گاهی به باختن فکر کن

خوشگلی

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 30 خرداد 1398-11:33 ب.ظ

‏درسته خوشگلی مطلق هم هست و میشه بطور کلی گفت یکی خوشگل است یا نه. ولی نسبی هم هست. یعنی نسبت به اینکه دوستش داری یا نه، خوشگل تر و زشت تره





نظرات() 

حسرت، حرص یا ...

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 30 خرداد 1398-06:31 ب.ظ

بعضی چیزها یا بعضی آدمها مال آدم نیستند.

مثل ماهی اول آخر سر می خورند و می رند.


ولی دلت هم نمی آد بزاری برند. دوست داری نگهشون داری





نظرات() 

شخم زدن

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 30 خرداد 1398-05:12 ب.ظ

گاهی می ری شخم می زنی.

گاهی زمین‌کشاورزی ات

یا خاک گلدون رو

و گاهی گذشته ات رو





نظرات() 

تک جمله

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 28 خرداد 1398-08:09 ق.ظ

‏با غرور گفتم: بری، اذیت می شم‌ . ولی نمی میرم. هیشکی از نبود اون یکی نمرده.

ولی وقتی رفت، یه چیزی در من مرد.




‏می دونستید ملت نژاد پرستی هستیم؟

بین ترک و کرد و رشتی و لر و فارس و سید اینها فرق نمی گذارید؟

فرض می کنم نمی گذارید.

بین توریست آمریکایی و آلمانی و انگلیسی و توریست افریقایی و چینی و عرب هم فرق نمی گذارید ؟

از امروز دیگه نژادپرست نباش










نظرات() 

دخملم

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 27 خرداد 1398-11:09 ب.ظ

امروز عصر دخترم تماس تصویری گرفت و و حرف زدیم. آرایش کرده بود‌ و موهاشو شونه کرده بود. تابلو بود که دوست داشت دیده بشه و یکی قربون صدقه اش بره.

یکم قربون صدقه اش رفتم





نظرات() 

بی کسی

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 27 خرداد 1398-08:20 ب.ظ

یکی رو هم نداریم موقع رفتن به خونه ازش خداحافظی کنیم. اونم بهمون زنگ بزنه.





نظرات() 

انگیزه ها و محرکها

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 خرداد 1398-09:50 ب.ظ

حداقل سه نوع محرک و انگیزه برای کارها وجود دارد
1- اخلاقی
2- مالی
3- اجتماعی

و  عموما ترکیبی از اینها موجب شکل گیری رفتاری در ما می شود. مثلا ما برای پول به سرکار می رویم ولی اصول اخلاقی و اجتماعی ر هم رعایت می کنیم.

وقتی کسی را می خواهیم تشویق کنیم باید به انگیزه های او توجه کنیم. مثلا اگر کسی ما را برای کرایه سوار کرده است و انتظار گرفتن کرایه دارد، هرگز با جمله دمت گرم. خیلی خوبی . خدا خیرت بده و دعات می کنم. راضی و خشنود نخواهدشد. انگیزه مالی او قوی است و باید پولشو بدی.


همچنین اگه کسی برای رضای خدا یا دلش ما رو سوار کرده، ترجیح می ده ازش تشکر های خوب بشه و بهش پول تعارف نکنیم و بفهمیم که کارش بخاطر پول نبوده.


گفته می شود که یک مهدکودکی بوده که ماهی چهارصد دلار شهریه اش بوده است. تعدا کمی از خانواده برای گرفتن بچه ها دیر می کردند و این موجب اذیت سرایدار و مربی بچه ها می شد. چون باید بیشتر می ماند و خوب اضافه کار می خواست. لذا مهدکودک اعلام کرد بابت هرساعت تاخیر یا هرتاخیر 3 دلار جریمه دریافت می کند.


نتیجه : تاخیرها بسیار زیاد شد. چون قبلش اکثر خانواده ها بخاطر انگیزه های اخلاقی و اجتماعی دیر نمی کردند. حالا که دیدند با دادن سه دلار مشکل حل می شه و لازم نیست خجالت بکشند، اونها هم دیر کردند.

جالب تر اینکه حذف قانون هم دیگر کمکی به بهتر شدن اوضاع و برگشت به وضع سابق نکرد




نظرات() 

مطلب رمز دار : حال بد( خیلی خصوصی)

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 خرداد 1398-09:41 ب.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نظرات() 

شوهر دادن

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 خرداد 1398-04:51 ب.ظ

شوهر دادن دختر خیلی سخته. فکرم اینه که شب عروسی دخترم ورش ندارند بیارنش دم خونه ام. و مثلا من دخترم رو بسپارم به داماد و با گریه بروند.

به نظرم خیلی غم انگیز است.

شوهر دادن دوست دختر و یا زن سابق هم سخت است.

درکش براتون سخته. ولی وقتی کسی که دوستش داری ، می اد برات از دوست پسر جدیدش تعریف می کنه. یعنی داری دوست دختر تو شوهر می دی.


و این خیلی سخته. انگار دوست پسرتون بیاد بگه من از یکی خوشت امده، می خوام باهات کات کنم برم سراغ اون.


البته می شه گریه کرد و التماس کرد و غیره. ولی فایده نداره.

حداقل به نظر من.





نظرات() 

ترس و کنترل

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 خرداد 1398-02:45 ب.ظ

یکسری رفتارهای ما بر اساس عقل است.

یکسری رفتارهای ما بر اساس ترس است.

ترس خوب می تواند ما را کنترل کند. کنترل یعنی موجب تاثیر در رفتار ما بشود.

وقتی خوب بترسیم ، هرکاری ممکنه بکنیم. مثلا اگه از فلان مریضی به اندازه کافی بترسیم، برای داروش حسابی هزینه می کنیم. ولی اگه نترسیم داروش رو هم نمی خریم.

اگه بترسیم دزدگیر نصب می کنیم و پول بیمه می دهیم و .... .

اگه از داعش بترسیم، .... .

و بقیه چیزها.

دقت کردید کدام یک از رفتارهاتون از روی ترسه؟ کدوم از روی عقل؟







نظرات() 

کارشناس نبین چه ریزه

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 25 خرداد 1398-10:50 ق.ظ

این همکار کارشناس ما مخ یه خانمه رو زده که چندتا مدیر تو کفش هستند و نتوانستند مخش رو بزنند.


تعریف که کرد، ضرب المثل ساختیم .


خداییش هم مخ خوب چیزی رو زده. خوش هیکل. س ک سی و پایه. خوش ادا و اطوار. مهربون و لوند و تو دل برو.

مطلقه. دارای منزل و مکان. بدون بچه و مزاحم.

الان که تعریف کردم قند تو دل خودم آب شد





نظرات() 

تاثیرات عجیب ق۱

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 22 خرداد 1398-01:33 ب.ظ

انتظار می رفته که در سال ۱۹۹۰ مقدار جرم و جنایت نوجوانان در آمریکا به رقم بالایی برسد‌ ولی در این سال یا ازین سال، مقدار جنایت نوجوان شروع به کاهش می کند و از نظر آماری نصف می شود.

عده ای این کاهش جرم را بدلیل سیاستهای کنترل اسلحه می دادند


عده ای به خاطر تصویب قوانین جدید می دادند و

...‌

ولی کامل ترین بررسی ها نشان می دهد، علت اصلی قانونی شدت سقط جنین در سال ۱۹۷۳ در آمریکا است.‌





نظرات() 

داستان اسنپ

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 21 خرداد 1398-08:06 ق.ظ

‏یه خانمی سوار اسنپ شده. تو ماشین روسری سرش نبوده. راننده اعتراض کرده. زنه گوش نکرده. بعد راننده وسط راه پیاده اش کرده. بعد خانمه عکس طرف رو زده توی توئیتر و به این کارش اعتراض کرده. اسنپ زنگ زده به زنه ازش عذر خواهی کرده. ارزشی ها کمپینگ تحریم اسنپ رو زدند تو فضای مجازی.

بعد یهو راننده اسنپ رفت تو تلویزیون. اسنپ از راننده اش قدردانی کرد. زنه انگار احضار شد. بعد انگار عذرخواهی کرد.

و بعد مرده با بسیج دانشگاه شریف و فرمانده هوافضای شاه دیدار کرد.

واما تحلیل من:

جامعه ما ایدئولوژی زده است. حدود بیست سال پیش زمانیکه ایدئولوژی زده بودم، سوار یه شخصی شدم. نوار گذاشت. گفتم حرومه. گفت ناراحتی پیاده شو. پیاده شدم. ولی باز به نظرم آمد که این یک توافق دونفره در یک فضای دموکراتیک بود.

‏واقعا قضیه اسنپ اینقدر مهم بود که فرمانده پدافند کشور که یک سپاهی است ، هم دخالت کند؟ اونوقت چرا بقیه فرماندهان دخالت نکردند؟ اصلا موضوع رفت درحد مشکل کشور. ممکنه رسانه خارجی هم بهش بپردازند. واقعا اختلاف دونفر اینقدر مهم بود؟


‏چرا در مسائل دزدی ها و اختلاس ها و حق خوری ها و بقیه مشکلات مهم کشور این سطح از دخالت و هوشیاری مسوولین دیده نمیشه؟ چون جامعه ایدئولوژیک زده است.


‏‎اتفاقا اگه مقامات بالا بی طرف بودند، قضیه بی سر و صدا حل میشد. اگه ارزشی ها سریع کمپین تحریم اسنپ نمی زدند حل می شد. اونها واکنش نشون دادند. این وری ها واکنش نشون دادند. جنگ بالا گرفت. بابا هم وارد گود شدند و به روش خودشون مشکل رو حل کردند و دوباره یه خشم فروخورده اضافه شد





نظرات() 

یومیه

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 19 خرداد 1398-03:52 ب.ظ

خبری نیست

رفتیم شمال و آمدیم


به زندگی مشغولیم


رفتنی یه طرفه رفتیم. خلوت بود. برگشتنی هم یه طرفه آمدیم ولی شلوغ بود.


همین







نظرات() 

شانس

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 خرداد 1398-04:59 ب.ظ

امروز یه جا درد دل یه خانمی رو می خوندم. خانم متولد ۷۰ بود. جدا شده بود.

با یه آقای متولد ۷۶ آشنا شده بود و رفته بود تو رابطه. با ماشین و خونه اش همه جوره پسره رو ساپورت می کرد.

حدودا ماهی چند میلیون هم خرج پسره می کرد ، تا پسره مال خودش باشه و بمونه. ولی انگار نشده بود.

خیلی پسره رو دوست داشت ولی پسره چشمش دنبال یکی دیگه بود.

و ازین بابت حرص می خورد و ناراحت بود.





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو