گاهی به باختن فکر کن

فال حافظ امشب

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 30 آذر 1397-09:29 ب.ظ

متن کامل ابیات غزل شماره ۷۸ دیوان خواجه حافظ شیرازی

ابیات ۱ الی ۷

۱) دیدی که یار جز سرِ جور و ستم نداشت / بشکست عهد و ز غمِ ما هیچ غم نداشت

۲) یارب مگیرش ار چه دلِ چون کبوترم / افکنده گشت و عزّتِ صیدِ حَرم نداشت

۳) بر من جفا ز بختِ من آمد و گرنه یار / حاشا که رسمِ لطف و طریقِ کرم نداشت

۴) با این همه هر آنکه نه خواری کشید ازو / هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت

۵) ساقی بیار باده و با محتسب بگو / انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت

۶) هر راهرو که ره به حریمِ درش نبرد / مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت

۷) حافظ ببر تو گویِ فصاحت که مدعی / هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت





نظرات() 

یلداتون مبارک

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 30 آذر 1397-07:30 ب.ظ

وقتی همه چیز را با عقل بخواهی بررسی کنی و فلسفه اش را بیایی و تلاش کنی تا می توانی ، خرافات را از زندگی ات بیرون کنی، اونوقت دیگر جایی برای گرامیداشت بلند ترین شب سال نمی یابی و همه تعبیرات در مورد یلدا را فقط توجیه برای یک واقعه می دانی و نه دلیل.

لذا گاهی بهترین کار فقط استفاده مفید است. استفاده مفید از شب یلدا هم دورهم جمع شدن و سرگرم بودن است. و البته کلا هم باید تمرین کنیم خیلی به فرهنگ و آداب و رسوم تا جاییکه مضر و احمقانه نباشد ، گیر ندهیم





نظرات() 

مطلب رمز دار : هوش مصنوعی ق ۵

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 30 آذر 1397-07:23 ب.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نظرات() 

یکی

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 30 آذر 1397-12:34 ب.ظ

دختر: تو هم خر میکنی

مرد : من کسی رو خر نمی کنم. من فریب نمی دم

دختر : پس چکار می کنی؟تو فکر می کنی فریب نمی دی.‌ولی دخترا زود گول می خورن و باور می کنند. شما براشون یه دنیای رمانتیک و قشنگ می سازید. اول می گید قصد ازدواج دارید. بعد می زنید زیرش.

مرد : خوب اون کسیکه از اول قصدش فریبه، فرق می کنه ولی خیلی وقته اینجوری نیست. ‌‌‌‌کم نظرمان عوض میشه.

دختر: قبول دارم به ما هم خوش می گذره تو اون مدت ولی خوب ما به شما اعتماد می کنیم

مرد: هرکسی باید مسولیت کارهاشو بپذیره. ولی گاهی شناخت عوض میشه. مثلا چون طرف رو خوب نمی شناسی بخاطر اثر هاله ای فکر می کنی از همه نظر خوبه و به درد هم می خورید. ولی بعد که بیشتر آشنا میشه ، می فهمه دختره بدردش نمی خوره.

یه مشکل دیگه که در مورد آقایون متاهل هست، اینه که شرایطش عوض میشه. مثلا با زنش بده، جذب یه دختره میشه. بعد با زنش خوب میشه. اینجاست که اره می ره در باسن مرده. نه راه پس و نه راه پیش.

خانمها عادت کرده اند مسولیت کار خودشون رو قبول نکنند. اویزون مردها باشند و توقع داشته باشند مشکلات رو اونها حل کنند و همه تقصیرها هم گردن مردها باشند.

مردها با زنها فرق دارند . طرز فکر و نیازها شون فرق داره. خانمها دوست ندارند اینو بپذیرند. لذا می نشینند گریه می کنند و حس شکست بهشون دست می ده. مثل اینکه شما یه اسب رو ببری خونه بهش غذا و آب بدی. بعد توقع داشته باشی حرف بزنه. یا توقع داشته باشی یه پرنده پرواز نکنه بره.


پی نوشت: خواننده محترم به نام یکی. نمی دونم کی هستی. ولی من هرگز معلم نبوده ام‌ و فکر کنم اشتباه گرفتی.

من به خدا اعتقاد دارم واونو حاضر می بینم. گناه و اشتباه هم دارم ولی امید به بخشش هم دارم








نظرات() 

مطلب رمز دار : هوش مصنوعی ق ۴

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 29 آذر 1397-02:56 ب.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نظرات() 

حق حریم شخصی

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 27 آذر 1397-04:17 ب.ظ

یکی از مسائلی که هنوز تکلیفش بصورت اساسی روشن نشده، حدود حریم شخصی در روابط زن و شوهری است.

عده ای معتقدند گوشی حریم شخصی است.

عده ای هم گوشی طرف رو مال خودشون می دادند. بامزه تر اونهایی هستند که گوشی طرف را مال خودشون می دانند ولی گوشی خود را حریم شخصی می دانند.


راستش یه خورده نظر دادن سخته. ولی اگه کسی ریگی به کفشش نباشه، گوشی را می شود راحت بدهی به همسرت تا چک کنه. و مشکلی نیست.

ولی به نظرم دوتا آزادی باید هر کس داشته باشد‌ .‌آزادی اندیشه و آزادی نوشتن.

یعنی بتواند هرجور می خواهد فکر کند و هرچی دلش می خواهد بنویسد.

فقط در مورد رفتار حق ندارد هرجور دوست دارد رفتار کند.







نظرات() 

تاثیر فحش

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 27 آذر 1397-09:24 ق.ظ

یه مشکل بزرگ تو خانواده‌های بچه دار فحش است.

بچه ها تو دعواها هی بهم فحش می دن. بعد بخاطر فحش دعوا می کنند و همو می زنند و بعد دوتا شون و یا یکیشون گریه کنان می آن و دنبال قضاوت و داوری و تنبیه مقصر هستند.


به این می گی چرا زدی؟ می گه اون فحش داد. به اون می گی چرا فحش دادی؟

می گه این فحش داد.

آخرش می بینی از یه فحش ساده شروع شده و هی فحش آبدار تر تا آخرش یه کتک کاری خوب.


تو همه خونه ها منجمله خونه ما، فحش دادن بچه ها ممنوعه. ولی تو خونه ما این سیاست شکست خورده . چون من و مادرش جفتمون فحش به دهن هستیم. البته رکیک نه.

لذا بچه ها هم یاد گرفتند فحش بدن.

قانون بعدی که من گذاشتم اینه که فحش کتک نداره. فحش را یا باید بخشید. یا باید گفت خوردی و یا باید تلافی کنی. یعنی فحش بدی در جواب فحش.

و حق نداری بزنی. ولی این سیاست گاهی به مشکل می خوره.‌بخصوص وقتی فحشها اونقدر ابداره که اون یکی نمی تونه تحمل کنه و می زنه. و اون یکی هم معمولا پسرم است که چون درشت تر است خیلی لازم نیست جواب بده و می زنه.

و در ادامه صحبتهای من و پسرم :

ببین پسرم ، ضربه و کتک اثر مستقیم داره و مستقیما قابل درکه. یعنی تو وقتی یکی رو می زنی ، مستقیم کتک رو درک می کنه. حتی یه خارجی و یا یه بچه کتک تو رو درک می کنه ولی فحش اثر مستقیم نداره. تاثیر فحش بستگی داره به برداشت و تجزیه تحلیل تو از فحش.

لذا یک نفر که زبون تو رو نمی فهمه اگه به تو فحش بده ناراحت نمی شی.

اگه یه بچه بهت فحش بده ممکنه بخندی.

اگه رفیقت بهت بگه خیلی کثافتی. ممکنه احساس غرور هم بکنی.

و تودر مورد خواهرت بدترین تجزیه تحلیل ها رو می کنی و سخت ترین واکنشها رو نشون می دی.

کلی حرف زدم. نفهمیدم تاثیر داشت یا نه








نظرات() 

وبلاگ دخترم

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 26 آذر 1397-04:45 ب.ظ

دخترم هم وبلاگ نویس شد.

از طرف مدرسه بهشون گفتن یه وبلاگ درست کنید. در مورد نماز و اینجور چیزها.

بعد مسابقه ایت بین وبلاگ نویس ها

حالا قرار شده چندتا پست برایش بنویسم





نظرات() 

ترس از ریسک

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 26 آذر 1397-08:29 ق.ظ

پریشب همینطوری رفتم مزایده های بانک ملی رو نگاه کردم.

یهو دیدم یه واحد با قیمت مناسب توی کرج گذاشته اند برای فروش.

با پارکینگ و انباری.

دیدم دیروز هم آخرین مهلت شرکت بود. من همیشه از شرکت تو مزایده ها ترسیدم.

گفتم حتما خوب هاش رو خودشون بر می دارند.‌حتما یه داستانی داره.

چند بار هم تا دم شرکت رفتم ولی جرات نکردم.

در هر صورت اینو شرکت کردم. بدون اینکه برم خونه رو ببینم.

شایدم طمع کردم. در هر صورت رفتم بانک ملی و یه چک ضمانت گرفتم و با مدارک دادم بهشون‌ .

جالبه همونجا متصدی بانک بهم گفت چرا شرکت کردی؟

خوبها رو خودشان برمی دارند. برای من و تو که چیزی نمی مونه و ازین حرفها که همیشه خودم می زدم.

جالب تر اینکه از دیروز تو استرسم. اونقدر تنبل و ریسک نکرده ام که گاهی می گم اگه برنده شم چی؟ کی حال داره بره تا کرج.

کی حال داره کارهاشو بکنه.

اگه ضرر کنم چی؟

همون بهتر اصلا ببازم.

کلا حال باحالیه. اینجاست که آدم می فهمه چقدر روحیه اش ریسک پذیره.

حالا امروز نتایج می اد و من نمی دونم ببرم بهتره یا بدتر. در هرصورت دوست ندارم دوم بشم. بدترین حالته . یا ببرم یا سوم و چهارم شم.

اگه دوم بشی

چون برنده نشدی چیزی گیرت نمی اد. ولی چون تکلیف اولی هم معلوم نیست چک ضمانتت رو نمی دن تا تکلیف اولی معلوم شه. اگه بی خیال شه ممکنه تو برنده بشی که در اون صورت یعنی سود نداشته





نظرات() 

گل با خار

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 25 آذر 1397-06:02 ب.ظ

امروز از صحبتهای همکارم با تلفن فهمیدم که زن دوم داشتن ساده نیست.

بقول خودش می گفت، حالا گرفتار گیرهای این خانم شده ایم.

چرا انلاینی؟

چرا آنلاین نیستی؟

این پیام رو که برای من فرستادی کی برایت فرستاده بود؟

چرا تو اینستا انلاینی؟

چرا دیر جواب می دی؟

زیر پست اون خانمه چرا کامنتت گذاشتی‌؟چه صنمی داری؟

کامنتت چرا صمیمی است؟

و هزار گیر دیگه. ( چرا رفتی بانک؟ چرا رفتی بیرون از اداره و نگفتی؟ )

می گفت گیرهایی که این می ده رو خانمم نداده بود هیچوقت.





نظرات() 

مطلب رمز دار : هوش مصنوعی ق ۳

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 25 آذر 1397-09:01 ق.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نظرات() 

نطلبیده

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 24 آذر 1397-02:11 ب.ظ

همکارم امروز رفت مرخصی ساعتی. قرار بود یه ساعته بیاد ولی بعد دو ساعت و نیم برگشت. بهش می گم کارهات طول کشید؟

می گه نه.‌اتفاقا بهشون نرسیدم.

می گم چرا؟ تصادف کردی؟


می گه نه. بیرون که بودم زنگ زدم به دوست دختر احوالپرسی.

بعد گفت منو تا یه جایی ببر. می گفت رفتن همانا و دوست دخترش بردتش تو خونه به بهانه یه چایی. و بعدشم ترد

ترد مخفف سه کلمه است ( توش . رویش و دوش)


گفتم پس نطلبیده بود؟ گفت اره. دوست دخترم خیلی پایه است.

مردم چه شانسهایی دارند.





نظرات() 

چند پدری

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 24 آذر 1397-07:49 ق.ظ

یه پادکست گوش می دم به نام ناوکست.

ترجمه یه کتاب در مورد آفرینش انسان را داره می که.

می گه تو بعضی جوامع سرخپوستی توی ونزوئلا و اونوری انتقاد به چند پدری دارند و معتقدند بچه با یه اسپرم بدست نمی اد. بلکه ترکیبی از چند اسپرم می تونه باشه. لذا زنها با مردهای مختلف می خوابند و بچه مال مردان قبیله است و پدر خاصی نداره. همه مردان قبیله در مقابلش مسوول هستند.

مادر خوب هم مادری است که بده سراغ مردان مختلف تا بچه اش بتونه خوبی های افراد مختلف رو جمع کنه.


این خودش مایه صدتا داستان کوتاه و خنده دار بامزه است.

مثلا فرض کنید بچه تو ریاضی ضعیفه. می اد به مامان غر می زنه : خیلی تنبلی. اگه دو شب رفته بودی پیش ایستاده با اعداد( اسم سرخپوستی معلم ریاضی) من الان تجدید نمی شدم.( البته مادره اگه جوون باشه هنوزم دیرنشده )

و یا مادرانی که فقط به عشق بچه هاشون مجبور می شدند بروند شبها تو چادر این و اون.


راستی احتمالا دم چادر من که صف بود‌.





نظرات() 

پیشنهاد بجای انتقاد

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 24 آذر 1397-07:41 ق.ظ

نمی دونم چرا همه اش می نویسند صندوق انتقادات و پیشنهادات

شاید ظاهرا درست باشه ولی به نظر انتقاد کلا چیز خوبی نیست و انسان ازش خوشش نمی اد.

بخصوص اینکه اول انتقاد باشه بعد پیشنهاد . قطعا انسان جبهه می گیره.

حداقل تو امر به معروف و نهی از منکر اول امر به معروف است.


فکر می کنم باید بریم؟ به سمت صندوق پیشنهادات.

بریم؟ به سمت امر به معروف


اگه پیشنهاد خوب مطرح بشه ، خود بخود انتقاد هم توش هست.

اگه امر به معروف خوب انجام بشه ، خود بخود نهی از منکر هم می کنه.


البته بدیعی تست که استثنا همیشه است. ولی به نظرم اونقدر ی که مادر مقابل پیشنهاد با روی باز برخورد می کنیم در مورد انتقاد اینطوری عمل نمی کنیم





نظرات() 

بوس کردن

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 22 آذر 1397-08:03 ب.ظ

یه گروه فامیلی داریم. البته همه فامیل های خانمم. بعد یکی روانشناسه

امروز یه پست گذاشته بود که بوسیدن همسر در جلوی بقیه بی غیرتی نیست. بلکه بزرگ کردن اون است.

منم در جوابش نوشتم ولی خانمم نمی زاره.

خانمم بعدش اومد گفت پاک کن و منهم پاک کردم . ولی این وسط خواهر زن و غیره رد کردند مسئله رو و یه خورده قاطی پاتی و دلخوری پیش آمد

نظر شما چیه؟





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox