گاهی به باختن فکر کن

من قاتلم

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 8 آذر 1397-04:47 ب.ظ

من بارها همسرم با حرفهای اشتباه کشتم. و نفهمیدم


احتمالا دوستانم رو هم همینطور





نظرات() 

حساسیت

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 8 آذر 1397-02:37 ب.ظ

خانمم همیشه بهم می گفت من خیلی زن خوبی ام. و اصلا به حرفهای تو حساسیت نشون نمی دم.

می گفت قدر این ویژگی اش رو نمی دونم. چون زنهای دیگه رو ندیدم.

منم همیشه می گفتم باید تجربه کنم





نظرات() 

دلیل جذب

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 8 آذر 1397-11:33 ق.ظ

ماریلا خانم ، یکی از خواننده‌های وبلاگ پرسیدن که دلیل جذب آقایون به خانمها و دخترها چیه؟

خوب از نظر من که یه مرد ولرم و نه خیلی گرم هستم، علت علمی وجود نداره. بیشتر علتش طبیعی و بدیهی است .‌یعنی ادم تا یه زن و دختر کمی خوشگل و طناز و لوند و سکسی می بینه ، خوب به خود و ناخوداگاه جذب میشه. دلایلی که گفتم مستقل هستند. یعنی خوشگل باشی و سرد جذب می کنی

زشت باشی و سکسی جذب می کنی

لوند باشی و معمولی جذب می کنی و غیره

ضمنا سلیقه ها و مزه های دهن ها فرق می کنه. یکی برای من جذاب برای بغلم نیست.‌و یکی برای اون هست و برای من نیست.

حالات روحی هم فرق می کنه. آدم وقتی چند روز باشه کاری نکرده باشه، همه براش جذاب هستند ولی اگه دیشب یا صبح کاری کرده باشه و آمده باشه اداره، نصف خانمها براش جذاب هستند.

ضمنا این خانمها سر و زبون دارو صدا قشنگ و خوش سر و زبون هم برای مردها جذاب هستند.

خوب من فکر کنم همه اینها رو می دونستید. واما حرفهای دیگه که احتمالا اونها رو هم می دونید:

درسته گفتم خیلی ها جذاب هستند ولی دلیل نمیشه که بخواهیم باهاشون ازدواج کنیم.‌ یه لاسیدن و یا نهایتا چند بار رابطه برامون کافیه. لذا شما می تونید کاری کنید که برای مردها جذاب باشید ولی این موجب نمیشه ازدواج کنید. اتفاقا مردهایی مثل من از زنهای تک پر خوششون می اد.‌نه زنهای عمومی.

بالاخره زنها هم عمومی و خصوصی دارند.


و اما مسئله بعد. درسته زنها برای ما جذاب هستند( و اگه نبودند که با اینهمه ادا و اطواری که دارند و مشکلات مرتبط قطعا نسل بشر منقرض می شد)

ولی این دلیل نمیشه که آدم بره سراغشون.


مثل غذا بخصوص غذاهای خوشمزه جذاب هستند. ولی غذای خوشمزه هزینه داره. هر آدم عاقلی می دونه رفتن سراغ زنهای دیگه و یا دختران دیگه هزینه داره.

حداقل هزینه ای که داره فکر و قلب و احساس و زمان است. شاید یه سری جوون بیکار و بی هدف و ول باشند که بتوانند از پس هزینه ها بر بیان. ولی خود من وقتی می بینم که نمی تونم هزینه رو پرداخت کنم دنبال دردسر نمی گردم و سرم به کار و زندگی خودمه.

لذا اگه آقای شما ماریلا خانن برای خودش و وقتش ارزش قائل است ، جذب خانمها نخواهد شد و سراغشون نخواهد رفت.‌مگر اینکه مجبور باشه


ببین چه چیزهایی دوست داره و آیا از تو دریافت می کنه یا نه. در صورتیکه دریافت می کنه ، نیازی به جذب آدم جدید شدن نداره.

در مورد خانم پست قبل من که شرایط خوبی نداشت من می تونستم خودم رو قاطی اش کنم و جذبش کنم، ولی نه وقتش رو داشتم و نه حالشو و نه انگیزه اش رو .

هرچی که می خواست بهم بده داشتم. لذا براش هزینه نکردم و دنبالش و نگرفتم







نظرات() 

کار خیر

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 8 آذر 1397-11:15 ق.ظ

پنج شنبه ها هم می تونند خر باشند.

بستگی داره از بغل یار در بیای و بیای سر کار یا اینکه با عشق و حال و سر حال بیای سرکار.


امروز داشتم تو اتوبان حقانی می امدم به سمت اداره که یهو دیدم یه خانمی با ماشین ام و ام ۱۱۰ زده بغل و داره تو جوب بالا می اره. لب اتوبان.

من معمولا واینمیسم. ولی این دفعه وایسادم. یه خورده جلوتر موتور رو لب اتوبان پارک کردم و امدم پیشش. دیدم اونقدر گریه کرده داره اوغ می زنه. والا اثری از بالا اوردن نیست. داشت شدید گریه می کرد.

گفتم خانم چی شده جواب نداد. نمی دونستم باید چکار کنم. حال بدی بود. الان باید بشینم فکر کنم دفعه بعد چکار کنم. در صورت بهش گفتم کمکت بکنم بلند شی تو ماشین بشینی. اینجا جای خوبی نیست. گفت اره. یه خورده کوچولو موچولو هم بود. لذا راحت بلندش کردم و دستش و گرفتم و سوار ماشینش کردم. داشت هنوز گریه می کرد. گفتم آب داری؟اشاره کرده اره، و خودش یه بطری آب ورداشت و خورد. تابلو بود شکست بدی خورده. ‌‌میشد نشست و به حرفاش گوش کرد ولی کاری که نمی شد بکنی. گفتم کاری هست بکنم با سر گفت نه. منم رفتم سولر موتور شدم و تو اینه نگاهش کردم. فکر کنم معذب شد‌ راه افتاد رفت.‌منم امدم اداره. هنوز دارم فکر می کنم کارم درست بود یا نه؟


راستی یه کاپشن پفکی تنش بود و اصلا بدنش رو لمس نکردم. نگران نباشید


بعدا نوشت : این روزها یه ریش مشکی پر و خفنی دارم. ازین تریپ بسیجی خفنها.

احتمالا زنه می ره می گه نمردیم و یه بچه بسیجی خفن خوب هم دیدیم


راستی از کنارم که رد شد برام یه بوق زد.


بعدا نوشت الکی : یکی از خواننده‌های وبلاگ تو نظر مخفی بدون نان نوشته که من رو شما غیرت ناخواسته دارم. اونقدر ناراحت شدم که خوندم امروز شما دست یه خانم رو گرفتی و بهش محبت کردی که هم گریه کردم و هم تصمیم گرفتم دیگه وبلاگ ت نیام.


یعنی به یکی محبت کردم و در عوض یکی ازم رونده شد.‌ چه بامزه





نظرات() 

دوست دختر

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 6 آذر 1397-09:38 ب.ظ

علت اینکه من جدیدا زیاد از دوست دختر می نویسم، تقصیر همکارانم است که همه اش دوست دختر دوست دختر می کنند و از اونها می گن. لذا فضای فکری ام رفته اون طرف.

مثلا این همکارم می گفت دوست دخترش گفته لیست مرخصی هایی که تو ماه قبل گرفتی ببینم ‌ . یه وقت برای کس دیگری مرخصی نگرفته باشی

یعنی به عقل من هم این مدل مچ گیری نمی رسید. حالا خداروشکر همکار من کاری نکرده بود و روسفید شد ولی می گفت تاحالا زنم اینکار رو نکرده بود. براش خیلی جالب بود. دوست دخترش خیلی جالبه و خیلی دوستش داره و روش حساسه





نظرات() 

یک سوال

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 6 آذر 1397-08:01 ب.ظ

می دانیم که مردهای وقتی می آیند خانه باید خستگی ها و مشکلات کاری و غیره را بگذارند دم در و بیان تو. با رویی گشاده و بشاش


به نظر شما یاد و خاطره دوست دختر راهم باید بگذارند دم در و بیان تو ؟ یا اونم با خودشون باید ببرند تو؟


پی نوشت :

مشکلی که مرا نکشد مرا قوی تر می کند.


مچ گیری ای که منو دستگیر نکند و لو نروم، منو زرنگ تر و بهتر می کند





نظرات() 

اسباب کشی

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 6 آذر 1397-03:56 ب.ظ

دیروز روز اسباب کشی بود. از اتاقم رفتیم به یه اتاق کوچکتر.

چون من آدم پر اسبابی هستم کلی اسباب کشی ام سخت بود.ادم هرچی سبک تر باشه راحت تر جابجا میشه.


پی نوشت: بعد از رنگ کردن ریش هام یه خورده هم خیلی سیاه شد، تو اداره یکی از خانمها گفت سیاه شدی.

اینو خونه گفتم. خانمم چیزی نگفت. دخترم گفت به اون چه ربطی داشت.

فهمیدیم که اگه خانمم از خون من و زن دوم فرضی در اینده بگذره ، دخترم نمی گذره






نظرات() 

مصاحبه

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 6 آذر 1397-09:43 ق.ظ

مجری : سلام . با همسرتان چطور آشنا شدین؟ آیا کسی معرفی کرد؟

بی کلک : همسر من فامیل دور مادرم است. اتفاقی توی ختم یکی از فامیلها با عمه خانمم صحبت می کنه و حرف ازدواج و دختر میشه. بعد مامانم زنگ می زنه به مادربزرگ خانمم و ازش می پرسه می گه دختر خوب دارید؟ مامانم برای داداش بزرگم می خواست. ولی گفتند به شهرستان نمی دن. گفتن پس به بی کلک بدین که تهران است و اونها هم دادن. این خلاصه ازدواج ما.

مجری : از کی وبلاگ نویس شدی ؟ قشنگ ترین روز زندگیت؟ تخصص تون چقدره و ایا می تونید سایتی رو هک کنید؟ آیا حرفی از کسی مونده رو دلت که بهش نگفته باشی؟


بی کلک : فکر کنم از حدود سال هشتاد و هشت شروع شد.

قشنگ ترین روز یادم نیست. روز خوب داشتم. روز بد داشتم. هیج کدوم اونقدر نبوده که یادم بمونه.

ملاک سواد آدمها تو کامپیوتر، هک کردن نیست. بعضی از سایتها رو ممکنه بتونم بعضی ها رو نه. دنبالش نبودم. ولی یه موقعی یه کم رفتم‌تو این کار و یه جاهایی رو هک کردم.

من خیلی حرف نگفته دارم که نزدم. درسته رک هستم ولی خوب بعضی حرفها رو نمی زنم. ولی اونقدر مهم نیستند.

تکمیلی: مامانم که عمه خانمم رو می بینه می گه چه خبر؟ عمه بهش می گه که من دختر برادرم را به عقد پسرم درآوردم. ولی دختره پسرم رو نخواست. لذا عقدشون بهم خورد. حالا می خوام دختر اون یکی برادرم را برای پسرم بگیرم. این قضیه همزمان بود با دعواهای ما با عمه ام. زیرا خواهر من هم با پسر عمه ام ازدواج کرده‌ ولی بعدش رابطه مون شکراب شد.

لذا مادرم پیش خودش می گه اینها چه خانواده خوبی هستند که باهم دعواشون نشده بعد اون قضیه. و می ره برای دختر گرفتن ازشون. و خانم من همون دختری است که به عقد پسردایی اش درآمد و چون نخواست جدا شد.

مجری : چند سالت است؟

بی کلک : متولد اردیبهشت ۵۸ هستم

مجری : چه چیزی در روابط و زندگی براتون مهمه؟

بی کلک : آرامش. من آرامش رو دوست دارم و از تنش و غر شنیدن بدم می اد. دوست دارم سرم به کار خودم باشه و کسی مزاحمم نشه و بهم دستور بده. آزادی و بی تعهدی رو دوست دارم. ولی در جهدچوب قوانین مشخص هم خیلی خوب کار می کنم. یعنی وقتی قوانین مشخص باشه من راحت باهاشون کنار می ام


ختم مصاحبه

پی نوشت : فکر این مصاحبه چند روز پیش به سرم زد. ولی نمی دونم چرا سوالاتی که قرار بود بپرسم و جوابها یادم رفت.

فعلا تموم





نظرات() 

صیغه

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 5 آذر 1397-11:45 ب.ظ

الان وقت نوشتن نیست

ولی به نظر صیغه از رابطه معمولی بهتره

تکلیفش معلوم تره. شرعی تر است. قواعدش مشخصه

از رابطه دوست پسر دوست دختری سواستفاده میشه و عموما به سرانجام نمی رسه. صیغه هم همینطور


فقط اسمش بد جا افتاده.

والا خیلی ها که می گن صیغه بده، پاش بیفته و امدش باشه بهش می دن. ولی اسم صیغه که بیاد می گن نه.


خوب این انتخاب آدمهاست. من نمی گم خوبه ولی از رابطه همینطوری بهتره


در تکمیل این بحث بگم که همه می دونیم که اکثر چیزها نسبی است. یعنی صیغه در نسبت با بقیه چیزها می تونه خوب باشه یا بد.

مثلا اگه به من بگن دخترت را سه ساله صیغه کنیم یا ازدواج دائم، خود قاعدتا می گم ازدواج دائم شیک تره.

اگه بگن دوست داری این دختر را برای پسرت به عقد دائم در بیاوری یا صیغه سه ساله؟

می گم صیغه سه ساله بهتره.


همچنین اگه بگن دخترت با یه پسر دوست خواهد شد و باهاش همه کار خواهد کرد. حالا صیغه باشن بهتره یا نباشن؟

می گم باشن بهتره. در مورد پسرم هم همینه.

حالا بگن دخترت با کسی دوست نباشه و هیچ کاری نکنه بهتره یا صیغه یکی باشه؟

می گم دوست نباشه و صیغه هم بده.


ولی مسئله اینجاست که همه چی به دل ما نیست. دختر و یا پسر نیاز به این روابط داره و باید این روابط رو امتحان کنه. بهترین کار اینه که قانونمند باشه و در موردش برنامه ریزی و تئوریزه باشه تا کمترین آسیب به طرفین وارد شه.


افرادی که دین رو قبول ندارند ، صیغه رو قبول ندارند و کاری کاملا مسخره می دونند‌ . راست می گن. از نظر اونها اینطوری است. ‌ولی خوب راه جایگزینی هم ندارند. می گن باهم برند بگردند و مبتنی بر عشق و علاقه هر کاری می خوان بکنند.

اگه کسی بهشون بگه حرومه، می خندند، چون حلال و حرام براشون یا بی معنی است و یا بوسیله عقل تعریف میشه.

اختلاف افکار است و باید به این اختلاف احترام گذاشت








نظرات() 

دوست دخترها

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 4 آذر 1397-06:26 ب.ظ

انواع دوست دختر:

۱- روزانه : هر روز باید ببینیش

۲- هفتگی : هر هفته باید ببینیش

۳-ماهانه : هر ماه هم ببینیش کافیه

۴- سالانه : این دیگه دوست مجازی است و دوست دختر حساب نمیشه


قبل از رفتن توی هر رابطه به این هم فکر کنید که طرف چه توقعی دارد و شما چه توانی دارید. اگه تفاوت زیاد باشه قطعا به اختلاف می خورید.

پی نوشت: حنا هندی گرفتم و ریش هام رو رنگ کردم. الان هم نشستم خشک شه و نیم ساعت بشه برم بشورم .‌ببینم خانمم متوجه میشه. چون خونه نیست و بهش نگفتم.





نظرات() 

مصاحبه با بی کلک

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 4 آذر 1397-12:41 ق.ظ

بزودی یه مصاحبه تخیلی با بی کلک منتشر میشه. سوالی دارید بپرسید ، تو مصاحبه جواب بدم





نظرات() 

زن دوم

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 3 آذر 1397-12:59 ب.ظ

در قبال زن دوم ، عقب نشینی نکنید‌

میدان را برایش خالی نکنید

صبر کنید





نظرات() 

مزاحم

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 1 آذر 1397-08:50 ق.ظ

معمولا خانمها همه اش مزاحم دارند و مزاحم براشون عادیه.

ولی ما آقایون معمولا مزاحم نداریم. یعنی اگه سه ساعت هم کنار خیابون وایسیم هیچ خانمی با ماشین جلوموت ترمز نمی کنه و بگه بیا برسونمت جیگر


یا اینکه مثلا خانمها دنبالمان بیفتند و بخوان بهمون شماره بدن. البته من استثنا هستم و اگه تو خیابون ها راه می افتم احتمالا این اتفاق برای من می افتاد. ولی خوب چون با موتور تردد می کنم معمولا مزاحمهام قال می مونند و بی خیال می شن.

ولی خوب تک توک هم اگه سالی یکی بخواد مزاحمم بشه، خودم دست بسرش می کنم و به خانمم نمی گم مزاحم داشتم. اینطوری نگران نمیشه


شما مزاحمهاتون رو می گید؟





نظرات() 

دوچرخه

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 1 آذر 1397-12:08 ق.ظ

نوجون که بودم ، از یه دوچرخه خوشم می آمد و دوست داشتم بخرم. پشت ویترین یک دوچرخه فروشی بود. خیلی زیبا و رویایی به نظر می رسید. قرار شد اگه شاگرد اول بشم اونو برام بخرند. هزار تا رویا پردازی باهاش کردم. چطوری سوارش شم. چطوری دور بزنم. چقدر قیافه بگیرم و چه کارهایی بکنم. کلا باهاش رویاپرداری می کردم.شاگرد اول شدم. کارهای دیگه هم کردم. بالاخره اونو خریدند. و من باهاش کلی جا رفتم و کلی کار کردم و کلی خوش گذشت.

اوایل خیلی مواظب ش بودم. و بهش می رسیدم و کم کم این توجه کم شد ولی همیشه بود. خاطراتش هم همیشه هست.





نظرات() 

تعدد زوجات و بهداشت

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 30 آبان 1397-12:20 ب.ظ

تعدد زوجات و یا داشتن دوست دختر یه خوبی ای که داره اینه که تند تند می ری حمام و می دانید که از النظافت من الایمان





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox