گاهی به باختن فکر کن

فلسفه روزه

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397-01:59 ق.ظ

از نظر من روزه گرفتن فقط یه دلیل داره .‌یا من فقط به یه دلیل روزه می گیرم : دستور خدا.


دلیل عقلی برای روزه گرفتن وجود نداره و روزه موجب سلامت جسم نمی شه.

اتفاقا برعکس. فقط وقتی سلامت جسم داشته باشی می تونی روزه بگیری


و هیچ بیماری نیست که درمانش روزه باشد.





نظرات() 

دو درد ماه رمضان

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397-01:57 ق.ظ

درد اول اینکه از صبح تا افطار نمی تونی چیزی بخوری و به همه خوردنی ها قول می دی بعد افطار از خجالتشون در بیایی.

درد دوم اینکه بعد افطار هم برای همه خوردنی ها ۹ا نداری و تا دوتا لقمه می خوری دل درد می گیری.





نظرات() 

کادو تولد

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 28 اردیبهشت 1397-09:27 ب.ظ

اولین کادو تولد رو گرفتم

حالا دنبال یه پهلوون می گردم چراغ دوم رو روشن کنه





نظرات() 

چل چلی

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397-01:13 ب.ظ

چل چلی که داره برای من در آستانه چهل سالگی پیش می اد اینه که جز همسرم با هیچکس دیگری تو هیچ مدل رابطه ای نباشم.


کار سختیه. بخصوص با گرایشات گرم جنسی من و گرایشات سرد همسرم که هر روز هم بدتر میشه.

ولی اینم به تجربه ای است فعلا





نظرات() 

کم توقع

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397-01:09 ب.ظ

من کم توقعم. دنبال کمال به اون معنی نیستم . به همه چیز بصورت نسبی اعتقاد دارم. دنبال اینکه بهترین رو داشته باشم نیستم.

وقتی برای خودم لپ تاپ خریدم ، لپ تاپ رو خریدم که کارم رو راه بندازه.

وقتی برای خودم گوشی خریدم همینطور. البته بعدها که خانم خوبی گوشی فعلی رو بهم هدیه داد فهمیدم که چقدر گوشی خوب ، بهتره.

تو خرید موتور و ماشین و بقیه چیزها هم همیشه اینو رعایت کردم. فقط دنبال این بودم که یه چیز خوب بخرم که کارم رو راه بندازه.






نظرات() 

ماه رمضان

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397-10:22 ق.ظ

حلول ماه مبارک رمضان بر همه مبارک باد.


انشالله امسال این ماه برای همه مون مبارک باشه و دریافت های خوبی غیر از گرسنگی ازش بگیریم.


ماه رمضان شاید برای سلامت جسم تاثیر خاصی نداشته باشه. شایدم داشته باشه. بستگی به نحوه رفتار خود ما داره ولی برای سلامت روح می تونه تاثیرات خوبی داشته باشه.


همینکه بدونی با چند وعده ناهار نخوردن نمی میری.

یا نون و سبزی و پنیر هم خیلی خوشمزه است.

قدر آب و گرسنگی رو بدونی و غیره.


کلا خوبه دیگه. البته بی حالی اش منو اذیت می کنه





نظرات() 

یومیه

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397-10:22 ق.ظ

شبیه بچه ای که یهو از شیر بگیرنش


یهو از ممه گرفته شدم





نظرات() 

دوست داشتن و رسیدن

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397-01:23 ب.ظ

یکی از مشکلات و معایب متاهلی گذشت از چیزهایی است که دوستشون داری.

مثلا بخاطر اقتصاد خانواده باید از لپ تاپ که دوست داری بگذری.

باید از ماشین و یا موتوری که دوست داری بگذری

باید از سفر و تفریح و خیلی چیزهای دیگه بزنی.


البته شاید برای همه متاهل ها اینگونه نباشه.

ولی برای من اینگونه است.


یکی از چیزهای غم انگیزی هم که بخاطر متاهلی باید ازشون بگذرم، دوست دختر ناز و تو دل برو است





نظرات() 

خود واقعی

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 22 اردیبهشت 1397-09:00 ق.ظ

کسانیکه خواننده قدیمی من باشند و دقت کرده باشند در نوشته های من قطعا متوجه یکی از چالشهایی ذهنی من شده اند و آن داستان خود واقعی است.


اکثرا می گویند دوست دارم خودم رو دوست داشته باشی و نه تحصیلات و قیافه و هیکل و ثروت و موقعیت و وضع خانوادگی و سر و زبون و اخلاق و غیره ام رو.


مشکلی که من داشتم همواره این بود که بدون این چیزها آدم چه ارزشی داره؟


فکر کن یه آدمی که نه درس خونده و نه موقعیتی داره و نه قیافه ای داره و نه مال و ثروتی و نه هیکل خوبی.

خوب این آدم دوست داشتنی نیست دیگه و کسی نمی تونه اونو خود بخود دوست داشته باشه.


لذا همیشه چالش خود واقعی رو داشتم.

به نظرم می توان توقع داشت که بخاطر یه ویژگی خاص عاشق آدم نباشند. مثلا بگی تو فقط منو بخاطر هیکلم دوست داری و اگه این هیکل رو نداشتم دوستم نداشتی.

یا تو منو بخاطر ثروتم دوست داری یا منو بخاطر موقعیت شغلی و یا .... .


در پایان عرض کنم که وقتی هیچی نداشته باشی و هیچی نباشی( نه شغل و نه پول و نه قیافه و نه هیکل و نه حتی سلامتی و .... ) واقعا دوست داشتنی نیستی و حتی احمقها هم دوستت ندارند.

ولی باز دو تا احمق تر از احمق وجود دارند که دوستت دارند و آنها پدر و مادر انسان هستند که هرجور باشی حتی زندانی باشی ، فلج باشی و هرچی که باشی و حتی اگه نباشی بازهم دوستت دارند.



من عاشق نیستم ولی قوانین عاشقی رو کم و بیش بلدم. یادم باشه بعدا در این مورد می گم





نظرات() 

تقابل دین و زندگی

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397-04:21 ب.ظ

من نمی دانم شما واقعا نماز صبح می خوانید یا نه. ولی من وقتی نماز صبح را در وقت شرعی آن می خوانم و بعدش می خوابم ، خواب سنگینی می روم. لذا صبح یا دیر بلند می شوم یا بد بلند می شوم.

لذا از یه روزی به بعد دیدم اینجوری نمی شه و نماز صبح نخوندم.


از طرفی ناراحت بودم‌که چرا نماز صبح نمی خونم. لذا یه فکری کردم برای آرامش خودم.‌هروقت که صبح از خواب بلند می شدم همون موقع نماز می خوندم و می امدم سر کار. و گفتم قطعا خدا به این راضی تر است.

گذشت تا اینکه یه مدت پیش پسرم شروع کرد به نماز صبح خوندن.

مادرش رو هم بیدار می کرد. به من گفت بیدارت کنم؟

گفتم نه. گفت چرا؟ گفتم همینطوری.

تا اینکه بعد یه مدت دیدم دیگه نماز صبح نمی خونه. گفتم چرا نمی خونی؟ گفت می خونم خوابم می گیره و تو مدرسه بهم می گن چرا خوابی؟


منم گفتم داستان منم همین بود. بیا مثل من باش. فکر کنم گوش نکرد.


حالا دوباره باهاش حرف می زنم. بهتون خبر می دم





نظرات() 

دوست دختر

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397-07:00 ب.ظ

دوست دختر خیلی خوبه.






نظرات() 

ارزش زن

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397-10:51 ق.ظ

ارزش زن بسیار بالاتر از آن است که با حرف من پایین بیاد و یا بالا بره.


زن خوب یا یار خوب باارزش ترین چیز دنیاست و قیمتی برایش وجود ندارد و کلا انسانیت و انسان و دوست و یار و مادر و اینها اصلا قابل مقایسه و ارزش گذاری نیستند. شاید یک وقت در مورد این چیزها نوشتم.


تمثیل های من برای مقایسه و بی ارزش کردن نیست. ذهن تجربه گرا برای اینکه بتونه یه چیز نامحدود رو تحلیل و بررسی کنه می اد مدل سازی می کنه. و هیچوقت یک انسان را نمی شود صد در صد مدل کرد. من فقط یه جنبه از ابعاد بیشمار را مدل کردم. ببخشید





نظرات() 

ادامه ماشینها

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397-09:18 ق.ظ

مسئله ی دیگری که میشه در موردش حرف زد ، بحث خرید ماشین نو و دست دوم است.

در گذشته ماشین نو خیلی ارزش داشت و ماشین دست دوم ارزشی نداشت. بعلت زیاد شدن حاشیه های خرید ماشین نو ( هزینه های سرباری وکناری ) و شرایط جامعه این روزها گرایش به خرید ماشین دست دوم هم زیاد شده. بخصوص که خریداران ماشین صفر موقع خرید متعهد پرداخت تعدادی سکه بصورت عندالمطالبه به صندوق ماشین می شود.

ولی ماشینهای دست دوم معمولا با تعهد یه سکه هم قابل تهیه است. تازه ممکنه تعدادی سکه‌ هم خودش از قبل تو صندوق داشته باشه.

تازه کیفیت سواری ماشینهای دست دوم ممکنه بهتر باشه و خوش اخلاق تر باشن و یه سری خرجی اولیه و لازم رو صاحب اول انجام داده باشه. البته ماشین با ماشین هم فرقی کنه





نظرات() 

ماشینها

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397-12:07 ب.ظ

در زمانهای قدیم مردم برای رفع نیازهای خود ماشین می خریدند. البته گاهی هم از آژانس استفاده می کردند ولی استفاده از آژانس برای دراز مدت به صرفه نبود. چون تکنولوژی رشد نکرده بود و اسنپ و تپسی نبودند. لذا آژانس گرون در می امد


لذا گرایش به ماشین خریدن بود. و هرکسی از ماشین خود با تمام توان محافظت می کرد. پارکینگ بود و چادر ماشین هم بود و ... .

بعضی افراد هم که وسع مالی داشتند چندتا ماشین می خریدند. و برای هر کاری از یک ماشین مخصوص اون استفاده می کردند.


کم کم هم هزینه های نگهداری ماشینها زیاد شد و هم ماشینها با پیشرفت هوش مصنوعی که مسببش خود مردها بودند ، به وجود همزمان چند ماشین اعتراض کردند و گفتند فقط یک ماشین. و ماشینها هم سعی کردند به سمت چند منظوره شدن پیش برند.

ولی کم کم مشکلات دیگه ای بزرگ کرد. ماشین ها هی پیشرفت کردند و دسترسی هاشون و توانمندی هاشون بیشتر شد و متوقع تر شدند.

اول قرار بود هروقت نیاز به توجه دارند اعلام کنند ولی کم کم یه طوری شد که توقع توجه و حمایت و مراقبت ۲۴ در هفت پیدا کردند. دیدن فیلمهای تبلیغاتی که در آن صاحب ماشینها به ماشینها خیلی توجه می کرد هم تاثیر داشت.

کم کم می گفتند اگر شما به ما توجه نکنید ما صاحب خود را عوض می کنیم و می ریم پیش یه صاحب دیگه که بیشتر توجه کنه و ازین حرفها.

اینجوری شد که دیگه ماشین خریدن و نگهداری از اون به صرفه نشد. و مردها فرهنگشان عوض شد و بجای اینکه برن بسمت خرید چند ماشین برای کارهای مختلف رفتند سراغ روشهای اجاره ماشین و استفاده از اسنپ و تپسی.


و کم کم ماشینهای خود ران و خود صاحب و مستقل هم زیاد شد.

ماشینهایی که هزینه هاشون با خودشون بود.‌اونقدر هوشمند بودند که می رفتند برای خودشون کار پیدا می کردند و بدون اینکه نیاز به مردی داشته باشند از پس امورات خود بر می آمدند.

حتی بعضا در ادارات و سرکار چندتا مرد براشون کار می کردند.

قواعد دنیای مدرن عوض شده‌بود. ولی ماشینها و مردها همچنان بهم نیاز داشتند.

ولی خودخواهی دو طرف مانع یک ارتباط خود بود.‌ یه روشنفکری می گفت که باید روابط رو باز تعریف کرد ولی از سرنوشتش خبری نیست


مشکل اصلی اینه که بعضی از مردها در مورد انتخاب ماشین اول اشتباه می کنند و دوست دارند کنارش یه ماشین دیگه هم بخرند.


ولی خوب اولا ماشینها هم همینو می گن

البته دزد ماشین هم پیدا شد. گه یه ماشینی رو بدزده و بعد یه کم‌سواری یه جایی ولش کنه.

البته همه ماشین رو نمی دزدن. بلکه بعضی با نفوذ در مغز ماشین ماشین ، ماشین رو مال خودشون می کنند.

باتوجه به تنوع ماشینها ، بعضی از ماشینها آرزوی بعضی مردها شد. ولی خوب ماشین خوب یا گرون است و یا صاحب داره.

در هرصورت اینهم یه رنجی است. حسرت کشیدن













نظرات() 

زندگی پنجاه درصد

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397-09:44 ق.ظ


درسته زندگی بد خیلی بده. ولی حداقل تکلیفت باهاش معلومه. می دونی یه زندگی بد داری و باید برای جدا شدن تلاش کنی.

زندگی خوب هم که خوبه.


ولی یه حالت بد زندگی پنجاه درصده. نه اونقدر خوبه که تامین و راضی ات کنه و نه اونقدر بد که بد که ول کنی بری. یه خوبی های خوب و مهم داده که جای دیگه نیست و یه بدی های آزار دهنده که نمی تونی تحملشون کنی.

اینجاست که برای اینکه درد رو فراموش کنی می ری سراغ مواد مخدر و مسکن و بهترین مواد مخدر روابط موازی است.

و مواد مخدر هم که مشکلات خودش را دارد.


و بدبختی اکثرا درگیر زندگی پنجاه درصد هستیم. اون چیزهای خوبی رو که داریم‌نمی خواهیم از دست بدیم و چیزهای بد زندگی رو هم نمی تونیم تحمل کنیم. تغییر و بهبود هم نمی تونیم بدیم





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox