گاهی به باختن فکر کن

مقصر

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 13 مهر 1396-09:14 ق.ظ

ساده انگاری است که من فکر کنم دلیل پیشرفت نکردنمون رو فهمیدم. ولی خوب یکی از دلایل رو می تونم بگم. و اونم مقصر است.

یعنی یکی از علتهایی که ما پیشرفت نمی کنیم اینه که مقصر را مقصر نمی دونیم.

یعنی چی؟


اولا من وقتی می گم ما پیشرفت نمی کنیم منظورم از ما کیه؟

ما یعنی من و تو. ما یعنی خانواده و فامیل ما. ما یعنی نسل ما. مردم این کشور. کل این کشور و شاید این منطقه از جهان و ... . ما یعنی همه آدمها و سیستمها و سازمانها یی که مقصر رو مقصر نمی دونند.


حالا شما برو از مسوولین بپرس مقصر پیشرفت مملکت ما کیه؟

آمریکا. اسراییل. انگلیس . دشمنان قسم خورده. استکبار. جاسوسان. بی دینها. درحالیکه اینها شاید تقصیر داشته باشند ولی مقصر اصلی نیستند. چون همه اینها بودند و دبی پیشرفت کرد. ترکیه پیشرفت کرد. کره جنوبی پیشرفت کرد. مالزی پیشرفت کرد. خود آلمان که دشمن آمریکا و انگلیس بود و اصلا یهودی ها را آلمانی ها کشتند باز پیشرفت کرد.


برو به جوونهای بیکار و یا ناموفق بگو مقصر وضع زندگی شما کیه ؟

پدر و مادر بد. جامعه داغون. اوضاع بازار کار بد. رفیق نامرد. صاحبکار بدتر. همسایه اونجوری. راه دور و ... . ولی تو همین اوضاع یه عده می رن سرکار.

برو به یه زن و یا شوهر جدا شده‌بود مقصر کی بود:

مادر شوهر. مادر زن. دخالت فامیل زن و یا فامیل مرد.

دوست ناباب زن و یا شوهر . شرایط مالی بد و جامعه و غیره.


اصولا تا وقتی سهم خودمون از تقصیر را مشخص نکنیم چون مقصر اصلی را پیدا نکرده ایم. نمی توانیم مشکل را حل کنیم. مقصر منم که با کسی که مناسب من نبود ازدواج کردم.

مقصر منم که سر هرکاری نمی رم. یا هیچ تخصصی ندارم.

مقصر منم که بلد نیستم کشورم رو اداره کنم و آدمها را سرجان بزارم و .... .

این بود نظر من





نظرات() 

در چه جاهایی می شود خلاف رفت؟

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 11 مهر 1396-08:13 ق.ظ



اگر در خیابانها و نحوه رانندگی مردم دقت کنیم می بینیم که ملت هرجایی خلاف نمی کنند و خلاف در یه جاهایی بیشتره و یه جاهایی کمتر. حالا من تجربیاتم رو می نویسم تا شاید به درد عده ای که دوست دارند با خلاف مبارزه کنند بخوره. چون برای حل یک مشکل اول باید مشکل و ریشه های اون رو بشناسی.

۱- مردم در جایی خلاف می کنند که راه درست یا نباشد و یا برای اینکه از طریق درست به هدف برسی مجبور شی یه دور بزرگ بزنی و انرژی زیادی صرف کنی و یا در راهبندان بمانی. یعنی اگر راه های رسیدن درست مردم خوبی طراحی شده باشد خلاف کم می شود

۲- خلاف در جایی رخ می دهد که مامور و دوربین و اینها نباشد. والا هیشکی جلوی مانور و دوربین خلاف نمی کنه

۳- گاهی مامور و هم هست ولی ماموره یا بی خیاله ویا رشوه بگیر. گاهی دوربین هم هست ولی می شه پوشاند و رفت.

۴- در جایی که جایی برای خلاف رفتن نیست ، کسی خلاف نمی ره. مثلا خیابون باریکه و مردم هم همه دارند درست می رن. خوب کسی نمی تونه خلاف بره.

۵- جایی که خلاف رفتن عادی باشه، علاوه بر اینکه ترغیب می شی خلاف بری ، به معترض هم می گی اینجا همه خلاف می رن. پس نباید خلاف تو هیچ خیابون عادی بشه.

۶- باید با خلاف رفتن به جایی رسید و الا یه خیابون پهن، بدون پلیس و دوربین ، خلوت ولی حالت اتوبانی که تو می دونی همینطور خلاف هم بدی آخرش نمی تونی بری تو راه درست و به مقصد بری و همه اش باید خلاف بری ، زیاد‌ انگیزه ای ایجاد نمی کنه.

۷- هزینه خلاف هم مهمه. جایی که می دونی بگیرنت، ماشینتو می خوابونند و یا جایی که می دونی بقیه با سرعت می آن و بزنند بهت خسارت سنگینه ، آدم جرات خلاف ش کم میشه.





نظرات() 

این شبها

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 8 مهر 1396-10:52 ب.ظ

دراین شبهای محرم

تو هیئت‌ها تو خلوتهای

خودتون هرجایی

که دلتون لرزید

یا گوشه ی چشمتون

اشکی جـمع شد

به عشق امام حسین(ع)

برای ماهم دعا کنید





نظرات() 

​جنگ پارتیزانی با مذهبی ها

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 8 مهر 1396-10:51 ب.ظ

امروزه در همه گروه ها می توان کلیپ ها و متنهایی را دید که در آن به نوعی به رفتارها و کلیشه‌ها ی مذهبی حمله می شود و آنها را بد و اشتباه و خنده دار نشان می دهد. و مذهبی ها یا سکوت می کنند و یا دفاعهای بی حاصل.

معمولا برد با حمله کنندگان است ولی چرا؟

چون آنها دارند جنگ پارتیزانی می کنند. بیش از یک میلیارد مسلمان وجود دارد و یا بیش از صد میلیون شیعه وجود دارد.

کلی مراسم مذهبی وجود دارد . عقاید مسلمانان و شیعیان در منابر و تریبونهای زیادی ترویج می شود. لذا تعدادی اشتباه و خطا هم وجود دارد. تعدادی سوتی و کار اشتباه هم وجود دارد و مخالفان هم همانها را پخش می کنند و بزرگ می کنند و حمله می کنند.

ولی در جبهه مقابل خاکریز و عقاید حمله کنندگان مشخص نیست. مشخص نیست آنها چه دین و اعتقاداتی دارند. طرفداران شان چه کسی هستند. آیا آنها سوتی و خطا نکرده اند؟

چون جبهه مقابل معلوم نیست ، جنگ مذهبی ها و مخالفینشان پارتیزانی است و مذهبی در وضعیت دفاعی رفته اند. و فقط منتظرهستند ببینند از کجا حمله می شود.

نمونه اش مثلا در سفر های زیارتی

مخالفین می گویند به حج و کربلا نروید خرج فقیران کنید. حرف معقولی است ولی آیا گویندگان خودشان به هیچ سفر تفریحی خارج کشور نمی روند؟





نظرات() 

شمال

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 6 مهر 1396-04:35 ب.ظ

می خواستم تو این تعطیلات برم شمال

ولی خانمم که نمی اد. اداره‌ هم ممکنه بهم نیاز پیدا کنه.

بچه ها هم نمی ان


بعدش دیدم کار نکرده زیاد دارم. لذا تصمیم گرفتم نرم.

امروز یه جمله تکراری خوندم. نوشته بود یه روز پا میشی می بینی برای رسیدن به آرزوها ت دیر شده.


دیدم قشنگه و برای من لازمه. لذا تصمیم گرفتم تو این چند روز یه لانه کبوتر و پرنده برای خودم درست کنم تو پشت بوم. امیدوارم بشه





نظرات() 

شهید حججی

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 5 مهر 1396-08:19 ق.ظ

شهید حججی یه جوون ۲۴ ساله مال لشگر زرهی نجف و متولد نجف آباد اصفهان بود که اعزام شده‌بودند به سوریه و بدلیل نامشخص شبیخون خوردند و در حمله داعش اسیر شد. بخاطر اینهم مشهور شد که داعش فیلمش را منتشر کرد. والا سی چهل نفر دیگه هم باهاش شهید شدند ولی اسمیزازشون نیست. چون داعش چیزی در موردش ون نگفته. جمهوری اسلامی هم نمی گه.

هنوز اعلام نشده فرمانده میدان کی بوده. چرا تو اون منطقه شکست خوردیم و تقصیر و مقصر کی بوده.


در هرصورت داعش دو سه روز بعد سر ایشون روبرید و ایشون شهید شد و چون فیلمش منتشر شد مشهور شد و رفت تو تبلیغات. کاری به بقیه حواشی ندارم. فقط نمی دونم چرا آوردنش تهرات تشییع کنند. و اونم میدان امام حسین.

درهرصورت امروز صبح خیابون های اطراف خونه ما رو بسته بودند و کلی مامور ریخته بودن.

من داشتم بچه ها رو می بردم مدرسه. پسر رو بردم تو راه برگشت با پسرو جلوم ون رو گرفتند. حرف گوش ندادند منم زدم بینشان و رد شدم و رفتم.


پسرک ترسید ولی به خیر گذشت.

بعدا نوشت : متاسفانه این شهید یه سری طرفدار بی ادب هم داره





نظرات() 

قشنگ

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 4 مهر 1396-02:03 ب.ظ

قشنگ مثل روزه داری هستم که دم افطار بوی بربری پر شده توی دماغش. ولی اذون نمی گن





نظرات() 

یومیه

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 3 مهر 1396-09:59 ق.ظ

زندگی جریان دارد

مدارس باز شه و بچه ها می رن رو مخ مامانشون

مامانش ون هم توقع داره من بچه ها رو بزنم و تنبیه کنم.


بقیه مسائل هم سر جای خودش باقیست .






نظرات() 

اعتماد

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 1 مهر 1396-09:18 ب.ظ

در گذشته راه اعتماد یک مرد به همسرش باکره بودن و محدودیت بود . یعنی دختره نباید کسی رو دیده باشه. نباید حرف زده باشه. و .... .

اینجوری خیال طرف راحت می شد.

کم کم بخاطر ورود زنها به محل کار و دانشگاه دیگه حرف زدن در حد یک سوال درسی و کاری قابل پذیرش شد ولی دوستی و اینا نه.

بعد دیگه با حضور شبکه های اجتماعی و یاهومسنجر دوستی عادی شد. ولی دوستی های عادی.خونه رفتن و خوابیدن شد خط قرمز.

حالا با حضور تلگرام و بالارفتن سن ازدواج و اینها فکر کنم خوابیدن قبل از ازدواج هم دیگه کم کم عادی بشه. یا شده باشه. نخوابیدن با دیگری بعد از ازدواج بشه خط قرمز.


و با پدیده ازدواج سفید و هم خانه شدن و پارتنر شدن فکر کنم از اون خط قرمز هم عبور کنیم

نظر شما چیه؟






نظرات() 

دین

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 30 شهریور 1396-03:28 ب.ظ

شاگرد : استاد دین برای این آمده که جهنمی ها زیاد شن؟

استاد : نه. تصورت اشتباهه

شاگرد : استاد من اگر مشروب بخورم می رم جهنم؟

استاد : بله

شاگرد : اگه از دین خبر نداشته باشم؟

استاد : نمی ری جهنم. ‌چون نمی دونستی.

شاگرد : دیدی دین جهنمی ها رو زیاد می کنه.!!!!!



پی نوشت : باید تصورمان رو از دیم بهتر کنیم. دین آمده بهشتی ها رو زیاد کنه





نظرات() 

مطلب رمز دار : طوفان ناگهانی

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 29 شهریور 1396-02:38 ب.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نظرات() 

طوفان

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 29 شهریور 1396-09:08 ق.ظ

طوفان نسبتا گذشت. و همه چیز اروم شد. بدلیل شخصی ازش نمی نویسم.

می تونست منشا اتفاقهای خوب و بد زیادی بشه. ولی نشد.

امیدوارم خیر باشه






نظرات() 

آرامش قبل از طوفان

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 27 شهریور 1396-08:29 ب.ظ

این روزها روزها ی قبل از طوفان است. هواشناسی پیش بینی کرده طوفانی در راه است.

درسته گاهی اشتباه می کنه. ولی گاهی هم درست می گه





نظرات() 

ارادت یا عمل

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 25 شهریور 1396-08:36 ب.ظ

فرض کنیم یک معلم دینی داریم که خیلی آدم خوب و دوست داشتنی هست. یه شاگرد دارد به نام الف و یه شاگرد به نام ب. آقای الف همیشه از معلم تعریف می کند‌ به همه می گوید به معلم ارادت دارد. اسم معلم را اصلا روی دستش خالکوبی می کن و غیره. ولی عمل ندارد. یعنی احکام نماز را بلد نیست. روخوانی قرآن رادیو نیست. احادیث دین و احکام دین را بلد نیست. انگار اصلا سر کلاس معلم ننشسته است و کلا رفتارش با رفتار معلم سنخیتی ندارد.

شاگرد ب ادعایی ندارد. نه خود را مرید معلم معرفی می کند و نه سینه چاک می دهد حتی ممکن است بگوید معلم را نمی شناسد و یا بگوید از معلم خوشش نمی آید. ولی حرف های معلم را در عمل بکار می بندد‌ روخوانی بلد است. احکام دین را بلد است و اجرا می کند.

به نظر شما معلم به کدامیک نمره بهتری می دهد؟

مخلص کلام اینکه آیا ارادت بی عمل ارزشمند است؟

آیا عمل بی ارادت ارزشمند است؟

جواب سوالات بالا منشا رفتار و سلوک خیلی از ما ها است. بی آنکه متوجه باشیم





نظرات() 

چند جمله

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 25 شهریور 1396-12:00 ب.ظ

با یه دختر دوست بودم اسمش عاطفه بود, این جشن عاطفه ها هم کادو میخواست

حالا هی من میگفتم بابا بخدا این جشن واسه لوازم التحریر نیازمنداس

*******

‏معتاده گفت داداش یه کمکی میکنی؟

یه سیم مفتولی بلند و یه تیکه آدامس بهش دادم گفتم برو از صندوق صدقات پول دربیار

بجای ماهی، ماهیگیری یادش دادم

*********

‏كاش یه ماهی بودم و همه ی بدبختی های زندگیم بعد از هشت ثانیه فراموش میشد

*********


یه روزی

یه کسی وارد زندگیتون میشه..

کاری میکنه بفهمید قبل اون زندگی نکردید

من قول میدم که میاد

قولِ اومدنش با من

قولِ نگهداشتنش با شما

قبول؟


********

پی نوشت : چرا من یکی رو ندارم بهش بگم بهترین اتفاق زندگیم?





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox