گاهی به باختن فکر کن

نفع شرکت

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 13 آذر 1398-06:56 ب.ظ

یه قراردادی قرار بود بسته بشه که من بخاطر منافع شرکت مخالف عددش بودم.

معاون که بالادست من بود موافق بود و به من می گفت تو چرا مخالفی؟ و دلایل من براش قانع کننده نبود. یه خانم داریم تو اداره بهش می گفت گچکار آماده کش معاون.

معاون هرچی رو می خواد توجیه کنه می ده این خانم براش گزارش تهیه می کنه‌‌. در این خصوص هم همین کار رو کرد.‌بعد منو جلسه هیات مدیره خواستند و من رفتم و علنی از ایده ام دفاع کردم.

فقط کسانیکه در ادارات نیمه دولتی کار کرده اند می دانند محیط چقدر چاپلوسانه است و کسی جرات ندارد توی روی مقام مسولش، باهاش مخالفت کنه.

منم خیلی ریسک کردم ولی فعلا که اتفاق بدی نیفتاده.

ضمنا این خانم ماله کش صبح که می خواستیم بریم جلسه تو اون یکی ساختمون گفت بیا با ماشین من بریم. گفتم ممنون. من با موتور خودم می ام.‌شماهم با ماشین خودتون تشریف بیارید. اگه با ماشینش می رفتم باید با ماشینش برمی گشتم و منم که اهل این داستانها نیستم.


راستی باتوجه به نوشته هام فکر نکنید من خیلی ادم‌تابلو و هیز و مزاحمی تو محل کار یا اجتماع هستم. من یه مرد آروم تو محل کارم. و اصلا تابلو نیستم( البته از نظر خودم)





نظرات() 


اسکریپت
پنجشنبه 14 آذر 1398 12:27 ب.ظ
جالب بود.
پاسخ بی کلک : ممنونم
مژده
پنجشنبه 14 آذر 1398 06:45 ق.ظ
چرا از این جهت نگاهش نمیکنی که شاید ایشون به خاطر آلودگی هوا چنین پیشنهادی دادی اصلا تو چرا تعارفش نکردی با موتور تو بیاد؟
پاسخ بی کلک : افرین. به نکته های خوبی اشاره کردی. من اصلا به انگیزه اون تو متن اشاره نکردم. چون سوار موتور من می شد و چه من سوار اون می شدم، در هرصورت ممکن بود حرف در بیارند
...
چهارشنبه 13 آذر 1398 07:55 ب.ظ
جو محیطهای دولتی خیلی خاله زنکی هست؟ من جای خصوصی کار می کنم حس می کنم اصلا این حرفا نیست. اگه باشه هم برا کسی مهم نیست.
نکنه اونجام خیلی چیزها هست و من فکر می کنم نیست؟
پاسخ بی کلک : بالاخره حرف براحتی در می اد
...
چهارشنبه 13 آذر 1398 07:53 ب.ظ
نه کلا خواستم جو کاری دیگران هم دستم بیاد.
پاسخ بی کلک : ممنون
مژده
چهارشنبه 13 آذر 1398 07:44 ب.ظ
جسارتت ستودنیه
هفته پیش منم تقریبا چنین موضوعی تو محل کار داشتم که طرف بعد چند روز اعصاب خوردی متوجه اشتباهش شد امروز ازم عذر خواهی کرد.
پاسخ بی کلک : ممنونم
...
چهارشنبه 13 آذر 1398 07:36 ب.ظ
این تعارفا ازطرف همکارای مرد برام عادیه چون من ماشین ندارم بالاخره باید یکی منو ببره. ولی تو چرا فکر کردی داره فاز میده؟
پاسخ بی کلک : من فکر نکردم داره نخ می ده. من فقط برای اینکه حرف در نیاد باهاش نرفتم و برنگشتم. منکه دنبالش نبودم. اونم احتمالا نبود. چرا داستان درست نکنم؟
...
چهارشنبه 13 آذر 1398 07:26 ب.ظ
یعنی خانم ماله کشه بهت نظر داشت؟
پاسخ بی کلک : نمی دونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو