تبلیغات
نوشته های یک مرد اردیبهشتی - مطالب فروردین 1397
 
گاهی به باختن فکر کن

روی سگ

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 30 فروردین 1397-12:42 ب.ظ

هر آدمی حداقل دوتا رو داره.

منم مثل بقیه.

همیشه مهربون نیستم. همیشه ناز نمی کشم.

همیشه صبر نمی کنم. و هزار تا همیشه دیگه.

بد اخلاق میشم . داد می زنم. غر می زنم. می چزونم.


حرف تلخ می زنم و غیره.





نظرات() 

خسارت ق ۲

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 27 فروردین 1397-04:30 ب.ظ

فرداش زنگ زد که من رفتم و پرسیدم حدودا دویست می گیرند فقط برای صافکاری هزینه رنگ هم جداست. گفتم خوب

گفت بهم گفتند از بیمه خسارت بگیری بهتره.گفتن باشه.

به خانمم زنگ زدم که برو سر صحنه و زنگ بزن به خسارت سیار. گفت وقت آرایشگاه دارم. قرار شد برادر زنم بره. رفتند و زنگ زدند و خسارت سیار آمد و بررسی کرد و گفت مشخصات بیمه نامه من با مشخصات ماشینم نمی خونه. فقط پلاک می خونه. لذا خسارت سیار رفت.

من زنگ زدم به بیمه کننده ام و اون هم بررسی کرد و معلوم شد چند سالم پیش اشتباه شده و همینطور تکرار شده آمده تا الان. و ما این چند ساله متوجه نشدیم.

داستانی شد. و چند روزی طول کشید و بیمه از نو صادر شد. و بعدش باید چند روز صبر می کردم و بعد خسارت می دادم. به خسارت دیده گفتم که می تونی چند روز صبر کنی? گفت نه. گفتم چقدر خسارت بدم : گفت سیصد خوبه.

و بهشت سیصد دادم.

خانمم گفت زیاد دادی ولی من با توجه به فرض یک که در قسمت اول مشخص کردم به نظر خودم زیاد ندادم. اون بنده خدا ماشینش را کنار خیابان پارک کرده بود و کاملا بی تقصیر بود.

تازه افت قیمت ماشین و اینها هم داشت

اما نکته مهم و قابل توجه اینکه اگر تصادف من جرحی بود و یا خسارت سنگین بود، اونوقت قطعا در پرداخت مبلغ از طریق بیمه به مشکل می خوردم.


لذا هروقت بیمه نامه را می گیرید با کارت ماشین مطابقت بدید





نظرات() 

جاست فور

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 27 فروردین 1397-12:22 ب.ظ

یکی از برنامه های دوران پولداری من خرید چند تا ماشین و موتور است. مثلا یه ماشین جمع و جور برای داخل شهر و یه ماشین بزرگ برای مسافرت

یا یه موتور پرشی و یه موتور مسابقه ای و غیره.

زنها هم کلا کلا لباسها متعدد برای مراسمهای مختلف دارند زیرا دیگر یکی برای همه چیز نمی شود و هرچیزی یه جاست دارد ( just )

به آدمهای اطرافمان هم که نگاه کنیم هر کدام به یه دردی می خورند :

جاست فور تفریح

جاست فور سوالات کامپیوتری

جاست فور سکس

جاست فور کوهنوردی

جاست فور پول گرفتن


موارد بالا رو گفتم که بگم چرا شوهرها و زنها از چشم افتاده اند؟

زیرا ما آنها را با جاستها مقایسه می کنیم

قطعا جاست فور س ک س بهتری وجود دارد

جاست فور تفریح بهتری وجود دارد

جاست فور پول بهتری وجود دارد

جاست فور مهمونی و درد دل بهتر وجود دارد.


خیلی سخت است که یک نفر باشد که از همه نظر بر همه سر باشد. وقتی مقایسه می کنیم می بینیم که انسانهای بهتر زیادی وجود دارند.

خوشگلتر ، پولدار تر، شیطون تر ، با خانواده تر ، خوش اخلاق تر ، با سواد تر و غیره.

لذا همسر از چشم می افتد ولی باید به یاد داشته باشیم آنها ممکن است فقط از یک نظر ارجح و بهتر باشند و ترکیب و مجموع شان اصلا خوب نباشد.

در مجموع داشتن چند تا ماشین بهتر از یک ماشین است ولی خوب این اختلالات و افتهایی دارد. مثل اینکه بپذیریم هر ماشین هم چند تا صاحب داشته باشد.


این بحث رو می خواستم پخته بنویسم ولی عجله ای شد





نظرات() 

آدم خوب یا آدم با محبت

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 فروردین 1397-11:35 ب.ظ

قدیمها سعی می کردم آدم خوبی باشم . مال کسی رو نخورم.

دروغ نگم ، زیرآب نزنم و غیره. بیشتر سعی می کردم آزاری نداشته باشم و خلق از شرم در امان باشن. البته ذاتا زبون تیزی داشتم ودارم.

ولی همیشه حس می کردم یه چیزی کمه و یه جای کار می لنگه.‌

الان فکر می کنم با محبت بودن هم باید چاشنی روابط باشه. بامبو بودن یه مقدار تعریفش سخته ولی درکش ساده است. در روابط با دیگران فقط خوب نباشیم. کمی هم با محبت باشیم






نظرات() 

فصل نرگس

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 فروردین 1397-11:14 ب.ظ

فیلم فصل نرگس رو دیدم. فیلم قشنگی بود .‌درباره اهدا عضو بود. یآدی هم از عسل بدیعی کرده بود


ولی به یه نکته ظریف هم اشاره کرده بود گه برام جالب بود. یه زن جوونی فوت کرده بود که عاشق شوهرش بود.

بعد قلبش اهدا شده بود به یه دختر جوون دیگری. بعد دختره آمده بود از شوهر زنه تشکر کنه ، تا دیده بود عاشق شده بود. بقول خودش قلبش عاشق ش کرده‌بود و یه چیزی اون تو بود.

ولی جدا اگر اینگونه نباشد تمام حرفهای ما در مورد اینکه عشق یه قلب ربط دارد باد هواست





نظرات() 

خسارت ق۱

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 فروردین 1397-11:13 ب.ظ

چند وقت پیش یکی آمد زد به یکی از دوستام.

بعد به دوستم گفت برو ماشین رو بزار تعمیرگاه من هزینه اش رو می دم. بعد موقع تعمیرگاه و هزینه شروع کرد به ادا در آوردن که می بردی یه جای ارزون تر و ازین حرفها . در هرصورت داد.

اون موقع پیش خودم گفتم متاسفانه سیستم ما درست نیست . والا وقتی یکی بی تقصیر است و یکی صد در صد مقصر ، اون آدم مقصر باید بفهمه که حتی هزینه از کار افتادن و علافی خسارت دیده رو هم باید بده. چون اونکه تقصیری نداشت. این رو بعنوان فرض یک داشته باشید.


چند روز پیش خانمم زنگ زد که من زدم به یه ماشینی. گفتم برا چی? گفت حواسم نبود مالیدم به یه تیبا و یه خط روش افتاد. گفت ماشینه پارک بود.‌گفتم خوب یه کاغذ بزار زیر شیشه. گفت نه. زنگ زدیم صاحبش آمده. گفتم خیلی خسارت خورده؟


گفت نه. اهالی می گن فوقش صد تومن.


گفتم خوب بگو درست کنه خسارت می دیم. چون بیمه ما پنج سال تخفیف داره.

شماره منو داده بود به زن مالک خودرو چون شوهر اون هم نبود.

شب از اداره رفتم خونه. و رفتم سراغ طرف. نزدیک خونه بود.

ماشینش رو دیدم. یه خط رو گلگیر عقب بود. امتداد داشن روی در عقب و بعد در جلو و گلگیر جلو. یعنی قشنگ یه طرف ماشین رو مالیده بود.

گفتم همه اش کار خانم منه؟ گفت اره. باور نکردم. زنگ زدم تایید شد..


بهش گفتم خوب اینکه خسارتش زیاده. برو فردا صافکاری اگه بالای دویست و پنجاه بود از بیمه بگیریم. زنگ می زنیم پرداخت خسارت سیار بیاد و خسارت بده

ادامه در قسمت دو





نظرات() 

خودسانسوری مطلقه ها

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 فروردین 1397-04:45 ب.ظ

یکی از اولین کارهایی که زنهای مطلقه می کنند، دوری از شرکت در مراسم های فامیل و مخفی کردن خود از انظار است.

چرا؟

چون حوصله سین جین شدن و بازجویی و توجیه همه و اینها رو ندارند.


ولی به نظر من اشتباه می کنند. چون اینطوری به خودشون ضربه می زنند و تازه حرف هم پشت خودشون در می ارند.


بهتره با شجاعت در جمع های فامیلی شرکت کنند و یکبار سین جین بشن و بعد خلاص.

توی فامیل هم پذیرفته بشن. بهتر نیست؟





نظرات() 

یک نصیحت

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 فروردین 1397-12:45 ب.ظ

دیروز قرار بود مراسم روز مرد برگزار بشه.

خواهرم بدلایلی رفته خونه مادرم قهر و شاید برای طلاق اقدام کنه. دیروز که همسرش خونه نبود تصمیم گرفت بره یه سری وسایلش رو جمع کنه.

منم رفتم کمکش برای جابجایی . اخرایی کار به خنسی خوردیم. ماشین روشن نشد و زنگ زدیم امداد و غیره. در هرصورت من شب دیر رسیدم.

برای خانمم هم توضیح دادم مشکل رو ولی قبول نمی کرد و غر می زد که چرا دیر امدی. منم می گفتم نا خواسته بود و ...‌

ولی اون می گفت تو هم باید باشی و چرا نیستی و مود غر.

بهش گفتم بابا این مراسم برای بزرگداشت منه . پس بخاطرش اوقات منو تلخ نکن چون دیگه کارکردش برای من عوض میشه



قبول نکرد و بالاخره من به مراسم رسیدم.


بعد در مراسم یه کادو ناچیز به من دادند . ولی سه چهار تا کادو سنگین به باباش دادند.

می گم پس می خواستی به بابات کادو بدید دوست داشتی منم باشم. مراسم من نبود.


اصلا حرص خوردنش و رو مخ رفتنش رو درک نمی کنم و اونم درک نکردن منو درک نمی کنه





نظرات() 

فکر

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 21 فروردین 1397-12:24 ق.ظ

به کارهای کرده اش فکر کنید نه نکرده

اگر دوست داشتید دستتان را بگیرد و نگرفت شما دستش را می گرفتی ، شما چرا نگرفتی؟





نظرات() 

نصیحت

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 19 فروردین 1397-09:39 ق.ظ

به خودتون برسید


رو خودتون سرمایه گذاری کنید


مواظب خودتون و قشنگیاتون باشید





نظرات() 

چتری

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 فروردین 1397-08:50 ب.ظ

دختری که موهاشو چتری می زنه گاهی سه هیچ جلو می افته





نظرات() 

سختی های کار خانمها

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 فروردین 1397-08:00 ب.ظ

چند روز پیش برای عید دیدنی رفتیم خونه فامیل


یکی از دخترهای قشنگ فامیل زده بود صورتش با وایتکس سوزنده بود.


دلم ریش شد. ولی ازش نپرسیدم داستان چی بوده.


مواظب خودتون در حین کار کردن باشید‌ ممنونم





نظرات() 

مژدگانی

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 فروردین 1397-06:40 ب.ظ

توی ویلای شمال یه کیف پیدا کردم. از طریق اینترنت مالکش رو پیدا کردم و بهش خبر دادم.‌تو کیفش حدودا یه تومن پول نقد بود.‌امروز یه پیک فرستاد و کیفش رو گرفت.

کیف مال یه خانم دکتری بود . فکر کنم کارمند همسرش آمد گرفت. به نظر آدمهای مهمی بودند. بعدش یه زنگ هم نزدید تشکر کنند. اگه تا فردا یک هدیه ای نفرست ند دم شرکت و یا زنگ نزن تشکر نکنند از دستشون ناراحت می شم





نظرات() 

شیطنت

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 فروردین 1397-06:34 ب.ظ

این اتفاق متل چند وقت پیشه که جرات نکردم بنویسم ولی حالا می نویسم


من کلا آدم کنجکاوی هستم. فعلا هم یه آپارتمان کوچولو دارم که مالکش نیست و دست منه. یهو یه فکری به سرم زد.‌البته نمی خواستم عملی اش کنم ولی دوست داشتم تست کنم.


لذا یه آگهی زدم که یه آپارتمان کوچولو به خانم جوان دانشجو اجاره می دهم و در قبال اجاره کار دانشجویی انجام دهد. آگهی رو چون تو ایام عید زدم خیلی استقبالی نشد و کسی تماس نگرفت. البته گفته بودم اطلاعات رو به شماره ای تلگرام کنند.


یکی دونفر پیام دادند که اطلاعات بیشتر بدهید گفتم من یه هم خونه می خوام. اونها هم فحش دادند و رفتند.

به تجربه اش می ارزید





نظرات() 

این روزها

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 16 فروردین 1397-10:06 ق.ظ

الان نگران یه دوست غیر خطی هستم.


از اونکه بگذریم بقیه چیزها خوبه و زندگی در جریانه.


خانمم قراره با دوستاش بره کربلا اونم زنونه.


دیگه خبر خاصی نیست.



البته اوضاع روابط زناشویی کما فی سابق خراب است ولی دیگه عادت کردم واز غر نمی زنم





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox