گاهی به باختن فکر کن

توجیه

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 18 فروردین 1398-09:03 ق.ظ

بعضی چیزها توجیه نداره ولی شیرینه. مثل سیگار کشیدن

یا دوست دختر داشتن مرد متاهل





نظرات() 

بعضی

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 17 فروردین 1398-08:04 ق.ظ

‏بعضی آدمها یا اشیا هستند که وقتی از زندگی ات می رند می فهمی چی رو از دست دادی.

بعضی آدمها یا اشیا هم هستند که وقتی وارد زندگی ات می شن ، می فهمی چه چیزی رو تا حالا نداشتی


مثالهاش با شما

روز اول هفته مبارک





نظرات() 

عقل و اخلاق

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 15 فروردین 1398-04:49 ب.ظ

فرض کنید من در چهل سالگی عاشق یک دختر ۲۶ ساله شده باشم.

به دختر خوشگل با موهای بلند و قد رعنا. کمر باریک و خوش استیل.

دختری که مرا دوست داشته باشد و همه جوره پایه من باشد. و برایم همه کار بکند و عروسی نخواهد و خانواده را راضی کند و غیره.

دختری که بلد است چگونه از من دلبری کند وبا ساز من برقصد و ...‌. دختری که درآمد دارد و زیاد توقع ندارد.‌قربونش بشم چقدر خوبه.


در حالیکه یه زن خسته دارم که همه فکر و ذکرش بچه است و مرا می دوشد و بد اخلاق است و هیکلش دفرمه شده لطافت دختر فوق را ندارد.

عقل می گوید که زنت را کن و بچسب به دختر جوان و عشق و حال کن و خوش بگذران. نهایتا خرجی اولی را هم بده با بچه ها.

ولی اخلاق چی؟ نمی گوید که این زن بخاطر تو و بچه های تو اینطوری شده؟ و .... .





نظرات() 

زیارتگاه یا عبادتگاه

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 15 فروردین 1398-04:43 ب.ظ

دیشب آمدیم قم. امروز هم رفتم حرم.

حرم ها و زیارتگاه ها هر روز داره آباد وابادتر میشه.‌مساجد ولی رونق خود رو از دست می ده.

به نظرم یکی اش بخاطر این است که ما امام زاده را واسط فیض بهتری برای دریافت حاجات از خدا می دانیم. البته که یه عده به اشتباه می روند و کلا از ضریح حاجت می خوان و یا خود امامزاده.


و علت دوم می تواند افزایش بدبختی ها و بیماری های حل نشده ما باشد.

ما هیچوقت برای یه سرماخوردگی ساده و یا حتی شکستن دست و پا به امام زاده نمی رویم. چون راه حلش را می دانیم.

ولی برای بیماری هایی که راه حلش در توان ما نیست، می رویم امام زاده.

به نظرم باید عبادتگاه های خدا زیاد شود و زیارت گاه ها کم.‌و یا زیارتگاه ها به عبادت گاه تبدیل شود و همه دلها به سوی او معطوف شوند






نظرات() 

معایب زن دوم

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 13 فروردین 1398-07:59 ب.ظ

زن دوم چیز خوبیه. بخصوص اگه خودش زن خوبی باشه که دیگه خود علی نوره


ولی خوب گل بی خار کمه. لذا این رابطه هم مشکلات خودشو داره.

مهم ترین عیبش آرامش و خوشی است. ‌‌‌‌‌‌‌‌نمی تونی وقتی پیش زن اولت هستی و در حال خوشگذرانی هستی به دومی فکر نکنی.

لذا کلا دیگه نمی تونی با اولی خوش باشی. ‌همه اش فکر دومی می اد تو سرت که الان کجاست وچه می کنه .‌کاش اینجا بود.

وقتی هم یا دومی هستی یا دلت برای اولی می سوزه یا می ترسی لو بدی و .... .‌





نظرات() 

خدا کو

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 12 فروردین 1398-12:06 ب.ظ

یکی از جاهایی که انسانها به وجود خدا شک می کنند، بخصوص دیندارها به وجود خدا شک می کنند، عدم حضور خدا در بعضی از مشکلات است. که گاهی به صبر خدا و یا آزمایش خدا تعبیر می شود.

در خیلی از بلاها و مصیبتها ما توقع داریم خدا دخالت کند . بخصوص در ظلمهایی که افراد بشر در حق هم می کنند. مثلا فردی پول یه عده ای را می خورد و صاف صاف هم راه می رود و بعد می گوییم چرا خدا خدا کاری نمی کند و بعد می گویند که پس خدا کو.

این خدا کو در بلاهای طبیعی و یا نقصانهای مادر زادی زیاد به چشم می اد.

در جنایتهای جنگ ها هم خدا نیست و ... .

من همواره در اعتقادات خودم معتقد بودم که این دنیا برای خدا ارزش چندانی ندارد و از نظر او این دنیا فانی است و ماندگار نیست و اصلا ما رو فرستاده تا عکس العمل ما را در این مواقع ببیند‌ . در قرآن هم به این تعابیر اشاره شده است. ولی امروز تمثیل جالبی به ذهنم رسید که براتون می گم:

ما در خواب اتفاقات ترسناک و بد برامون زیاد می افته. هیچوقت نمی گیم چرا خدا دخالت نکرد. اصلا توقع دخالت نداریم. فقط می گیم خوب شد بیدار شدیم.

ازین دنیا هم که در دنیای بعدی بیدار شویم احتمالا همینو می گیم.





نظرات() 

مقایسه

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 10 فروردین 1398-10:01 ق.ظ

دیروز با خانمم رفتیم خونه یکی از فامیل . صحبت از قیمت زمین شد و طرف رشد قیمت چند تا از زمینهای خودش و بقیه فامیل رو گفت و ما قشنگ حس حقارت بهمون دست داد.

زمینهای بی ارزشی که الان قیمت میلیاردی داشتند. واقعا ما با کارمندی به هیچ جا نمی رسیم. بعد در برگشت قشنگ حال خانمم بد بود و دشت غر می زد که ما هیچی نشدیم و ... .

بهش گفتم که ببین اینها و این غصه ها همه اش مال مقایسه است. مقایسه نکنی خوبیم. ولی خوب مقایسه پدر آدم رو در می ارا





نظرات() 

برای کی

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 10 فروردین 1398-09:58 ق.ظ

آخه دیگه حالی به آدم می مونه؟

واقعا دیگه نه انگیزه ای برای نوشتن دارم و نه چیزی برای نوشتن

به همه تون هم حق می دم از وبلاگم خسته شده باشید.

خودم هم از همه چی خسته ام.

در آستانه رد شدن از چهل سالگی پشتم روکه نگاه می کنم، هیچ چیز درست و حسابی نمی بینم. همه اش مسخره بازی.

زندگی که توش موندم و اشتباه بود

کلی کار که تموم نکرده و نصفه گذاشتم

و هزار تا داستان دیگه

خسته شدم





نظرات() 

خاطرات نوروزی

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 7 فروردین 1398-10:03 ق.ظ

امسال خیلی عید دیدنی رفتیم و امدند.

و شاید این بخاطر حضور مادرم در تهران بود.

ماجرای سیل در شمال و شیراز هم موجب اوقات تلخی من شد.

بقیه چیزها خوب بود.

البته سفر نرفتم قرار بود بریم ولی ترسیدیم.

پی نوشت : یه فامیل داریم که خانم است و از من جوون تر است و حداقل دوبار ازدواج کرده. برادرانش هم همینطور. جالب تر اینکه برادرانش رفتند زنهای مطلقه گرفته اند. حدس می زنیم که الان خودش هم در حال مطلقه شدن است.

بعد آمده به خانمم گفته که الان پسرها دنبال مطلقه ها برای ازدواج هستند و کسی دختر بی تجربه رو نمی خواد و ازین حرفها.

منم به خانمم گفتم درسته وقتی قیمتها بالا می ره، بازار دست دوم رونق پیدا می کنه ولی قصه و علتش فرق می کنه





نظرات() 

روز چهارم

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 4 فروردین 1398-11:45 ق.ظ

چقدر زود گذشت.

امروز چهارمه.

تو این چند راه به راه آمدن خونمون عید دیدنی و البته ماهم کمی رفتیم.

مادرم و بقیه خانواده آمده بودند خانه ما . که بقیه فامیل بخاطر فوت پدرم بیایند. که امدند.

اصلا نفهمیدم کی گذشت


الان هم‌ امدم آرایشگاه . وقت کردم یه پستی بزارم





نظرات() 

سال نو مبارک

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 1 فروردین 1398-09:53 ق.ظ

سال نو مبارک باشه

امروز بعد چند روز یه کم‌خوابیدم

تا بحال تجربه سال تحویل تنهایی نداشتم. ‌دیشب هم با خانواده بودم‌.

اونها که سال تحویل تنها هستند ، چکار می کنند





نظرات() 

برنامه های 98

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 29 اسفند 1397-02:03 ب.ظ

برنامه های سال بعد خودتون رو بگید ببینم



نظرات() 

روزهای سخت

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 28 اسفند 1397-06:15 ب.ظ

روزهای آخر سال روزهای سخت شبکه بانکی است.

تعداد بالای تراکنش موجب میشه بانکها و بستر شبکه پرداخت بره زیر بار و همه اش قطع شه.

و ما استرس زیادی داریم تا مشکل را حل کنیم.

استرس می گم و استرس می شنوید.


بالاخره این روزهای سخت می گذره و روسفیدی و روسیاهی اش می مونه برای من





نظرات() 

دردها

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 27 اسفند 1397-07:56 ق.ظ

دیروز با همکارم صحبت می کردم .

می گفت همه می گن ما مردا دنبال سوراخ هستیم و احساسات نداریم ولی اینطوری نیست.

منم دوست دارم شبها پیش دوست دخترم باشم. بریم؟ شب گردی

بریم باهم قارچ و بال کبابی بخوریم. خوش باشیم

باهم بریم خرید شب عید.

ولی خوب محدودیت وجود داره دیگه. و این محدودیتها و فکر و خیالها ازار دهنده است





نظرات() 

مرد نفهم و دختر عاشق

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 24 اسفند 1397-04:20 ب.ظ

یه تفاوتهایی بین مرد ها و زنها هست که نمیشه کاریش کرد.


البته مردهایی هم شاید باشند که شبیه زنها باشند ولی خیلی سخته بفهمی که ایا اصلا مرد نیستند یا ادا در می اوردند و چون زنها رو می شناسند فیلم بازی می کنند و یا اینکه واقعا هم مرد هستندو هم احساساتی.


از تفاوتها که بگذریم سن هم فاکتور مهمی است. آدم سنش که کمتره خیلی احساسات رقیقی داره. سریع اوج می گیره و سریع آروم می شه. مثل یه حجم آب با عمق کم می شه که زود موج می گیره و یا خشک می شه و .... .

ولی در سن بالا خود بخود آروم میشی. عمیق میشی و ....

مسئله بعدی و تفاوت بعدی در مشکلات و گرفتاری ها است. یک دختر تنها که که یه کار داره و یه ماشین و یه خونه ، بزرگترین مشکلش فقط یه همدم و تنهایی است.‌ولی یه مرد متاهل با بچه، اصلا تنهایی براش دغدغه نیست و هزار تا چیز دیگه براش مهمه.


اینجوری میشه که دختره یک دل نه و صدتا دل عاشق میشه و مرده نمی فهمه و قدرش نمی دونه. و به اندازه کافی و به موقع واکنش نشون نمی ده و ..... .





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox