گاهی به باختن فکر کن

دین

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 30 شهریور 1396-04:28 ب.ظ

شاگرد : استاد دین برای این آمده که جهنمی ها زیاد شن؟

استاد : نه. تصورت اشتباهه

شاگرد : استاد من اگر مشروب بخورم می رم جهنم؟

استاد : بله

شاگرد : اگه از دین خبر نداشته باشم؟

استاد : نمی ری جهنم. ‌چون نمی دونستی.

شاگرد : دیدی دین جهنمی ها رو زیاد می کنه.!!!!!



پی نوشت : باید تصورمان رو از دیم بهتر کنیم. دین آمده بهشتی ها رو زیاد کنه





نظرات() 

مطلب رمز دار : طوفان ناگهانی

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 29 شهریور 1396-03:38 ب.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نظرات() 

طوفان

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 29 شهریور 1396-10:08 ق.ظ

طوفان نسبتا گذشت. و همه چیز اروم شد. بدلیل شخصی ازش نمی نویسم.

می تونست منشا اتفاقهای خوب و بد زیادی بشه. ولی نشد.

امیدوارم خیر باشه






نظرات() 

آرامش قبل از طوفان

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 27 شهریور 1396-09:29 ب.ظ

این روزها روزها ی قبل از طوفان است. هواشناسی پیش بینی کرده طوفانی در راه است.

درسته گاهی اشتباه می کنه. ولی گاهی هم درست می گه





نظرات() 

ارادت یا عمل

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 25 شهریور 1396-09:36 ب.ظ

فرض کنیم یک معلم دینی داریم که خیلی آدم خوب و دوست داشتنی هست. یه شاگرد دارد به نام الف و یه شاگرد به نام ب. آقای الف همیشه از معلم تعریف می کند‌ به همه می گوید به معلم ارادت دارد. اسم معلم را اصلا روی دستش خالکوبی می کن و غیره. ولی عمل ندارد. یعنی احکام نماز را بلد نیست. روخوانی قرآن رادیو نیست. احادیث دین و احکام دین را بلد نیست. انگار اصلا سر کلاس معلم ننشسته است و کلا رفتارش با رفتار معلم سنخیتی ندارد.

شاگرد ب ادعایی ندارد. نه خود را مرید معلم معرفی می کند و نه سینه چاک می دهد حتی ممکن است بگوید معلم را نمی شناسد و یا بگوید از معلم خوشش نمی آید. ولی حرف های معلم را در عمل بکار می بندد‌ روخوانی بلد است. احکام دین را بلد است و اجرا می کند.

به نظر شما معلم به کدامیک نمره بهتری می دهد؟

مخلص کلام اینکه آیا ارادت بی عمل ارزشمند است؟

آیا عمل بی ارادت ارزشمند است؟

جواب سوالات بالا منشا رفتار و سلوک خیلی از ما ها است. بی آنکه متوجه باشیم





نظرات() 

چند جمله

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 25 شهریور 1396-01:00 ب.ظ

با یه دختر دوست بودم اسمش عاطفه بود, این جشن عاطفه ها هم کادو میخواست

حالا هی من میگفتم بابا بخدا این جشن واسه لوازم التحریر نیازمنداس

*******

‏معتاده گفت داداش یه کمکی میکنی؟

یه سیم مفتولی بلند و یه تیکه آدامس بهش دادم گفتم برو از صندوق صدقات پول دربیار

بجای ماهی، ماهیگیری یادش دادم

*********

‏كاش یه ماهی بودم و همه ی بدبختی های زندگیم بعد از هشت ثانیه فراموش میشد

*********


یه روزی

یه کسی وارد زندگیتون میشه..

کاری میکنه بفهمید قبل اون زندگی نکردید

من قول میدم که میاد

قولِ اومدنش با من

قولِ نگهداشتنش با شما

قبول؟


********

پی نوشت : چرا من یکی رو ندارم بهش بگم بهترین اتفاق زندگیم?





نظرات() 

رابطه یک طرفه

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 24 شهریور 1396-04:10 ب.ظ

منظورم اینجا از رابطه یک طرفه رابطه جنسی است.

گاهی یکی از طرفین با دیگری رابطه جنسی برقرار می کند در حالیکه اون یکی علاقه ای ندارد . به نظرم این کار بیشتر توسط مردها انجام می شه.

در هر صورت دو حالت بیشتر نداره. یا نمی دونه اون یکی علاقه ای نداره و یا می دونه.

اگه می دونه دو حالت داره یا براش مهم نیست و می خواد حالش بکنه

یا اینکه براش مهمه ولی دلایل دیگه ای داره.

.یکی از این دلایل که گاهی دلیل منم هست اینه که بخاطر نیاز جنسی مجبور نشم بدم تو بغل یه زن دیگه.

فقط نمی دونم این دلیل برای اون هم قانع کننده هستیا نه





نظرات() 

جمعه

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 24 شهریور 1396-04:09 ب.ظ

جمعه ها

همه چیز تعطیل است

جز...

دوست داشتن تو

که از همان

اول صبح دست به کار میشود!!

☺️♥️





نظرات() 

سالگرد عقد

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 23 شهریور 1396-11:45 ق.ظ

امروز سالگرد عقد ما است. امروز هم تولد همه شهریوری های طرف ما است. لذا خونه مادرزن جمع هستیم و تولد می گیریم.

لذا دیشب شام رفتیم بیرون و یه پاستا خوردیم و یه کارت هدیه به خانمم دادم. ایشون هم زحمت کشید و هیچی به من نداد.

و فکر کنم کلا یک تشکر هم نکرد.


به قول پسرم دیشب سالگرد دستشویی رفتن فرشته محافظ بابا بود.


پی نوشت : یک نفر داشته تو خیابون می رفته یهو یکی بهش می گه وایسا. وایمیسه . یه سنگ از آسمان می خوره زمین جلوش.

مرده به فرشته می گه تو کی هستی? می گه فرشته نجات تو. می گه چندسال پیش موقع ازدواج من کجا بودی?

می گه یه سر رفتم دستشویی بیام. دیدم خودتو بدبخت کردی





نظرات() 

آدمهای کوچک

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 21 شهریور 1396-11:03 ق.ظ

دوسه روزه حقایق تلخی رو فهمیدم.

فهمیدم این همکارم چقدر زیر آب منو زده. چقدر رفته پشتم دروغ گفته.

فهمیدم سر فیش حقوق من چقدر جنجال شده. تو جلسه مدیران بحث شده.

فهمیدم که اگه کاری به کسی نداشته باشی باز باهات کار دارند.

فهمیدم چرا فیش منو گرفتند. چرا فیش ها رو از سامانه برداشتند‌

فهمیدم چقدر آدم تاثیر گذاری بودم و خبر نداشتم





نظرات() 

عقد

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 19 شهریور 1396-01:12 ب.ظ

دیروز عقد برادر زنم بود.

چند ملیون هم این وسط من خرج کردم. خرجها بالاست.

دیروز بعد از آرایشگاه که خانمم و دخترم رو ازش برداشتم رفتیم اتلیه.

فکر کن من تو فکر بودم طلاق بگیرم یا نه؟

بعد باهم رفتیم اتلیه.


ازون بدتر اینکه چند روز دیگه سالگرد عقدمون است.


راستی دیشب هم بد نبود و گذشت.

دیگه همین.







نظرات() 

حال روز

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 شهریور 1396-08:48 ق.ظ

این روزها رابطه با همانده خراب است شدید.

رابطه ج ن س ی هم همینطور.

لذا تو خیابون و اداره و غیره همه به چشمم می آیند.

بخصوص خوشگلها.

و حوصله وارد کردن یه آدم دیگه و رابطه رو ندارم.

فقط به آدمها نگاه می کنم و به چشمم می ان. ولی نخ نمی دم.

به زن گرفتن هم فکر می کنم.

هرکی از بیرون نگاه کنه می گه این خودش زن به این خوبی داره و قشنگی . ولی هیشکی از دلم خبر نداره.


پی نوشت : امرور عقد برادر زنم است و تالار و ... .






نظرات() 

جفت

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 شهریور 1396-08:42 ق.ظ

نمی دانم.

شاید در رحم مادر که بوده ایم، به ما قول داده آمد که اگر بچه های خوبی باشیم و لگد نزنیم و غذا بخوریم در دنیای بعدی یک جفت اجباری نخواهیم داشت و خودمان می توانیم جفتمان را از بین کلی جفت متفاوت انتخاب کنیم‌.


حتی شاید گفته باشند که جفت را می شود در دنیای بعدی عوض کرد.


شما می دانید؟





نظرات() 

عید غدیر

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 شهریور 1396-08:35 ق.ظ

عید غدیر بر شما مبارک باد

امیدوارم در این روز عیدی های خوب از سیدها بگیرید.


و اعمال تون طوری باشه که فرقی بین شما و کسانیکه شیعه علی نیستند دیده بشه و باعث افتخار حضرت علی باشید. ( من خودم نیستم )






نظرات() 

جامعه داغون

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 16 شهریور 1396-04:23 ب.ظ

امروز دوستم یه فیلم برام فرستاد. داشت با یه دختره ور می رفت. البته فقط دختره تو فیلم معلوم بود که کاملا لخت بود

گفتم این چیه؟ گفت هیچی نامزد کرده بوده و بعد باباش پسره رو با سیگار دیده بوده و بهم زده بود. و الان هم دختره خدمت دوست ما آمده بود بعدش.

تعریف می کرد که چقدر هات و ... و ازین حرفا.

گفتم این فیلم ر برای بابای دختره بفرست متوجه عواقب کارش بشه. به من چه.

ولی دختر خوشگل و خوش هیکلی بود.


از اون طرف رفتم تو دیوار دیدم کلی مردها و پسرهای مهربون آگهی کردند که اسکان رایگان به خانمها می دن‌

فقط در ازای کمی کار در منزل. همه هدفشون این بود که امورات منزلشان بگذره. فقط عیبش این بود که همه دنبال دخترهای دانشجو و مجرد و زیر سی سال یا زیر سی و پنج بودند.

یعنی خانم چهل ساله نمی تونه کار خونه بکنه؟

خوب با وجود این امکانات قطعا دیگه کی می ره زن بگیره ؟مگه خله؟





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox