گاهی به باختن فکر کن

حق و حقوق

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 9 مهر 1397-05:48 ب.ظ

می دونیم که همه حق و حقوق دارند. و این غیر وظیفه ای است که دارند. و زیاد می شنویم که حق من این نبود.

حالا برای اینکه آدم از دوست دخترش نشنوه که حقش این نبود، دوست دارم بدونم حق دوست دختر چیه؟





نظرات() 

مریض

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 9 مهر 1397-01:27 ب.ظ

می دونیم مریضی های زیادی وجود دارد.

در زیر به دو نمونه اشاره می کنم


سادیسم : سادیسم یعنی از آزار دادن بقیه لذا ببریم. مثلا یکی رو بترسونیم و کیف کنیم.

نمی دونم چرا اکثر ما سادیسم را بطور مادر زادی داریم و باید رو خودمون کار کنیم تا سادیسم مون کم‌ بشه.

نباید تو رابطه بهر دلیلی دیگری رو آزار بدیم. اگه دادیم سادیسم داریم


مازوخیسم : یعنی خود آزاری. مثلا یه کاری می کنیم که ناراحت شیم. مثلا اعصابمون خورده ها.‌بعد یه جوری زار می زنیم و گریه می کنیم که بیشتر اعصابمون خورد شه. یا یه آهنگی گوش می دیم که یادش بیفتیم و غیره.


موندم تو رابطه ای که داره اذیتت می کنه نوعی مازوخیسم است.

موندم تو رابطه ای که داره به طرفت آسیب می زنه نوعی سادیسم است.



حالا وقتی یکی بهت می گه وجودت و حضورت و یا رابطه با تو منو اذیت می کنه، اگه بمونی توش حکمش چی میشه؟



هیچ چیز رو نمیشه گدایی کرد. به گدا چیز با ارزشی نمی دن. حتی با ارزش هم باشه آدم خوار و خفیف میشه.





نظرات() 

مطلب رمز دار : ای داد بر من

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 9 مهر 1397-11:01 ق.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نظرات() 

خدا نجار است

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 8 مهر 1397-12:43 ق.ظ

هر کسی با توجه به تخصص و تجربیاتش تولید می کند.

لذا خدا نجار است. دلیل اول اینکه از گذشته گفته اند خدا در و تخته رو جور می کنه.

حتما قدیمی ها می دانستند که خدا نجار است و مثلا شیشه بر نیست والا می گفتند خدا شیشه و پنجره رو جور می کنه. در نجاری ایراد بزرگی که وجود دارد ، سیستم جبران اشتباه است. شما وقتی چوب رو اشتباه بریدی، دیگه بریدی و سخت میشه جبران کرد.

دنیای خدا هم اینطوری است. اشتباهات خیلی سخت جبران میشه.

در آهنگری اشتباهات آسان تر جبران میشود

کاش خدا متخصص کامپیوتر بود .‌در اینصورت حتما دنیا کنترل و زد داشت و جبران اشتباهات آسان بود





نظرات() 

سیستم اموزشی

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 8 مهر 1397-12:41 ق.ظ

درسته سیستم آموزشی ما مشکلات زیاد داره. ولی همین سیستم آموزشی هم کلی چیز برای یادگیری داره.

یکی از مهم ترین درسها، داستان لاک پشت و مرغابی ها بود و جمله معروف لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود.

سعی کنید تا می توانید قبل از زدن هر حرفی اون رو تو دهن بچرخانید و مزه مزه کنید و بعد بگید





نظرات() 

تلخ ترین جمله

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 7 مهر 1397-11:06 ب.ظ

مجری : تلخ ترین جمله ای که شنیدی چیه؟

شرکت کننده : چون متاهلی ترکت می کنم و باهات نمی مونم





نظرات() 

کدوم قسمت

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 7 مهر 1397-10:14 ق.ظ

اکثر میوه ها و شاید همه شون خوشمزه هستند.

ولی کمتر میوه ای هست که بشه کامل خوردش. معمولا پوستشو می کنیم. و یا هسته اش رو نمی خوریم.


یعنی یک میوه را جز در مورد میوه های تمام خوشمزه مثل اون فرنگی باید با دقت خورد و قسمتهای تلهش رو نخورد.

آفریننده میوه هم منظورش از خلق میوه ، اون قسمتهای شیرینش بوده است.

البته به شرط اینکه آفریننده میوه رو قبول داشته باشیم.


حرف یه دوست خوب هم مثل میوه است. عموما ممکنه یه جای تلخی هم داشته باشه. شما باید اون قیمت تلخ رو جدا نکنی و نشنوی و کاری بهش نداشته باشی.

تمرکز کنی رو قسمت شیرین. اینجوری اوقاتت خوش است.

حالا اگه کلا دنبال قسمتهای تلخ باشی که من‌بدبختم





نظرات() 

حماقت یا معرفت

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 7 مهر 1397-12:47 ق.ظ

پاکدامنی برای کسی که تو رو خائن می دونه و بهت اعتماد نداره، حماقت است یا معرفت؟





نظرات() 

خائن

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 4 مهر 1397-06:46 ب.ظ

نمی خوان به کسی توهین کنم ولی همون طور که مرد خوب مردی است که هنوز گند کاری هاش لو نرفته

زن خوب هم زنی است که هنوز مرد مناسب جلو راهش قرار نگرفته. اگه قرار بگیره اونم رفیق می شه و اونم خیانت می کنه.

البته همیشه استثنا هم وجود داره





نظرات() 

مزاحمت

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 4 مهر 1397-01:58 ب.ظ

من تو خیابون تا حالا مزاحم کسی نشده ام و یا حداقل یادم نمی اد.

لذا فکر می کنم بقیه هم اینطوری اند.

ولی جدیدا از روی حرف خانمم دارم به این نتیجه می رسم که تهران پر از بیمارهای جنسی است





نظرات() 

جابجایی

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 3 مهر 1397-02:14 ب.ظ

گفتم که داریم جابجا میشیم.

لذا من درگیر و اونم و متاسفانه دارم یه خورده خونه رو درست می کنم تا بعد جابجا شم.

و چقدر هزینه ها سنگینه

نابود شدم





نظرات() 

ظلم

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 27 شهریور 1397-09:34 ق.ظ

یکی از ظلمهایی که در حق مراسم های عزاداری امام حسین شده است، ساختن داستانهایی است که بر طبق آن ورود هر نوع بشری و گاهی حیوانی به این دائم و شرکت در عزاداری مجاز و گاهی مستحب است. انگار هدف فقط شلوغ بودن مراسم است و کیفیت اصلا مهم نیست. انگار امام حسین هیچ دافعه و جاذبه ای ندارد و همه می توانند محب و دوست دار او باشند و او هم محب و دوست دار همه است. در حالیکه بدیهی است که انسان های بدکردار در عمل مخالف امام حسین و مکتب او هستند و قطعا امام حسین از آنها برائت می جوید.

اینگونه است که محفل عزاداری امام حسین محفل انسانهای خوب نیست. هیچ ادابی ندارد ، در حالیکه شما وقتی می خواهی نماز بخوانی باید پاک و مطهر بشوی ، وقتی می خواهی قرآن بخوانی همینطور.

ولی می توانی بی هیچ طهارت ذهن و جسم و عملی بروی عزاداری کنی و بعدش هم هیچ.

شاید نظر من غلط باشد ولی به نظرم این جفاست.

به نظر من یکی از وظایفی که افراد سالم هر هیئت بعهده دارند ، نصب یک پارچه بر سر در هر هیات است که بر روی آن نوشته باشد : ورود کسی که حق الناس به گردنش است ممنوع است.

امام حسین اجازه نداد این افراد در لشگرش بجنگند و راضی نبود که با او باشند چون می دانست این افراد هرجا باشند ، مایه ننگ اون محفل و مکان هستند. لذا قطعا راضی نیست این افراد در هیاتهای عزاداری اش هم باشند.

دیگه بنر ورود دزد و مال مردم خور و رشوه بگیر و کارچاق کن و مزاحم نوامیس، چاقوکش ممنوع

که به نظرم اوجب واجبات است.

در هر صورت باید خط امام حسین و طرفدارانش مشخص باشد. نمی شود همه زیر این پرچم جمع شوند و هرکاری بکنند. بالاخره هر پرچمی عقاید و طرفداران خود را دارد. والا ... .





نظرات() 

دعوا

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 26 شهریور 1397-08:56 ب.ظ

هر از گاهی یه دعوا راه بنوازید تا بعضی حرفها رو بشنوید





نظرات() 

سورپریز

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 26 شهریور 1397-11:57 ق.ظ

امروز صبح خانمم ساعت هشت زنگ زد و احوالپرسی کرد. خیلی تعجب کردم. گفت صبحانه خوردی؟ الکی گفتم فقط یه چایی. ( ولی یه مقدار بیسکویت هم خورده بودم )

بعد دوباره احوالپرسی و خداحافظی.

با اینکه عجیب بود ولی با خوش بینی ردش کردم.

یک ربع ساعت بعد شایدم کمتر زنگ زد و گفت سریع یه ۵۷تومن پول بریزم به حساب یه کسی. تا یه لباسی رو سریع بخره.

حین صحبت من صدای دخترم رو هم می شنیدم. گفتم هانی پیشته؟ گفت نه.

تا اینکه یه ربع بعد از نگهبانی زنگ زدند که بسته داری. گفتم من؟

گفت اره. رفتم گرفتم. دیدم یک جعبه حاوی صبحانه است. و چه صبحانه کاملی.

و بعد فهمیدم دخترم فرستاده.

واقعا سورپریز شدم





نظرات() 

سالگرد عقد

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 26 شهریور 1397-10:45 ق.ظ

چند روز پیش سالگرد عقد ما بود. احتمالا یه پست چرک نویس در موردش بزارم. اصلا دوست ندارم عمومی بنویسم چی شد.

ولی اون پست زن ضعیف بهش مربوطه





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox