لذا خسته تر می رم خونه.

دیشب می گه تو چرا کار خونه رو نمی کنی. از صبح که نیستی. حالا هم می آیی می شینی یه گوشه استراحت می کنی. می گم‌تو آقا داری من از هفت صبح که می ریم بیرون و الان ده شب امدم ، کار کنم‌ بازم خونه هم کار کنم؟


باتری موتورم خراب شده بود. اسیر اونهم شدم که آخرش هم پیدا نکردم.

یعنی یک رب به هفت زدم از خونه بیرون

بیست و پانزده دقیقه از اداره زدم بیرون. حدود ساعت نه رسیدم‌ دم باشگاه پسرم ور داشتم بردمش خونه.

تو راه لوازم ماشین ظرفشویی خریدم. مشکل داشته بردم عوض کردم. کمی دنبال باتری گشتم و بیست و دو و پانزده دقیقه رسیدم خونه. در نهایت ظرفشویی رو درست کردم و خوابیدم.

شما هم اندازه من گرفتار بودید عاشقی یادتون می رفت.

حالا به بقیه داستانها کاری ندارم






نظرات() 


آگهی رایگان پانیکاد
شنبه 29 تیر 1398 09:29 ب.ظ
ممنون از وبلاگ خوبتون
بیمه عمر پاسارگاد
پنجشنبه 27 تیر 1398 02:23 ب.ظ
از همسرتون بعیده که درکتون نکرده
پاسخ بی کلک : از هیشکی هیچی بعید نیست
ایران فیلم
چهارشنبه 26 تیر 1398 09:10 ق.ظ
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox