گاهی به باختن فکر کن

برنامه های 98

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 29 اسفند 1397-02:03 ب.ظ

برنامه های سال بعد خودتون رو بگید ببینم



نظرات() 

روزهای سخت

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 28 اسفند 1397-06:15 ب.ظ

روزهای آخر سال روزهای سخت شبکه بانکی است.

تعداد بالای تراکنش موجب میشه بانکها و بستر شبکه پرداخت بره زیر بار و همه اش قطع شه.

و ما استرس زیادی داریم تا مشکل را حل کنیم.

استرس می گم و استرس می شنوید.


بالاخره این روزهای سخت می گذره و روسفیدی و روسیاهی اش می مونه برای من





نظرات() 

دردها

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 27 اسفند 1397-07:56 ق.ظ

دیروز با همکارم صحبت می کردم .

می گفت همه می گن ما مردا دنبال سوراخ هستیم و احساسات نداریم ولی اینطوری نیست.

منم دوست دارم شبها پیش دوست دخترم باشم. بریم؟ شب گردی

بریم باهم قارچ و بال کبابی بخوریم. خوش باشیم

باهم بریم خرید شب عید.

ولی خوب محدودیت وجود داره دیگه. و این محدودیتها و فکر و خیالها ازار دهنده است





نظرات() 

مرد نفهم و دختر عاشق

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 24 اسفند 1397-04:20 ب.ظ

یه تفاوتهایی بین مرد ها و زنها هست که نمیشه کاریش کرد.


البته مردهایی هم شاید باشند که شبیه زنها باشند ولی خیلی سخته بفهمی که ایا اصلا مرد نیستند یا ادا در می اوردند و چون زنها رو می شناسند فیلم بازی می کنند و یا اینکه واقعا هم مرد هستندو هم احساساتی.


از تفاوتها که بگذریم سن هم فاکتور مهمی است. آدم سنش که کمتره خیلی احساسات رقیقی داره. سریع اوج می گیره و سریع آروم می شه. مثل یه حجم آب با عمق کم می شه که زود موج می گیره و یا خشک می شه و .... .

ولی در سن بالا خود بخود آروم میشی. عمیق میشی و ....

مسئله بعدی و تفاوت بعدی در مشکلات و گرفتاری ها است. یک دختر تنها که که یه کار داره و یه ماشین و یه خونه ، بزرگترین مشکلش فقط یه همدم و تنهایی است.‌ولی یه مرد متاهل با بچه، اصلا تنهایی براش دغدغه نیست و هزار تا چیز دیگه براش مهمه.


اینجوری میشه که دختره یک دل نه و صدتا دل عاشق میشه و مرده نمی فهمه و قدرش نمی دونه. و به اندازه کافی و به موقع واکنش نشون نمی ده و ..... .





نظرات() 

احترام

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 23 اسفند 1397-03:51 ب.ظ

چند وقت پیش یه جایی خوندم که اجازه نده بی احترامی بهت ارزون و ساده باشه.


احترام خیلی مهمه. من گاهی اجازه می دم که کسی که دوستش دارم و یا دوستم داره بهم بی احترامی کنه.

بی احترامی فقط فحش نیست. وقتی سوال می کنه و راستش رو می گی ، و می گی دروغ نگو. یا به نوع دیگه بهت می فهونه که داری دروغ می گی . این بی احترامی است. و تحملش برام سخته.


و این درد ها جمع میشه و موجب از چشم افتادن طرف می شه.


سین کردن و جواب ندادن

انفالو کردن

بلاک کردن و .... همه مظاهر بی احترامی در دنیای مدرن است







نظرات() 

خروج گوسفندها

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 23 اسفند 1397-09:23 ق.ظ

علت اصلی اینکه الان به خروج گوسفندها حساس شده ایم و روی زندگی ما تاثیر گذاشته اند این است که روزی روی خروج مغزها حساس نشدیم. مغزها رفتند و بی مغزها حاکم شدند و وضع طوری شد که گوسفندها هم شرایط را نتوانستند تحمل کنند





نظرات() 

زمان رفتن

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 20 اسفند 1397-02:39 ب.ظ

وقتی نمی تونی حال کسی رو که دوست داری خوب کنی

وقتی دیگه باهات حرف نمی زنه

وقتی باهات درد دل نمی کنه

وقتی بودنت داره اذیتش می کنه.

به نظرم زمان بیرون رفتن از زندگیشه





نظرات() 

یومیه

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 20 اسفند 1397-12:00 ب.ظ

کسی رو پیدا کن که بیدار شدن با اون از خوابیدن باهاش با ارزش تر باشه


دو سه شب پیش داشتم خوابهای خوبی می دیدم. به یکی که دوستش دارم داشتم می رسیدم. بعد می خواستم پا شم.‌نمی تونستم. انگار دلم نمی امد از خواب بیدار شم. وابسته شده بودم.


جمعه صبح رفته بودم نون بخرم. همسایه مون هم بود‌ .‌تو راه برگشت جدا شد بده برای نوه اش نون بخره. گفتم خوش بحال نوه ات.

محبت پدربزرگ و مادربزرگ فکر کنم خیلی بچسبه. من زیاد تجربه نکردم.


دیشب با دخترم رفتیم خرید سوپرمارکت. بعد یه آقایی اونجا بود. گفت پسر هم داری؟ گفتم اره. گفت دختر بهتره.

هیچی نگفتم. گفت براش بخر هرچی می خواد. دختر مهمونه. گفتم‌ با اوضاع فعلی حالا حالاها هست.






نظرات() 

شبیه من

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 19 اسفند 1397-02:45 ب.ظ

یه پیچی تو اینستا هست که یه مسابقه خارجی رو نشون می ده.‌به نام راست و دروغ. یا لحظه حقیقت

تو این مسابقه افراد با دروغ سنج تست دادند. بعد روی صحنه کنار خانواده و دوستان و همه بینندگان به سوالات جواب می دن و دروغ سنج هم می گه این راست گفت یا دروغ.

اکثر سوالات به روابط بی تربیتی برمی گرده و البته مسائل دیگه و جذابه.


یه پلیس رو آوردند این دفعه. پرسیدند رشوه گرفتی؟ گفت نه. خشونت بیجا گفت نه. خیلی آدم سالم و شریفی بود . حالا رسیده به سوالهای بی تربیتی. آیا لاس زدی؟ گفت بله.

بریم ببینیم دیگه چه کارهایی کرده؟





نظرات() 

رادیو جولون

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 اسفند 1397-11:39 ق.ظ

رادیو جولون یه رادیو در مورد سفر است.

یه خانمی به نام کیمیا بهمراه یه آقا به نام سالار توش در مورد سفر صحبت می کنند.

خیلی هم سفر کردند. به عنوان های مختلف ( هیچ هاک و کوچ سرفینگ) و غیره. خیلی دوست دارم یه بار و یا یه جوری بشینم باهاشون حرف بزنم و ببینم سفر در تغییر جهان بینی آدم چه اثری داره.


برای خواهر زنم یه خواستگار آمده که مغازه داره و تحصیلات نداره. خانمم می گه مودب ترین و افتاده ترین خواستگاری بود که دیده بود. می گه خواستگار های تحصیل کرده همه مدعی هستند. تا ببینیم چی میشه.


مدتهاست هی بخوام بنویسم. کار تو کار میشه یادم می ره. حتی یادم می ره چی می خواستم بنویسم







نظرات() 

خاطرات مردونه

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 13 اسفند 1397-01:56 ب.ظ

همکارم می گفت که یه دوست داشته که چند تا دوست دختر داشته. حتی از زنهای خیابانی هم سرویس می گرفته.

ولی یه دوست دختر هم داشته که برادر دختره فهمیده بوده و هروقت ایتها رو می دیده ، پسره رو کتک می زده و این یه وضعی.

بعد اینها بهش می گن خوب این دختره رو ول کن. تو که بازم داری.!


می گه نه. این فرق می کنه. اونقدر خوبه که ارزش کتک خوردن هم داره.


اون یکی همکارم هم برگشت گفت که اره. منم یا دونه دوست دختر دارم که کلی تغییر تو رابطه ام ایجاد کرد.

می ترسم اگه از دست بدمش چطوری جای خالیشو پر کنم؟


وقتی باهاشم دلم برای اینها که این حسها رو تجربه نمی کنند ، می سوزه.


می گفت مثلا یادگرفته موقع س ک س حرف بزنه. و از دوست دخترش تعریف کنه.‌و گاهی اینکار معجزه می کنه





نظرات() 

سالگرد ازدواج

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 11 اسفند 1397-09:58 ق.ظ

یکی دو روز پیش سالگرد ازدواجمون بود.‌خانمم یه صندل برام خرید. یه چیزی بین صندل و دمپایی

البته که توسط پسر مون تصاحب شد.

منهم قرار شد ببرمشون بیرون شام و کادو هم چند شاخه گل مصنوعی بدم.

بعد خیلی وقت بود دلش لوستر می خواست.

رفتیم سه عدد لوستر خریدیم و خیلی گرون شد.

و لذا پولهامون تموم شد و شام یه ساندویچ گرفتیم و خوردیم و خلاص





نظرات() 

عمده رنج

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 11 اسفند 1397-08:48 ق.ظ

عمده رنجی که می کشیم از توقع است.

یه مقدارش از توقع مون از دیگران

و گاهی بخاطر توقع خودمون از خودمون





نظرات() 

کار درست در سیستم غلط

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 9 اسفند 1397-10:22 ق.ظ

مدتها بود به این فکر می کردم که در سیستم آموزشی ما کار درست چیست. آیا اساتید باید به همه نمره بدهند؟

باید سخت بگیرند؟

کار درست چیه؟

در نهایت به این نتیجه رسیدم که در سیستم غلط انجام کار درست ممکنه اشتباه باشه. وقتی سیستم غلط و مشکل دار است، شما باید بررسی کنی چه کاری بهتره.


بزار مثال بزنم. کار درست برای یک زندانبان محافظت و جلوگیری از فرار زندانیان است.

فرض کن سیستم قضایی مشکل داره و بدون محاکمه درست و فقط با سلیقه رئیس، افراد رو می فرسته زندان که اعدام کنه.

حالا یه آدم بی گناه آمده زندان تا اعدام بشه.‌کار درست رو نباید انجام بدی. باید کمکش کنی فرار کنه.


و ازین مثالها زیاد میشه زد





نظرات() 

روز زن

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 8 اسفند 1397-09:20 ق.ظ

طی مراسم ساده ای که در خانه مادر زن برگزار گردید، صد به مادر زن و صد به خود زن و پنجاه به دخترمان کادو دادیم.

دخترمان هم صد به مادرش کادو داد و پول کفش خانمم جور شد.

همچنین من چهار تا یه دلاری خریده بودم که به خواهر زن و زن داداشهای خانمم بدم. پشیمون شدم وندادم





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox