گاهی به باختن فکر کن

مطلب رمز دار : حال بد( خیلی خصوصی)

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 خرداد 1398-09:41 ب.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نظرات() 

شوهر دادن

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 خرداد 1398-04:51 ب.ظ

شوهر دادن دختر خیلی سخته. فکرم اینه که شب عروسی دخترم ورش ندارند بیارنش دم خونه ام. و مثلا من دخترم رو بسپارم به داماد و با گریه بروند.

به نظرم خیلی غم انگیز است.

شوهر دادن دوست دختر و یا زن سابق هم سخت است.

درکش براتون سخته. ولی وقتی کسی که دوستش داری ، می اد برات از دوست پسر جدیدش تعریف می کنه. یعنی داری دوست دختر تو شوهر می دی.


و این خیلی سخته. انگار دوست پسرتون بیاد بگه من از یکی خوشت امده، می خوام باهات کات کنم برم سراغ اون.


البته می شه گریه کرد و التماس کرد و غیره. ولی فایده نداره.

حداقل به نظر من.





نظرات() 

ترس و کنترل

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 26 خرداد 1398-02:45 ب.ظ

یکسری رفتارهای ما بر اساس عقل است.

یکسری رفتارهای ما بر اساس ترس است.

ترس خوب می تواند ما را کنترل کند. کنترل یعنی موجب تاثیر در رفتار ما بشود.

وقتی خوب بترسیم ، هرکاری ممکنه بکنیم. مثلا اگه از فلان مریضی به اندازه کافی بترسیم، برای داروش حسابی هزینه می کنیم. ولی اگه نترسیم داروش رو هم نمی خریم.

اگه بترسیم دزدگیر نصب می کنیم و پول بیمه می دهیم و .... .

اگه از داعش بترسیم، .... .

و بقیه چیزها.

دقت کردید کدام یک از رفتارهاتون از روی ترسه؟ کدوم از روی عقل؟







نظرات() 

کارشناس نبین چه ریزه

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 25 خرداد 1398-10:50 ق.ظ

این همکار کارشناس ما مخ یه خانمه رو زده که چندتا مدیر تو کفش هستند و نتوانستند مخش رو بزنند.


تعریف که کرد، ضرب المثل ساختیم .


خداییش هم مخ خوب چیزی رو زده. خوش هیکل. س ک سی و پایه. خوش ادا و اطوار. مهربون و لوند و تو دل برو.

مطلقه. دارای منزل و مکان. بدون بچه و مزاحم.

الان که تعریف کردم قند تو دل خودم آب شد





نظرات() 

تاثیرات عجیب ق۱

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 22 خرداد 1398-01:33 ب.ظ

انتظار می رفته که در سال ۱۹۹۰ مقدار جرم و جنایت نوجوانان در آمریکا به رقم بالایی برسد‌ ولی در این سال یا ازین سال، مقدار جنایت نوجوان شروع به کاهش می کند و از نظر آماری نصف می شود.

عده ای این کاهش جرم را بدلیل سیاستهای کنترل اسلحه می دادند


عده ای به خاطر تصویب قوانین جدید می دادند و

...‌

ولی کامل ترین بررسی ها نشان می دهد، علت اصلی قانونی شدت سقط جنین در سال ۱۹۷۳ در آمریکا است.‌





نظرات() 

داستان اسنپ

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 21 خرداد 1398-08:06 ق.ظ

‏یه خانمی سوار اسنپ شده. تو ماشین روسری سرش نبوده. راننده اعتراض کرده. زنه گوش نکرده. بعد راننده وسط راه پیاده اش کرده. بعد خانمه عکس طرف رو زده توی توئیتر و به این کارش اعتراض کرده. اسنپ زنگ زده به زنه ازش عذر خواهی کرده. ارزشی ها کمپینگ تحریم اسنپ رو زدند تو فضای مجازی.

بعد یهو راننده اسنپ رفت تو تلویزیون. اسنپ از راننده اش قدردانی کرد. زنه انگار احضار شد. بعد انگار عذرخواهی کرد.

و بعد مرده با بسیج دانشگاه شریف و فرمانده هوافضای شاه دیدار کرد.

واما تحلیل من:

جامعه ما ایدئولوژی زده است. حدود بیست سال پیش زمانیکه ایدئولوژی زده بودم، سوار یه شخصی شدم. نوار گذاشت. گفتم حرومه. گفت ناراحتی پیاده شو. پیاده شدم. ولی باز به نظرم آمد که این یک توافق دونفره در یک فضای دموکراتیک بود.

‏واقعا قضیه اسنپ اینقدر مهم بود که فرمانده پدافند کشور که یک سپاهی است ، هم دخالت کند؟ اونوقت چرا بقیه فرماندهان دخالت نکردند؟ اصلا موضوع رفت درحد مشکل کشور. ممکنه رسانه خارجی هم بهش بپردازند. واقعا اختلاف دونفر اینقدر مهم بود؟


‏چرا در مسائل دزدی ها و اختلاس ها و حق خوری ها و بقیه مشکلات مهم کشور این سطح از دخالت و هوشیاری مسوولین دیده نمیشه؟ چون جامعه ایدئولوژیک زده است.


‏‎اتفاقا اگه مقامات بالا بی طرف بودند، قضیه بی سر و صدا حل میشد. اگه ارزشی ها سریع کمپین تحریم اسنپ نمی زدند حل می شد. اونها واکنش نشون دادند. این وری ها واکنش نشون دادند. جنگ بالا گرفت. بابا هم وارد گود شدند و به روش خودشون مشکل رو حل کردند و دوباره یه خشم فروخورده اضافه شد





نظرات() 

یومیه

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 19 خرداد 1398-03:52 ب.ظ

خبری نیست

رفتیم شمال و آمدیم


به زندگی مشغولیم


رفتنی یه طرفه رفتیم. خلوت بود. برگشتنی هم یه طرفه آمدیم ولی شلوغ بود.


همین







نظرات() 

شانس

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 خرداد 1398-04:59 ب.ظ

امروز یه جا درد دل یه خانمی رو می خوندم. خانم متولد ۷۰ بود. جدا شده بود.

با یه آقای متولد ۷۶ آشنا شده بود و رفته بود تو رابطه. با ماشین و خونه اش همه جوره پسره رو ساپورت می کرد.

حدودا ماهی چند میلیون هم خرج پسره می کرد ، تا پسره مال خودش باشه و بمونه. ولی انگار نشده بود.

خیلی پسره رو دوست داشت ولی پسره چشمش دنبال یکی دیگه بود.

و ازین بابت حرص می خورد و ناراحت بود.





نظرات() 

عید فطر

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 15 خرداد 1398-01:21 ق.ظ

عید فطر بر شما مبارک باد.

جاتون خالی.‌





نظرات() 

منطق و احساس

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 13 خرداد 1398-10:23 ق.ظ

‏گاهی عقل و منطق برای کمک‌به آدمهای درگیر احساسات( مثلا کسی که می خواد خودکشی کنه )جواب نمی ده. باید با احساسات وارد شد و احساساتش را قلقلک داد.


توضیح اینکه کسی که اونقدر احساساتی است که می خواد خودکشی کنه( خودکشی عموما بخاطر غلیان احساس است و نه منطق )

منطق را نمی فهمه.‌ ولی احساس رو می فهمه و نقطه ضعفش هم احساسه و اونجوری راحت تر میشه بهش نفوذ کرد





نظرات() 

از توییتر

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 13 خرداد 1398-10:13 ق.ظ

‏همکلاسی پسرم برای تقلب امتحان قرآن، چند تا آیه رو با معنی نوشته رو دستش. مامانش گفته: قرآن نوشتی. با وضو باش.

اعتقادات هنوز هست



‏بزار از عشق خنده دارم بگم.

همه هزینه هاش با منه. براش خونه و لباس و وسیله نقلیه تهیه کردم.هزینه تحصیلش را می دم. موبایل براش خریدم.قبضشم خودم می دم.معلوم هم نیست با کی چت می کنه.پول توجیبی هم ازم می گیره. تازه هیچ نگاه جنسی هم بهش ندارم.دوستم داشته باشه،کافیه‌. ولی همه اش طلبکاره.



‏سوال :چی ارومت می کنه؟

جواب :تا حالا هیچ چیز و هیچ کس به اندازه یه حساب بانکی پر و پیمون برام احساس امنیت و آرامش ایجاد نکرده.

پی نوشت : با احترام به زن و دوست و مادر و خانواده



‏دم افطار امدم خونه، می بینم یه گنجشک آمده تو خونه‌ .عیال ترسیده و رفته تو اتاق در رو بسته. پنجره رو باز کردم و لی نمی فهمید. یه مسیر تکراری رو پرواز می کرد.‌منم با چادر دنبالش. خیلی خسته شد بالاخره گرفتمش و ازادش کردم. بعضی شکارچی ها خیرخواه هستند. آی ام ا شکارچی خیرخواه.


‏من متاهلم. ولی به جون خودم خبر نداشتم قراره تلگرام و اینستا و توئیتر بیاد و دنیا اینجوری بشه.

والا ازدواج نمی کردم و فقط به امورات دختران تنها رسیدگی می کردم. می بردم گردش، خرید، موقع پرو لباس نظر می دادم. هروقت به آغوش و بوس نیاز داشتند، سرویس می دادم. اموراتم می گذشت. همه راضی







نظرات() 

ماه رمضان

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 12 خرداد 1398-12:35 ب.ظ

ماه رمضان داره به آخرش می رسه و خداروشکر امسال هم سلامت بودیم و گرفتیم.

برنامه های بعد ماه رمضان تان را بنویسید، یادتون نره





نظرات() 

فیلم اختراع دروغ

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 10 خرداد 1398-07:04 ب.ظ

یه فیلمی است به نام اختراع دروغ. مال سال ۲۰۰۹ است. مثلا کمدی است. دیشب دیدمش. جالب بود.

فرض می کنه یه دنیایی است که توش هیچکس بلد نیست دروغ بگه. همه راست می گن. لذا اعتماد در حد صد است. یعنی هرچی بگی باور می کنند.

بعد دنیا خیلی کسل کننده و بد است. همه تو روی هم عیب های هم رو می گن. خیلی رک هستند. کلا خیلی خوب نگاه نمی کنند.‌واقعی نگاه می کنند و امید الکی نمی دن. رک انتقاد می کنند و غیره.

مثلا به پسره می گن مامانت داره می میره. اول صف مردنی ها هست. به مادره هم همینو می گن. صاف تو چشماش نگاه می کنه و می گه ازت متنفرم. یا تو چاق و کوتوله هستی و حس خوبی بهت ندارم و غیره.

تااینکه یه نفر دروغ رو اختراع می کنه و البته به کسی نمی گه من دروغ رو اختراع کردم. ‌ولی دروغ می گه و بقیه باور می کنند و این روحیه می ده به بقیه.


البته فیلم به انکار خدا و پیامبر هم می پردازه ولی مجموعا نشون می ده گاهی دروغ لازمه

و بودنش بهتر از نبودنشه





نظرات() 

فواید ناشناخته ماه رمضان

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 9 خرداد 1398-08:45 ق.ظ

‏دوستم می گفت یکی از فوائد ماه رمضان برای روزه گیرهای متاهل اینه که یه ماه تو روز نمی تونند به دوست دختر یا زن دوم سر بزنند و شبهاهم که توسط خانم کنترل می شوند ، لذا رابطه شون از هم می پاشه.

به این فکر کرده بودید؟





نظرات() 

نجفی

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 9 خرداد 1398-08:01 ق.ظ

کشته شدن زن دوم نجفی ، خبر داغ این روزهاست.

بحث پرستو بودن زنش و ابهامات مرتبطش هم وجود داره.

باتوجه به چیزهایی که در مورد نجفی خوندم، حس می کنم مجبور شده و راه بهتری به ذهنش نرسیده‌. به نوعی حق طرف رو گذاشته کف دستش. و البته قضاوت با خداست





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox