گاهی به باختن فکر کن

دانایی

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 29 آبان 1397-02:05 ب.ظ

یکی از مشکلات شیرین من دانستن است.

هنوز به درس بچه ها من رسیدگی می کنم و بهشون درس می دم و کمکشان می کنم.

لذا شبها وقتی از سرکار می رم خونه گاهی باهاشون درس می خونم و گاهی این خیلی طول می کشه.

هنوز با پسر بزرگم که دبیرستانی است و تیزهوشان می ره هم درس کار می کنم.

اگه بلد نبودم نمی دونم چکار می کردند. در هرصورت چون بلد دردسرش رو دارم.

کمی شیرین است





نظرات() 

فرصت شش ماهه

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 28 آبان 1397-04:22 ب.ظ

فرض کن به شما بگویند احتمالا شش ماه بیشتر زنده نیستی. و سر شش ماه بگویند شش ماه دیگر و همینطوری سال ها زندگی کنی. مثلا یهو ببینی شصت سالت شده و هیچوقت امید به زندگی ات بیشتر از شش ماه نبود

به نظرتان سبک زندگی اتان چطوری می شود؟ و چه تغییراتی خواهد داشت؟





نظرات() 

اره

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 28 آبان 1397-12:07 ق.ظ

مردی دو تا زن داشت. یک روز دید داره کچل میشه کم کم.

یه زنش می گفت اگه کجا شی طلاق می گیرم. ‌من مرد کجا دوست ندارم. باید مو بکاری.

یه زنش می گفت من کچل دوست دارم. مردهای کچل س ک س ی ان. مو بکاری جدا می شم. منتظر کچلیتم


و اینجا مرد اره را حس کرد





نظرات() 

شیطنت و یا خیانت ق۲

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 27 آبان 1397-08:05 ق.ظ

چرا راه دور بریم؟

الان خود من یه مرد سیر حساب میشم. لذا تو خیابون درسته دنبال کاری نیستم. ولی اینطوری هم نیست که حواسم به زنها و دخترها نباشه.‌همو رو می بینم. همون طور که ماشینها و موتور ها رو می بینم. ولی به کسی طمع نمی کنم و رویا پردازی نمی کنم. ولی می بینم.

حالا اگه زنم کنارم باشه و یه خانم بد لباس با قر و ادا بیاد رد بشه من می بینمش. خانمم هم میبیندش.

بعد خانمم تصور می کنه که من دارم چشم چرانی می کنم و با ولع و آب دهن راه افتاده نگاهش می کنم. بعد می گه دید بزن دید بزن. با چشمات بخورش.

در حالیکه به عنوان یه سوژه اجتماعی دارم نگاهش می کنم. یعنی در همون حدی که اگه یه پسر با تیپ متفاوت بیاد تو خیابون برام جالبه و نگاهش می کنم.


لذا می خوام بهتون بگم خیلی وقتها مردها فقط نگاه می کنند ولی شما تصور می کنی و یا سوتفاهم می کنی که این داشت دید می زد و چشم چرانی می کرد






نظرات() 

پارک چیتگر

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 26 آبان 1397-09:57 ق.ظ

یه گروه مجازی داشتیم از گذشته. بعدها بهم خورد ولی یه ارتباط ریزی موند. افرادی که اصلا حضوری ندیده بودیم.

چند روز پیش پیشنهاد دادند و دیروز باهاشون رفتیم پارک چیتگر.

بهتر از اونی بودند که فکر می کردم و می کردیم. بعدا در موردش بیشتر خواهم نوشت





نظرات() 

اشو

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 26 آبان 1397-09:40 ق.ظ

احتمالا اکثر شما اشو رو می شناسید.

یه مرد هندی با لباس سفید و ریش بلند و یه سری جمله خوب و تکان دهنده.

اشو تو پنجاه و هست سالگی تو امریکا فوت کرد ولی بنیادش همچنان فعال است.

زندگی جالبی داره. ادم تاثیر گذاری بوده ولی خیلی اکی نبوده.


زندگی نامه و یا سرگذشت ازش از طریق کانال چنل بی پخش شد و من گوش دادمش. خلاصه اش اینکه بیشتر دنبال پول و عشق و حال بوده ولی جملات زیبا هم می گفته و تاثیر گذار بوده ولی اصلا علیه السلام نبوده





نظرات() 

شیطنت یا خیانت ق۱

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 24 آبان 1397-01:38 ب.ظ

نظر یکی از خوانندگان که گفته بود مطالب شما موجب بدبینی من میشه، انگیزه شد این پست رو بنویسم

دامنه رفتارهای یک مرد که موجب میشه حرص زنش دربیاد حدودا نامحدوده. لذا ما فقط به اونهایی اشاره می کنیم که پای یک زن دیگه هم در میان باشه و منظور کسی غیر از مادر شوهر و اینها ست.


خوب اول از دید زدن شروع می کنیم.

دید زدن مردها یه ویژگی طبیعی اونهاست و بخاطر ذات اونهاست وه در گذشته شکارچی بودند. لذا حواسشان به هرتکون و جنبشی هست‌. بخصوص در موقع رانندگی حواسشان به تمام زنهایی که از خیابون رد میشه هست. همچنین زنهایی که کنار خیابون هستند.

ولی خوب ممکنه حواسشان به مردها نباشه. علتش هم این که شکارچی ها حواسشون به شکار است و نه به بقیه شکارچی ها.

اینجاست که متوجه میشیم چرا زنها حواسشان به مردهای کنار خیابون و زنهای کنار خیابان است. چون زنها هم حواسشان به شکارچی ها هست و هم به رقباشون.


اما از دید زدن مردها ناراحت نشوید. چون با حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه. فقط ممکنه غدد جنسی شون تحریک بشه که در این صورت خیر و برکتش چند ساعت دیگه که رسیدید خونه می اد تو رختخواب به سراغتون می اد.


من نمی دونم زنها با دید زدن دید می برند یا نه. ولی مردها دید زدن براشون وصف العیش است. یعنی نصف العیش.


کلا با چشمها عاشق می شن. لذت می برند و غیره

ادامه قسمت بعد





نظرات() 

بهشت

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 22 آبان 1397-08:10 ق.ظ

مرد باید شبها بر دستان زنش بوسه بزنه ، چون این دستها خسته از کار روزانه است بی آنکه مزد و مواجبی گرفته باشد


مرد باید بر پای زنش بوسه بزنه، چون بهشت زیر پای مادران است.


مرد باید بر دامن زنش بوسه بزنه. مرد باید بر قلب زنش بوسه بزنه.

چرا؟

دو تا بهشت هم اونجاست. ببخشید ته پس از احساسی بودن در امد





نظرات() 

یومیه

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 21 آبان 1397-10:31 ق.ظ

نوشتم کار تو کار شد. پرید


یه سفر یه روزه رفتم شمال و بر گشتم


یه سری دیگه هم نوشتم که یادم نیست.

مثلا نوشتم که کلی زحمت کشیده بودم و تغییرات در این خونه مستاجر ایجاد کرده بودم . همه باد هوا شد. با زحمت خرابش کردم.







نظرات() 

غیرت و عقل ق ۲

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 19 آبان 1397-04:01 ب.ظ

در ادامه پست قبل به رابطه یک مرد متاهل و دختر جوان فکر کنید.

همه می دانیم که مردهای متاهل عموما زن اولشون رو طلاق نمی دن و با بیان اینکه مجبورن تو اون رابطه بمانند بخاطر بچه و غیره می رن تو رابطه دوم.

حالا در رابطه دوم سه حالت وجود داره.

یا موجب میشه اولی رو واقعا ول کنند و بچسبند به دومی و یا اینکه دومی رو رسمی کنند کنار اولی. که در صد این حالت کمه.

یا دختر خیلی جوون تر از مرد است که در نهایت یک روز می فهمد دارد به پای مرد می سوزد و رها می کند


یا اینکه چون سنش بالاست می چسبد به مرد و او را به عنوان آب باریکه نگه می دارد تا ببینیم چه می شود و زیر پوستی تلاش می کند برای رفتن به حالتی از حالتهای اول





نظرات() 

غیرت و عقل

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 19 آبان 1397-08:32 ق.ظ

یه فاصله کمی بین غیرت و بی منطقی وجود دارد.

عرض کنید یک خانم چهل ساله با یک پسر دانشجو که به شهرشان آمده تا درس بخواند آشنا می شود، مثلا پسر هجده ساله و بعد دوسال یعنی وقتی پسر بیست سالش شده است و باهم در رابطه جنسی هستند ، و خوب و خوش هستند متوجه می شود که این پسر بعد از اتمام تحصیلات یعنی دوسال دیگر به شهرش باز خواهد گشت و رابطه تمام می شود.

حالا این زن باید اجازه بدهد که این پسر با یکی از دانشجویان هم شهری خودش آشنا شود و بروند تو تریپ ازدواج یا نه؟

عرض کنیم این پسر در شهر خودشان یه دختر همسایه خیلی مناسبی دارد که بدلیل امان مناسب بودن کلی خواستگار دارد و مادر پسر پیام داده که چکار کنم برم خواستگاری یا نرم؟


پسر مسئله را با زن در میان گذاشته ، زن چه پاسخی بدهد؟


فاصله منطق و غیرت و علاقه و عشق و احساس اینجا بسیار کم است.





نظرات() 

صبح شنبه

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 19 آبان 1397-08:26 ق.ظ

خوب بعد سه روز تعطیلی شاید سرکار آمدن یه کم سخت باشه

ولی برای من سخت نبود ، چون کارم رو دوست دارم.


و اما سه روز گذشته برای من بیشتر به کار گذشت.

کمی هم استراحت کردیم و با خانواده بودیم .


دوست دارم چیزی بنویسم ولی حرف نو و قشنگی که قابل گفتن باشه ندارم


برخلاف همه ادعا ها و ژست های روشنفکری، الگوی خوبی برای تربیت بچه نیستم و نیستیم.

وقتی فحش می دهیم و بد دهنی می کنیم و یا خشونت به خرج می دهیم ، بعد به بچه ها می گوییم شما خوب باشید، به ما می خندد.


فقط خدا رو شکر فضای گفت و گو در خانه باز است و اینها را به ما می گویند





نظرات() 

تمایل جنسی

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 17 آبان 1397-07:04 ب.ظ

من قبلا ها به اکثر خانم ها که یه خورده بر و رو داشتند و یه خورده بدنشان قابل تحمل بود تمایل جنسی داشتم. البته این میشه چند سال پیش.


و این تمایل هی کم شد و کم شد تا اینکه الان فقط باید خیلی خاص باشه تا تمایل داشته باشم


مثلا الان یه همکار خانم داریم که هیکلش و قیافه اش بد نیست. شاید برای خیلی ها مطلوب باشد ولی من بهش تمایلی ندارم و برام هم عجیبه که با توجه به اینکه زیاد خودشو می چسبونه به من ولی باز تمایلی ندارم.


ضمنا می گم می چسبونه یعنی تریپ صمیمی ور می داره. والا من اصلا تماس جسمی با کسی ندارم تو اداره





نظرات() 

دختر داری

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 16 آبان 1397-08:51 ب.ظ

دختر داری خیلی کار سختیه


بخصوص تو سن بلوغ. بخصوص وقتی حساس باشند


بخصوص وقتی باباشون بی احساس باشه.



بعدا نوشت: البته بعد سی بعد از نوشتن این پست دختر خیلی عاقلانه رفتار کرد و کف کردم







نظرات() 

روحانی

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 15 آبان 1397-10:20 ب.ظ

پدر خانمم وقتی جوون بوده ، می خواسته با دختری از خانواده روحانی ازدواج کنه. پدر خانمم و خانواده اش مذهبی هستند.

بعد یه روحانی عاقل دیگه ای بهش می گه نکن این کار رو. چون خانواده روحانیت برای شما ارزشمند هستند ، می ری توشون دیدت عوض میشه.


حالا خانم من هم یه فامیل داره که سید است و در قم است و ادعا می کنه ایت الله است و جدیدا هم خودش را مرجع اعلام کرده.

یعنی اگر بقیه مراجع هم اینطوری باشند، تقلید باید تعطیل بشه.

چون واقعا ... .





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox