گاهی به باختن فکر کن

رابطه یک طرفه

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 24 شهریور 1396-03:10 ب.ظ

منظورم اینجا از رابطه یک طرفه رابطه جنسی است.

گاهی یکی از طرفین با دیگری رابطه جنسی برقرار می کند در حالیکه اون یکی علاقه ای ندارد . به نظرم این کار بیشتر توسط مردها انجام می شه.

در هر صورت دو حالت بیشتر نداره. یا نمی دونه اون یکی علاقه ای نداره و یا می دونه.

اگه می دونه دو حالت داره یا براش مهم نیست و می خواد حالش بکنه

یا اینکه براش مهمه ولی دلایل دیگه ای داره.

.یکی از این دلایل که گاهی دلیل منم هست اینه که بخاطر نیاز جنسی مجبور نشم بدم تو بغل یه زن دیگه.

فقط نمی دونم این دلیل برای اون هم قانع کننده هستیا نه





نظرات() 

جمعه

نوشته شده توسط :بی کلک
جمعه 24 شهریور 1396-03:09 ب.ظ

جمعه ها

همه چیز تعطیل است

جز...

دوست داشتن تو

که از همان

اول صبح دست به کار میشود!!

☺️♥️





نظرات() 

سالگرد عقد

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 23 شهریور 1396-10:45 ق.ظ

امروز سالگرد عقد ما است. امروز هم تولد همه شهریوری های طرف ما است. لذا خونه مادرزن جمع هستیم و تولد می گیریم.

لذا دیشب شام رفتیم بیرون و یه پاستا خوردیم و یه کارت هدیه به خانمم دادم. ایشون هم زحمت کشید و هیچی به من نداد.

و فکر کنم کلا یک تشکر هم نکرد.


به قول پسرم دیشب سالگرد دستشویی رفتن فرشته محافظ بابا بود.


پی نوشت : یک نفر داشته تو خیابون می رفته یهو یکی بهش می گه وایسا. وایمیسه . یه سنگ از آسمان می خوره زمین جلوش.

مرده به فرشته می گه تو کی هستی? می گه فرشته نجات تو. می گه چندسال پیش موقع ازدواج من کجا بودی?

می گه یه سر رفتم دستشویی بیام. دیدم خودتو بدبخت کردی





نظرات() 

آدمهای کوچک

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 21 شهریور 1396-10:03 ق.ظ

دوسه روزه حقایق تلخی رو فهمیدم.

فهمیدم این همکارم چقدر زیر آب منو زده. چقدر رفته پشتم دروغ گفته.

فهمیدم سر فیش حقوق من چقدر جنجال شده. تو جلسه مدیران بحث شده.

فهمیدم که اگه کاری به کسی نداشته باشی باز باهات کار دارند.

فهمیدم چرا فیش منو گرفتند. چرا فیش ها رو از سامانه برداشتند‌

فهمیدم چقدر آدم تاثیر گذاری بودم و خبر نداشتم





نظرات() 

عقد

نوشته شده توسط :بی کلک
یکشنبه 19 شهریور 1396-12:12 ب.ظ

دیروز عقد برادر زنم بود.

چند ملیون هم این وسط من خرج کردم. خرجها بالاست.

دیروز بعد از آرایشگاه که خانمم و دخترم رو ازش برداشتم رفتیم اتلیه.

فکر کن من تو فکر بودم طلاق بگیرم یا نه؟

بعد باهم رفتیم اتلیه.


ازون بدتر اینکه چند روز دیگه سالگرد عقدمون است.


راستی دیشب هم بد نبود و گذشت.

دیگه همین.







نظرات() 

حال روز

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 شهریور 1396-07:48 ق.ظ

این روزها رابطه با همانده خراب است شدید.

رابطه ج ن س ی هم همینطور.

لذا تو خیابون و اداره و غیره همه به چشمم می آیند.

بخصوص خوشگلها.

و حوصله وارد کردن یه آدم دیگه و رابطه رو ندارم.

فقط به آدمها نگاه می کنم و به چشمم می ان. ولی نخ نمی دم.

به زن گرفتن هم فکر می کنم.

هرکی از بیرون نگاه کنه می گه این خودش زن به این خوبی داره و قشنگی . ولی هیشکی از دلم خبر نداره.


پی نوشت : امرور عقد برادر زنم است و تالار و ... .






نظرات() 

جفت

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 شهریور 1396-07:42 ق.ظ

نمی دانم.

شاید در رحم مادر که بوده ایم، به ما قول داده آمد که اگر بچه های خوبی باشیم و لگد نزنیم و غذا بخوریم در دنیای بعدی یک جفت اجباری نخواهیم داشت و خودمان می توانیم جفتمان را از بین کلی جفت متفاوت انتخاب کنیم‌.


حتی شاید گفته باشند که جفت را می شود در دنیای بعدی عوض کرد.


شما می دانید؟





نظرات() 

عید غدیر

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 18 شهریور 1396-07:35 ق.ظ

عید غدیر بر شما مبارک باد

امیدوارم در این روز عیدی های خوب از سیدها بگیرید.


و اعمال تون طوری باشه که فرقی بین شما و کسانیکه شیعه علی نیستند دیده بشه و باعث افتخار حضرت علی باشید. ( من خودم نیستم )






نظرات() 

جامعه داغون

نوشته شده توسط :بی کلک
پنجشنبه 16 شهریور 1396-03:23 ب.ظ

امروز دوستم یه فیلم برام فرستاد. داشت با یه دختره ور می رفت. البته فقط دختره تو فیلم معلوم بود که کاملا لخت بود

گفتم این چیه؟ گفت هیچی نامزد کرده بوده و بعد باباش پسره رو با سیگار دیده بوده و بهم زده بود. و الان هم دختره خدمت دوست ما آمده بود بعدش.

تعریف می کرد که چقدر هات و ... و ازین حرفا.

گفتم این فیلم ر برای بابای دختره بفرست متوجه عواقب کارش بشه. به من چه.

ولی دختر خوشگل و خوش هیکلی بود.


از اون طرف رفتم تو دیوار دیدم کلی مردها و پسرهای مهربون آگهی کردند که اسکان رایگان به خانمها می دن‌

فقط در ازای کمی کار در منزل. همه هدفشون این بود که امورات منزلشان بگذره. فقط عیبش این بود که همه دنبال دخترهای دانشجو و مجرد و زیر سی سال یا زیر سی و پنج بودند.

یعنی خانم چهل ساله نمی تونه کار خونه بکنه؟

خوب با وجود این امکانات قطعا دیگه کی می ره زن بگیره ؟مگه خله؟





نظرات() 

پس انداز

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 15 شهریور 1396-01:25 ب.ظ

میزان قدرت هرکسی در هر سازمانی به اندازه مقدار حمایت رییسش ضربدر قدرت رئیسش است.


مثلا مدیرعامل یه سازمان اگه ازت خوب حمایت کنه ، حله. تو اون سازمان برای خودت کسی هستی.

ولی خوب این به شرطی است که شما هم برای اون مدیرعامل یه جایی یه کار با ارزشی کردهدباشید.‌به نوعی براش متفاوت و ارزشمند باشید. قطعا ازتون یه توقعاتی داره.


این وسط داشتم فکر می کردم اگه خدا از آدم حمایت کنه چی می شه؟

بعد دیدم خوب منکه کاری برای خدا نکردم تا خدا ازم حمایت کنه.


دارم خیلی عارف می شم؟؟؟؟؟



نظرات() 

فکر ما

نوشته شده توسط :بی کلک
چهارشنبه 15 شهریور 1396-08:51 ق.ظ

ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺎﺩﮐﺎﻣﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛

ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺣﻔﻆ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﮐﺎﺭ ﺳﺨﺘﯽ ﺍﺳﺖ ...!

ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﻨﯿﻢ؛

ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻﮐﺲ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ...!

ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﻫﻤﻪﯼ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺷﻮﺩ؛

ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﻧﯿﺎﺯ ﻣﺎ ﭼیست؛ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ...!

ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﻣﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ؛

ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ﻧﯿﺎﺯ داشتیم...!

ما فکر می کردیم مرد باید قوی باشد و از زن مراقبت کند؛

نمی دانستیم قرار است که ما از یکدیگر مراقبت کنیم....!

ما فکر می کردیم اگر به دنبال اهداف شخصی و رشد خود باشیم بی وفایی است؛ نمی دانستیم بیش از حد به حریم یکدیگر وارد شدن چقدر می تواند خفقان آور باشد...!

ما فکر می کردیم وقتی طرف مقابل رشد کند، تهدیدی برای دیگری است؛ نمی دانستیم هر کدام آن قدر خوب هستیم، که احساس تهدید شدن نکنیم...!

ما فکر می کردیم هر کس در خواست کمک کند ضعیف است؛ نمی دانستیم همه به کمک نیاز دارند...!

ما فکر می کردیم پول ما را ایمن می کند؛ نمی دانستیم که امنیت؛ یعنی بدانید که می توانید زندگی تان را بسازید، و در کنارش مادیات هم قرار دارد...!

ما فکر می کردیم دیگری به ما عشق نمی ورزد؛ نمی دانستیم که ما عشق او را احساس نمی کنیم و نمی پذیریم...!

او گمان می کرد من خوشحالم نمی دانست چقدر ترسیدم...!

من گمان می کردم او خوشحال است؛ نمی دانستم چقدر ترسیده است...!

ما نمی دانستیم...

ما فقط نمی دانستیم...

خیلی چیزها بود که نمی دانستیم...!

بر گرفته از کتاب "ﺑﺎﺧﺘﻦ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ، ﯾﺎﻓﺘﻦ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ"

ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ : ﺳﻮﺯﺍﻥ ﺟﻔﺮﺯ






نظرات() 

مقایسه

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 14 شهریور 1396-10:01 ق.ظ

دیشب با خانمم و بقیه رفته بودیم طلا بخریم ( برای هدیه سر عقد به داداشش )

اونجا تو مغازه یه گرن بندی رو نشون داد به خواهرش و گفت اینو یه پسره برای دوست دانشگاهش هدیه آورده و ازش خواستگاری کرده.

گفت پسره برای خواستگاری و همون روز اول یه چنین هدیه‌ای داده. قبلا به منهم گفته بود. حدود پونصد می ارزید.

قبلا چیزی نگفته بودم ولی این دفعه یهویی به حرف آمدم . ( اخه خواهرش هم مجرد است و دم بخت و گاهی براش خواستگار می اد )

گفتم اخه نباید مقایسه کرد. این دختری که ایشون می گه خودش دوتا خونه داره و ماشین داره و شغل خوب داره . خوب قطعا خواستگارش با یه دختری که اینها رو نداره فرق داره.


کلا در مقایسه باید به خیلی چیزها دقت کرد و ظاهر زندگی ها رو با باطن زندگی ها اشتباه نگرفت. و مقایسه کار خوبی نیست. دشمنی و کدورت می اره





نظرات() 

مطلب رمز دار : برای من ( متاهلی )

نوشته شده توسط :بی کلک
سه شنبه 14 شهریور 1396-07:38 ق.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نظرات() 

زهر زنه

نوشته شده توسط :بی کلک
دوشنبه 13 شهریور 1396-07:14 ق.ظ

یادتونه گفتم این مدیر من فیش حقوقی منو به بهانه افزایش حقوق گرفته و اینها.

تابلو بود شر می کنه و حالا هم شر کرده .

این همون زنه بود که گفتم اولین مدیر منه که زنه.

فعلا هم که ازش خیری ندیدم.

از زنها کی قراره یه خیری به من برسه؟ ( البته خداییش از بعضی هاشون یه وقتهایی رسیده )





نظرات() 

چهل سالگی

نوشته شده توسط :بی کلک
شنبه 11 شهریور 1396-03:32 ب.ظ

یه روزی نه چندان دور به یه دوستی گفتم مدتهاست ازن می شنوم که از همسرت شاکی هستی.

الان بیست و چهار سال است. اینطور نباشد که چهار سال دیگه اوضاع همین باشد.‌تو که بچه نداری. یا درست کن و غر نزن و یا جدا شو و خلاص.


داشتم فکر می کردم این شرح حال منم هست.

به چهل سالگی دارم نزدیک می شم. نه از شغلم راضی ام.

نه از زنم

نه از وضع تحصیلات

نه از درآمد.

نه از تفریحات

نه از هیکل

کلا حدودا از هیچی راضی نیستم و این اصلا خوب نیست.

همین





نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox